بهمن جلالی هنرمند عکاس و مدرس عکاسی، عصر روز ۲۵ دی در تهران بر اثر بیماری سرطان در سن ۶۵ سالگی درگذشت. جلالی که ماه گذشته از ابتلائش به سرطان پانکراس مطلع شده بود برای معالجه عازم آلمان شد و پس از یکدوره درمان به ایران بازگشت. اما بنا به گفته یکی از نزدیکان 25 دی در بیمارستان تهران کلینیک بهخاطر حاد شدن مشکلات کبدی دارفانی را وداع گفت. بهمن جلالی متولد سال ۱۳۲۳ در تهران بود. او که لیسانس اقتصاد خود را از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) گرفته یکی از بهترین عکاسان ایران به شمار میآید. بهمن جلالی پس از پایان دوران خدمتش عازم انگلستان شد و در استودیوی «جان ویکرز» عکاس سرشناس آن دوران شروع به کار کرد. همکاری او با استودیوی جان ویکرز منجر به عضویت او در انجمن سلطنتی عکاسان انگلستان شد. او در مسابقهای تحت عنوان «نمایشگاه هنر آفریقای سیاه در ایران» شرکت کرده و پس از آن که به عنوان عکاس برتر ایران انتخاب میشود از هفت کشور مهم این قاره شامل کشورهایی چون نیجریه، غنا، سنگال، ساحل عاج، سیرالئون و … عکاسی میکند. این عکسها در مجموعهای تحت عنوان «کتاب هنر آفریقای سیاه» به چاپ میرسد. جلالی اولین نمایشگاه انفرادی خود را در سال ۱۳۵۰ برپا کرده است. اما برپایی نمایشگاهی در سال ۱۳۵۶ در نگارخانه شهر به عنوان نقطه عطفی در زندگی هنری جلالی قلمداد میشود. سال ۱۳۵۷ سال بهمن جلالی و عکاسان مشهوری چون مرحوم گلستان بود. آنها با به تصویر کشیدن روزهای انقلاب، نایابترین لحظات تاریخ معاصر ایران را به ثبت رسانده بودند. جلالی بعدها درباره آن روزها گفته بود: «اتفاقی جلوی چشممان میافتاد که فقط در کتابها در مورد آن خوانده بودیم؛ چیزهایی مثل انقلاب اکتبر (انقلاب روسیه) یا انقلاب کوبا. انقلاب به قدری عجیب و جذاب بود که میخواستیم هر تکه آن را بخوریم. برای ما که در دوره خود هیچ اتفاقی را ندیده بودیم خیلی تازه بود. عکاسی از این اتفاقات هم لذت داشت. حتی از خطری هم که وجود داشت لذت میبردیم. دوست داشتیم جلوتر از همه باشیم و همیشه فکر میکردیم که ممکن است همه افراد تیر بخورند ولی چون ما عکاسی میکردیم تیر نمیخوریم. همه عکاسها این جوری فکر میکردند.»سال ۵۸ دولت ایران او را به نیکاراگوئه فرستاد تا از انقلاب تازه به پیروزی رسیده این کشور عکاسی کند ولی کمتر کسی عکسهای جلالی و روایتش را از اوضاع و احوال این کشور و انقلاب آن دیده است. با آغاز جنگ تحمیلی جلالی راهی خرمشهر میشود. ماحصل این عکسها کتاب «خرمشهر» بود که فقط دو بار تجدید چاپ شد. البته اخیراً بهمن جلالی توانست ۱۲۵ اسلاید و عکسهایی از اشغال خرمشهر و هشت سال دفاع مقدس را در برلین به نمایش بگذارد و فیلمی ۱۲ دقیقهای را نیز در فستیوال فیلم و عکس مستند برلین عرضه کند. او در این «اسلایدشو» که نام «روایت شهری که بود» را انتخاب کرده است چگونگی اشغال این شهر را نشان داد. بهمن جلالی طی این سالها گردآوری و اصلاح نگاتیوهای شیشهای گنجینه کاخ گلستان را برعهده گرفت. جلالی با نگاهی متفاوت این عکسهای قاجاری را تغییر داده و در نمایشگاههایی در خارج و داخل کشور به نمایش درآورده است. برخی از آثار او که به صورت کتاب درآمدهاند عبارت است از: روزهای خون، روزهای آتش (با همکاری کریم امامی)، خرمشهر، کتاب عکاسی سیاه و سفید (با همکاری کریم و گلی امامی)، گنج پیدا (عکسهایی از دوران قاجار) و...بهمن جلالی در پیشگفتار کتاب «گنج پیدا» (که در واقع کتاب چاپ شده از همان نگاتیوهای مکشوفه و نگاتیوهای آلبوم خانه است) دوره عکاسی که از حدود سالهای ۱۲۶۰ هجری قمری در ایام سلطنت ناصرالدینشاه شروع و تا دوران کوتاه سلطنت احمدشاه ادامه داشت را «دوران طلایی» عکاسی ایران نامیده است. برگزاری بیش از ۵۰ نمایشگاه عکس در ایران، فرانسه، آلمان، مجارستان، چکسلواکی سابق، فنلاند، اسپانیا و سایر کشورها، تدریس و تحقیق در دانشگاههای تهران، هنر و دانشگاه آزاد و مرکز تحقیقات و مطالعات ارشاد از سال ۱۳۵۹ تاکنون، همکاری با پروژه چاپ کتاب عکسی درباره ایران که در آلمان به چاپ رسیده، تحت عنوان «ایران»، تأسیس عکسخانه ایران، سردبیری فصلنامه «عکسنامه» از دیگر فعالیتهای این استاد عکاسی است. بهمن جلالی میگفت: «بزرگترین لذت بنده در زندگی این است که عکسهایی بگیرم که خودم و دیگران از دیدن آنها لذت ببریم. این روزها نمیتوانم اینگونه ساده و راحت عکس بگیرم. البته شاید هم در روزهای اولی که در ابتدای راه بودیم و عکاسی بلد نبودیم اینگونه عکس میگرفتیم، اما بعدها متأسفانه با حرفهای گنده گنده آشنا شدیم و همین مسأله صداقتی که میان ما و دوربینهایمان وجود داشت را کاهش داد. قرار بود در بهار سال ۲۰۱۱ جایزه معتبر «سپکتروم» از سوی بنیاد فرهنگی ایالت «نیدرزاکسن» آلمان به این هنرمند عکاس اهدا شود. محسن راستانی: آموزههای بهمن جلالی ما را به عکاسی متعهد با کارکرد اجتماعی رساند محسن راستانی معتقد است: جای تاسف دارد که بهمن جلالی در کشور خودش نتوانست تاریخچه مدون عکاسی را بهرغم تمام تلاشهایش ثبت کند؛ در حالی که وزیر فرهنگ فرانسه نمایشگاه 165 سال تاریخ عکاسی ایران را برپا میکند و اسپانیاییها نیز کتابش را منتشر میکنند. این هنرمند عکاس به ایسنا میگوید: بهمن جلالی با نام عکاس اجتماعی ایران شاخص است و هرگاه درباره عکس و عکاسی صحبتی میشود، قطعا نام جلالی بهعنوان یک معلم دقیق، مهربان و متعهد قرار میگیرد. او با اعتقاد بر اینکه وجه معلم بودن جلالی از سایر ابعاد وجودیاش پررنگتر است، تصریح میکند: بهمن جلالی فردی بود که عنوان عکاسی اجتماعی را با تلاشهای خود از دوران جوانیاش در جامعه به ثبت رساند و بههمین دلیل امروز از او بهعنوان شاخص عکاسی اجتماعی ایران یاد میشود. راستانی تصریح میکند: جلالی وقتی از عکس سخن میگفت نسبت به کارکرد اجتماعی آن معتقد بود و تلاش داشت فراتر از یک علاقه و با نگاهی متعهدانه نسبت به عکاسی برخورد کند. به همین دلیل سخنوری و جایگاه او در جامعه عکاسی متفاوت بود. او یادآور شد: بهمن جلالی به تاریخیبودن عکس اعتقاد داشت. اگرچه در زمان حال عکس را تولید میکرد، اما به عمق تاریخی آن باور داشت و قضاوت آن را شناور میدانست. به همین دلیل معتقد بود عکس به عنوان یک سند قابل رؤیت و یک پدیده اجتماعی اهمیت دارد. همین خصوصیت هم باعث شده بود تا در میان همسالان خود در تعریف عکاسی و نگاه به عکاسی سبقت بگیرد و دیدگاه متفاوتی را ارائه بدهد. او با اظهار تأسف از عدم توجه جدی به بهمن جلالی با توجه به جایگاه ویژه او در عکاسی ایران میگوید: متأسفم که بهدلیل عدم وجود مدیریت فرهنگی و بلوغ نگاه فرهنگی، بهمن جلالی امروز فردی غریب در این حوزه محسوب میشود. در حالی که دستاوردهای او به تربیت شاگردان مستعد و پرورش نسل امروز عکاسی منجر شد. راستانی میافزاید: متأسفانه شرایط خوب اجتماعی و ارتباط روانی مساعد و درستی امروز میان ما وجود ندارد و همهچیز تحتنظر یک اتهام و تهدید شکل میگیرد و هر روز هم این اتفاق افزایش مییابد. پس اگر کسی بهمن جلالی را نمیشناخت و این انعطاف را نداشت، او را فردی ناسازگار معرفی میکرد، در حالی که بهمن جلالی در خلوت خود مردی لطیف، ایرانی و متعهد بود و وقتی به ابعاد وجودی او فکر میکنم مرا به یاد مرتضی ممیز میاندازد. او باور دارد: بهمن جلالی یکی از شاخصهای بزرگ عکاسی معاصر ایران بود و اگر من امروز به عکاسی فکر میکنم و راهم را ادامه میدهم باعث و بانی آن را بهمن جلالی میدانم که آموزههایش ما را به یک عکاسی متعهد با کارکرد اجتماعی رساند. صادق تیرافکن: بیشک نسل امروز مدیون بهمن جلالی و کارهای اوست صادق تیرافکن میگوید: چه خوب میشد تا فضایی همچون عکسخانه شهر برای نگهداری عکسها و دستاوردهای بهمن جلالی مورد استفاده قرار بگیرد. این هنرمند عکاس عنوان میکند: بهمن جلالی یکی از افراد فعال در حوزه عکاسی بود که نهتنها برای تاریخ عکاسی بلکه برای تربیت نسل امروز عکاسها نیز فعالیت زیادی کرد. او گفت: جلالی برای من انسان پرتلاشی بود که فعالیتهایش برای عکاسی قابل قدردانی است و بیشک نسل امروز بهنوعی مدیون او و کارهایش هستند. امیدوارم مجموعهای بهنام ایشان ثبت شود یا گالریای همچون عکسخانه شهر به نمایش دائمی آثار او در این سالها اختصاص پیدا کند. غفاری: تفاوت جلالی بیان صریح درباره عکاسی بود عضو هیأتمدیره انجمن عکاسان میراث فرهنگی تفاوت بهمن جلالی با عکاسان همدورهاش را در بیان صریح او درباره جریانهای عکاسی میداند. حسن غفاری، عکاس و عضو هیأت مدیره انجمن عکاسان میراث فرهنگی در ارزیابیاش در مورد بهمن جلالی میگوید: تمایز جلالی در نوع نگرش و شناختی بود که از عکس و عکاسی داشت. میتوان گفت تفاوت او با دیگر عکاسان همدورهاش بیان صریح موافقت یا مخالفت خود با جریانهای عکاسی در مملکت بود. جلالی منتقد جریانهای عکاسی مانند نمایشگاههای بزرگ و جشنوارهها بود و همیشه نسبت به پیدایش انجمنهای عکاسی واکنش نشان میداد. وی عنوان میکند: جلالی همه ژانرهای عکاسی را از ایرانگردی تا رویدادهای اجتماعی که به عنوان مستند اجتماعی شناخته میشوند، تجربه کرده بود. همه این حرکات و حضور او به عنوان سخنران در انجمن سینمای جوان و چاپ کتابهای فنی درباره ظهور عکسهای سیاه و سفید باعث شد تاثیر زیادی بر فضای دانشگاهی و آموزش فنی و محتوایی بگذارد. این عکاس درباره شخصیت جلالی اظهار میدارد: «عکاسان به نوعی یا دوست یا شاگرد او بودند که همین مسأله باعث میشد یک جریان عکاسی با دیدگاههای مختلف دیده شود. همیشه انتظار میرفت در جریان عکاسی به عنوان ریش سفید عمل کند اما کمتر به این موضوع تمایل داشت و به این قضیه نزدیک نمیشد.»وی با بیان اینکه جلالی یادگارهای فراوانی از خود به جای گذاشت ادامه میدهد: او زبان عکاسی را خیلی خوب درک کرد و توانست از آن استفاده مناسبی داشته باشد. افشین شاهرودی: نگاه جلالی به عکاسی نگاهی درست و اصولی بودافشین شاهرودی، جلالی را جزو اولین افرادی میداند که باعث شد عکاسی به عنوان یک هنر در جامعه ایران شناخته شود. افشین شاهرودی، عضو هیأت مؤسس انجمن عکاسان ایران در مورد تاثیر بهمن جلالی در عکاسی ایران میگوید: وی جزو اولین افرادی است که عکاسی را بر اساس آگاهیهای آکادمیک پیش برد و همین کارش باعث شد عکاسی به عنوان یک هنر به جامعه شناسانده شود. وی میگوید: افرادی مانند جلالی و احمد عالی جزو کسانی بودند که کارشان برهمین مبنا بود و در ۵۰ سال اخیر تاثیر زیادی روی جریان عکاسی ایران گذاشتند. شاهرودی اظهار میدارد: در سالهای اخیر و شاید بتوان گفت در ۳۰ سال گذشته جلالی شاگردانی را پرورش داد که با آگاهیهای آکادمیک و شیوه او وارد کار عکاسی شدند. در نتیجه آنها نیز ادامه دهنده راه و تفکر جلالی بودند تا به هنر عکاسی با شیوهای درست و اصولی نگاه کنند. سیفالله صمدیان: بهمن جلالی آبروی عکاسی ایران بود سیفالله صمدیان میگوید: بهمن جلالی آبروی عکاسی ایران و معلم بزرگ عکاسی کشورمان بود. او علم عکاسی و عکاسی علمی ایران را بهطور گسترده در دانشگاههای ایران پیاده کرد. این هنرمند عکاس در پی درگذشت بهمن جلالی، با بیان اینکه بخش قابل توجهی از عکاسان ایران، از شاگردان او بودهاند، میگوید: جلالی پدر دانشجویان عکاس ایران بود. ممکن است ظاهرا فرزندی نداشت؛ اما طبیعتا دانشجویانش فرزندانش بودند. صمدیان در ادامه تأکید میکند: بهمن جلالی یکی از ستونهای عکاسی بوده و هست. درست است که جسم او از میان ما رفته است؛ اما امیدوارم دانشجویانش که ستونهای کوچک عکاسی هستند، بتوانند جای ستون اصلی را پُر کنند. این هنرمند عکاس معتقد است: شاید تنها عنوان «معلم بزرگ عکاسی» برای جلالی کافی نباشد؛ چرا که بهقول مهران مهاجر، او «دِل عکاسی ما» بود و یا به اعتقاد دکتر خوشنویس، بهمن جلالی «گنج پیدای عکاسی ایران» بود. او ادامه میدهد: بهمن جلالی به خاطر کارهایش و نوع حضورش در عرصه عکاسی ایران فراموش نمیشود. سیفالله صمدیان در بخش پایانی این گفتوگو، از فعالیتهای تأثیرگذار بهمن جلالی در عرصه عکاسی یاد کرده و میافزاید: او در تأسیس موزه عکسخانه شهر، تهیه کتاب عکس ایران و اولین کتاب عکس بعد از انقلاب با عنوان «روزهای خون، روزهای آتش» زحمات زیادی کشید. لیلی گلستان: فقدان جلالی جبران ناپذیر است لیلی گلستان با بیان اینکه «بهمن جلالی هم عکاس صلح بود هم عکاس جنگ» گفت: فقدان او برای دانشجویان عکاسی جبران ناپذیر است. خواهر کاوه گلستان با ابراز تأثر عمیق از درگذشت زندهیاد بهمن جلالی گفت: فقدان جلالی برای دانشجویان و هنرآموزان عکاسی کشور جبران ناپذیر است و عکاسان جوان از این ضایعه بسیار متاثر خواهند شد. وی جلالی را عکاسی متعهد و خالق آثاری نوستالژیک میداند و میافزاید: آثار او بسیار نوستالژیکند و در عمده آنها غربت ایران را میبینیم و به نظر من او یکی از بهترین عکاسان ایران بود و بسیار به این هنر در ایران کمک کرد و شاگردان بسیار خوبی تربیت کرد. لیلی گلستان با اشاره به آثار مکتوب جلالی در زمینه عکاسی اضافه میکند: وی کتابی درباره جنگ ایران و عراق دارد که عکسهای آن را در خرمشهر گرفته است. تمام خانهها در این عکسها ویران شده و نکته این است که در هیچیک از آنها هیچ انسانی حضور فیزیکی ندارد و با این حال حس ویرانی کاملاً به مخاطب منتقل میشود. این نگارخانهدار میگوید: بهمن جلالی هم عکاس صلح بود هم عکاس جنگ و با وجود تمام شایستگیهایش تازه داشت در دنیا شناخته میشد و از جمله اینکه نمایشگاه بسیار بزرگی از آثارش سال گذشته در بارسلون برگزار شد که حیرت بسیاری را برانگیخت. بهمن جلالی آموزگاری بود که قبل از عکاسی زندگی کردن را به شاگردانش یاد میداد محمد ستاری: درگذشت بهمن جلالی برای جامعه عکاسی جبرانناپذیر است محمد ستاری، مدرس دانشگاه میگفت: مرگ ناگهانی بهمن جلالی ضایعه بزرگی بود که قطعا در کوتاهمدت و میانمدت برای جامعه عکاسی جبرانناپذیر است. بهمن جلالی به واقع استاد تمام استادان عکاسی در ایران است و از این جهت تاثیرات او شگرف و مشهود است. او تصریح میکند: بهمن جلالی از سال 63 در گروه عکاسی دانشکده هنرهای زیبا بهصورت مدرس مدعو تدریس کرد و پس از تاسیس دوره کارشناسی ارشد رشته عکاسی در این دانشکده واحدهای عکاسی مستند و مستند اجتماعی را درس داد. ستاری با تأکید بر اینکه جلالی در کار عکاسی بسیار جدی و خلاق بود اضافه میکند: نظرات و ایدههای جلالی مختص خودش و ناشی از باریکاندیشی ویژه او نسبت به عکاسی بود. مرگ جلالی ضایعه تاسفباری است. اکبر عالمی: بهمن جلالی مایه اعتماد بهنفس استعدادهای جوان بود اکبر عالمی میگوید: «بهمن جلالی» در حوزه مردمشناسی و عکاسی مستند هنرمندی صاحبسبک بود که در این مسیر استعدادهای جوان را تشویق میکرد. این هنرمند عکاس و منتقد هنری به خبرنگار بخش هنرهای تجسمی ایسنا میگوید: متأسفم که یکی از هنرمندان طراز اول کشورمان را با بیش از چهار دهه سابقه تدریس و آموزش در حوزه عکاسی، از دست دادیم و این فقدان برای جامعه عکاسان ایران جای تاسف دارد. او با تسلیت به جامعه عکاسان و هنرمندان ایران میافزاید: کارهای جلالی ارزشمند بودند. او مبتکر راهاندازی عکسخانه شهر در خیابان بهار و نمایشگاه عکس برای نوجوانان در اتوبوس دوطبقهای واقع در میدان آزادی بود. کارهای پژوهشی جلالی درباره تاریخچه عکاسی نیز بر کسی پوشیده نیست و در حوزه مردمشناسی عکاسی مستند، هنرمند صاحبسبکی بود. به اعتقاد عالمی، بهمن جلالی یکی از مشوقهای استعدادهای جوان در حوزه عکاسی بود که به آنها اعتماد بهنفس برای ادامه کارشان میداد. جمشید بایرامی:هنوز او را کشف نکردهایمجمشید بایرامی میگوید: بهمن جلالی جزو نسل اولیهای عکاسی ایران و یکی از سرمایههای ملی کشور ما بود که مثل همیشه قدر او را ندانستیم. این عکاس هنرمند درپی درگذشت بهمن جلالی میگوید: بهمن جلالی نهتنها در حوزه عکاسی که در هر بخشی یکی از سرمایههای گرانقدر کشور محسوب میشد و قطعا پلک او دیگر باز و بسته نمیشود، اما آثار بهیاد ماندنیاش برای ما باقی خواهد ماند. او میافزاید: جلالی کارهایی بزرگی کرده است و در طی سیسال اخیر و بهخصوص یک دهه گذشته که هنر عکاسی فرازونشیبهای زیادی را پشت سر گذاشت و بحرانهای زیادی را تحمل کرده است او همواره در کنار جامعه عکاسی حضور داشت. بهگفته بایرامی، جلالی در تاسیس انجمن عکاسان و برگزاری بیینالهای عکاسی در کنار جوانان حضور داشت و همواره باعث جمعشدن و دوستی ما بود، اما آنچه باید همواره تاسف آن را بخوریم این است که کشوری همچون اسپانیا، آثار جلالی را در یک مجلد چاپ میکند، اما ما هنوز او را کشف نکردهایم. بایرامی ابراز میکند: چرا برنامههای هنری و مسؤولان از افراد صاحبنظر و صاحبفکری همچون جلالی استفاده نمیکند و چرا با این هنرمندان برخورد سیاسی میکنیم؟ او در پایان میگفت: سرمایههای بسیار بزرگی مانند جلالی وجود دارند که امیدوارم حداقل برای این افراد باقیمانده چنین برخوردهایی نشود.