
محمد صادق زمانی
برای بار اول که «ریمون» را دیدم چند حس به طور همزمان در من ایجاد شد: چندش، ترس و تأسف!
یک گوشواره به شکل ستاره روی گوشش چسبانده بود (کاری که در کشورهای غربی، نماد همجنسبازان است). موهایش را از دو طرف بافته بود. درازی ریشش از ناحیه چانه به اندازه یک خط کش بیست سانتی میشد و یک گردنبند زمخت با نقش سر یک بز به گردنش آویزان بود. نمیدانید تصویر این آقا یا خانم «بز» چقدر چندش به من نگاه می کرد؛ انگار ارث و میراثش را بالا کشیده بودم!
ببخشید یادم رفت چگونگی آشنایی با «ریمون» را برایتان بگویم. از طریق یک پژوهشگر اجتماعی، شماره تلفنی به دستم رسید که باید ساعت سه نصف شب با این شماره تماس می گرفتم! از این پژوهشگر پرسیدم: «بگم با کی کار دارم؟»، گفت: «بگو با ریمون شیطان کار داری».
ساعت سه زنگ زدم. صدایی شبیه زلزله گفت: با کی کار داری؟ گفتم: «با ریمون شیطان!». خلاصه چند شب پشت سر هم زنگ زدم تا بالاخره راضی شد حضوری همدیگر را ببینیم. در ده انگشت دستش، هشت انگشتر با طرحهای عجیب و غریب خودنمایی می کرد؛ طرح یکی کله بز بود، طرح آن یکی سر اسکلت بود، طرح یکی دیگر از انگشترهایش هم یک مثلث بود که یک چشم در بالای آن حک کرده بودند. راستش را بخواهید اگر کسی او را نمی شناخت با دیدن این همه کله بزی که به خودش آویزان کرده بود فکر میکرد که ریمون دکترای بزشناسی از دانشگاه آکسفورد دارد!
بگذریم. این آقا ریمون 20 ساله شیطانپرست بود. صحبتم با او چند جلسه طول کشید. میگفت اصالت شیطانپرستی بر مخالفت با همه ادیان آسمانی استوار است. شیطانپرستی میگوید نه اسلام باشد نه مسیحیت و نه یهودیت! ریمون میگفت شیطانپرستی میخواهد تمام حد و حدودی را که دین برای انسان قرار داده بردارد! پرسیدم: یعنی چی؟ گفت: دین میگوید دروغ نگویید، شیطانپرستی میگوید دروغ بگویید! دین سفارش کرده که مردمآزاری نکنید، شیطانپرستی سفارش میکند که مردم آزاری بکنید! دین، روابط نامشروع را حرام میداند ولی شیطانپرستی حلال میداند!
با تعجب و جاخوردگی گفتم: «خب، این کجاش خوب و مثبته؟»، جواب داد: « شیطانپرستی به من آزادی بی قید و شرط میده که هر کاری دلم بخواد بکنم»!
ریمون گفت که سران فرقه شیطانپرستی در ایران به طور گسترده شروع به فعالیت و عضوگیری کردهاند. وقتی پرسیدم بیشتر کجاها عضو میگیرن؟ گفت: «بستگی داره. توی اتاقهای چت، از طریق ایمیل و توی پارتی. هر چند وقت یکبار، پارتیها و مهمونیهایی ترتیب داده میشه که به این بهونه، افرادی که میان توی پارتی به شیطانپرستی میشن. عموماً هم دخترا و پسرا میان توی این مهمونیها». ریمون گفت شیطانپرستی با طراحی و ترویج مدها و مدلهای عجیب و متفاوت، جوانها رو سمت خودش میکشه». در حالی که موهای بافته شده و پرکلاغیاش را برانداز میکردم، پرسیدم: « این موضوع راسته که شماها به کتابهای آسمونی اهانت میکنین و مراسم سوزوندن کتابهای مقدس دارین؟»، با لبخندی موذیانه جواب داد: « این کار یکی از هیجان برانگیزترین کارامونه»!
پرسیدم: «ریمون میدونی جنگ نرم چیه؟»، با نگاهی خنگوار گفت: «ها؟ چی گفتی؟»