
الهام غلامي - بيگمان انقلاب ايران در سال 57 يك انقلاب فرهنگي بود و شاهد بوديم همزمان با حركت خودجوش مردمي براي براندازي رژيم طاغوت كه از دهه 40 شكل گرفت، هنر و به خصوص نمايش نيز گامهاي اوليه حركت انقلابي خود را شروع كرد و در اين سالها شاهد خلق متون نمايشي با مضمون عدالت خواهي و ستيز عليه ظلم و ستم رژيم پهلوي بوديم و بعد از پيروزي انقلاب مضامين انقلابي نمود بيشتري در ساحت روبنايي آثار پيدا كرد و به وضوح پيامهاي انقلاب حضور خود را در آثار نمايشي تثبيت كردند. در حالي كه حضور و فعاليت در تئاتر انقلابي توسط هنرمندان به صورت خودجوش راه خود را آغاز كرده بود، در دو دهه گذشته با مطرح كردن آثار سفارشي و چسباندن اين برچسب به اين آثار فاخر و ارزشي، زمينههاي حضور اين گونه نمايشي كه ميتوانست به عنوان ژانر تئاتر ملي و ايراني شكل بگيرد در نطفه نابود شد و همين نكته سبب شد كه جشنواره تئاتري كه ميتوانست پس از گذر از تنگناها و مشكلات ابتدايي به يكي از معتبرترين فستيوالهاي نمايشي لااقل در سطح منطقه خاورميانه بدل شود، در هر دوره با چنان آسيبهايي دست به گريبان باشد كه حتي در اعتلا و توسعه تئاتر ايران هم نقش كمرنگتري از حد انتظار بالايي كه از ْآن ميرفت را ايفا كند و در راستاي بررسي روند تاثير اين جشنواره بر تئاتر كشور با هنرمنداني ازسه نسل پيشكسوت، نسل اول و نسل سوم تئاتر كشور گفتوگوهايي انجام داديم كه حاصل آن تحت گزارش زير به صورت مشروح بيان شده است.تعامل بين هنرمندان و مديران كجاست؟
بر هيچكس پوشيده نيست كه برگزاري جشنوارههاي تئاتري براي رشد تئاتر كشور امري ضروري محسوب ميشود اما بايد براي دستيابي به رشدي مناسب، كيفيت جشنوارهها را نيز مدنظر قرار داد. صرف برگزاري جشنواره نميتواند در راه اعتلاي تئاتر كشور موثر باشد و اين مسألهاي است كه ما در طي اين چند سال اخير مدام شاهد آن بودهايم كه مسؤولان صرفا براي انجام وظيفه به برپايي جشنوارههاي تئاتري ميپردازند بيآنكه برنامهريزي مدوني براي دستيابي به اهداف كوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت خود داشته باشند.
پرويز پور حسيني، هنرمند پيشكسوت و نام آشناي تئاتر ايران كه با بازي در نمايش «آخرين پر سيمرغ» در جشنواره بيست و هشتم تئاتر فجر حضور دارد در اينباره معتقد است: «پيداست كه با برپايي جشنوارههايي كه از ضعف برنامهريزي در بطن خود رنج ميبرند به جز صرف بودجه و عدم پيشرفت كيفي و كمي در تئاتر كشور به چيزي دست پيدا نخواهيم كرد. شايد جشنواره تئاتر فجر در اين بين از ساير جشنوارهها موفقتر باشد اما خود اين رويداد نيز با آسيبهايي دست و پنجه نرم ميكند. عاري بودن كيفيت در جشنوارههاي تئاتري و معضل جشنوارهزدگي در تئاتر و هنر كشور يكي از اساسيترين دلايل عدم رغبت حضور كارگردانان نام آشناي اين هنر در جشنوارهها ست.»
اين بازيگر پيشكسوت همچنين ميافزايد: «حضور جوانان خلاق و پرنشاط در صحنه تئاتر بسيار پسنديده است و آنها ميتوانند در آينده سرمايههاي خوبي براي تئاتر حرفهاي ما به حساب آيند. اما زماني ميتوانيم به باردهي اين جوانان در آينده اميدوار باشيم كه حاصل تجربههاي پيشكسوتان با شور و نشاط جوانان در عرصههاي رقابتي ممزوج شود تا ضمن برآيند كيفي اين رخداد اميدوار باشيم كه آن تجربيات به نسلهاي جوان منتقل ميشود و اين هنرمندان جوان ميتوانند با افزودن خلاقيتهاي فردي شروع به تحول و جريانسازي در عرصه هنرهاي نمايشي نمايند. تعامل مديران و هنرمندان در رسيدن به اهداف مشترك رمز رهايي تئاتر ايران از ركود حاضر است. تا زماني كه پيكان اهداف متوليان، مسؤولان و هنرمندان به سمت يك هدف جهتگيري نشده باشد نميتوان حتي ذرهاي به اقبال و موفقيت تئاتر و جشنوارههاي آن اميد بست.»
تئاتر شهرستانها در بيتوجهي محض
بيتعارف بايد گفت كه برگزاري جشنواره تئاتر فجر در طي چند سال اخير بيشتر به صورت امري عادي براي مسؤولان تبديل شده است چرا كه جشنواره تئاتر فجر به عنوان بزرگترين اتفاق تئاتري در كشور نبايد در يك ماه و نهايتاً در يك فصل سرلوحه تئاتر كشور باشد و باقي ايام به فراموشي سپرده شود. بايد جريانات پيش آمده در بطن اين جشنواره در ادامه سال مورد استفاده قرار گيرد تا بتوانيم با جرقههاي ايجاد شده در آن به افروختن آتش تئاتر در كشور كمك رسانيم نه اينكه از اين جشنواره با اين ابعاد تنها به مثابه يك نسيم كمرمق براي افروختن شعله نيمسوز تئاتر كشور استفاده كنيم.
فرهاد اصلاني، بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون كه چند سالي است از در آثار نمايشي حضور نمييابد درباره جشنواره تئاتر فجر و تاثير آن بر جريان تئاتر كشور با بيان اينكه وضعيت تئاتر ايران بر عكس گفتهها و شنيدهها آنقدرها هم خوب و به سامان نيست تصريح ميكند: «اينكه بخواهيم با اتكا به جشنواره تئاتر فجر تئاتر خود را زنده و پويا نشان بدهيم، كار منطقي و عقلاني به حساب نميآيد. اين شكل كار كردن براي تئاتر كشور و متكي بودن به برگزاري جشنوارههاي متعدد تئاتري ممكن است براي مديران در افزودن بيلان آماري كار مفيد باشد اما سبب بروز اتفاقي خاص و پيش برنده در جريان تئاتر كشور نميشود.
با توجه به شعارهاي مسؤولان در ارتباط با توجه به تئاتر شهرستانها، وضعيت تئاتر در شهرستانها بسيار نااميدكننده است. وضعيت تئاتر در شهرستانها نسبت به سالهاي گذشته نه تنها رشدي نداشته بلكه به عقيده من آشفتهتر نيز شده است و بسياري از كارگردانان تئاتر شهرستانها به سبب اين بيتوجهيها دچار سرخوردگي شدهاند و تئاتر را كنار گذاشتهاند.»
اصلاني دليل كنار كشيدن چند ساله خود از تئاتر را نامشخص بودن سليقه حاكم بر تئاتر كشور عنوان و خاطرنشان ميكند: «در همين جشنواره تئاتر فجر شاهديم كه يك مدير تأكيد خود را بر متون ايراني ميگذارد و مديريت بعدي به متون خارجي توجه ميكند، گروهي به دنبال نمايش ملي هستند و دستهاي به دنبال تئاتر ديني، با اين شرايط من و بسياري ديگر از هنرمندان اگر هم قصد حضور در جشنواره يا تئاتر كشور را داشته باشيم هم نميتوانيم در اين آشفته بازار به هدفي معين كه همان كمك به اعتلاي تئاتر كشور به سهم خودمان است بپردازيم.
آشفتگيهاي فراوان موجود در تئاتر سبب شده كه تئاتر و جشنواره تئاتر فجر به صورت سطحي به حيات خود ادامه دهد و داراي عمق نباشد. مديران و هنرمندان تحت اجبار با يكديگر برخورد ميكنند و اين رابطه، رابطه علاقهمندانهاي نيست و هر دو طرف معتقدند كه طرف مقابل دردسر ايجاد ميكند و تفاهمي هويت ساز، جريان ساز و پيش برنده در فضاي تئاتر كشور و جشنواره تئاتر فجر وجود ندارد كه تاثيرات منفي آن ناخودآگاه به تئاتر كشور نيز سرايت خواهد كرد.»
به درخواست هنرمندان بها داده شود
نيما دهقان، كارگردان جوان اما شناخته شده تئاتر با اشاره به اين مساله كه در شرايط كنوني برپايي چنين جشنوارهاي با اين گستردگي حركت مثبتي تلقي ميشود ولي در عين حال مسؤولان تئاتر كشور بايد توجه ويژهاي به توليدات نمايشي اين جشنواره داشته باشند ميگويد: «جشنواره تئاتر فجر محلي براي حضور هنرمندان تئاتر و تعامل بين آنها در يك برهه مشخص از زمان براي ارائه آثار نمايشي است. يك جشنواره زماني اهميت ويژه مييابد كه مديران تئاتري اجراهاي برگزيده آن را انتخاب كرده و ضمن عقد قرارداد با گروهها، آنها را براي اجراي عمومي در داخل و خارج از كشور ترغيب كنند.»
اين كارگردان كه با نمايش «خنكاي ختم خاطره» در جشنواره بيست و هشتم تئاتر فجر حضور دارد سياست برگزاري جشنواره تئاترفجر را پايهريزي شده بر دو محور اساسي نمونه سازي و حمايت از گروههاي نمايشي عنوان ميكند و ميافزايد: «در سياست نخست، در راستاي سياستهاي كلان هنرهاي نمايشي كشور با برخي گروهها قرارداد كاري بسته ميشود و در سياست دوم حمايت از گروههاي نمايشي جهت توليد تئاتر انجام ميگيرد. هنرمندان تئاتر توقع دارند پس از اجراي نمايشهاي خود در جشنوارهها، اين آثار به صورت دورهاي در سطح كشور به نمايش درآيند و در صورت تحقق اين خواسته است كه ميتوانيم اميدوار باشيم تئاتر فجر ميتواند تاثيرات مثبت خود بر بدنه تئاتر كشور را افزايش دهد.»