
دریاچه ارومیه یکی از دریاچههای نادر دنیا بوده و اکوسیستم آن جزو اکوسیستمهای منحصر به فرد به شمار میرود، پارک ملی دریاچه ارومیه با ویژگیهای خاص خود با مساحت بیش از 570 هزار هکتار بعد از دریاچه شور بحرالمیت در دنیا به عنوان دومین دریاچه شور و بزرگ در جهان به شمار میرود. این دریاچه به عنوان بزرگترین تالاب دائمی و وجود 102 جزیره بزرگ و کوچک در استان قابلیتهای زیادی را در دل خود جای داده است، اما رفتهرفته بنابه دلایلی که به طور مکرر اعلام شده و برهمگان آشکار است، تغییری در اکوسیستم این دریاچه ایجاد شده که نه تنها ویژگیهای منحصر به فرد این دریاچه را زیر سؤال برده، بلکه نشانگر یک واقعیت دردناک است.
سکوت مسؤولان در قبال نابودی دریاچه ارومیه، چرا؟
تغییر در چهره زیبای دریاچه ارومیه، تلف شدن پرندگان نادری که برای زمستان گذری و جوجهریزی به این دریاچه پناه میآوردند، تهدید حیات گونههای با ارزش و نادر کشور از جمله گوزن زرد ایرانی، بحران نابودی سخت پوست کوچک یعنی آرت میا، تودههای نمک انباشته شده در قلب دریاچه، نابودی اراضی کشاورزی و از همه مهمتر به راه افتادن طوفانهای نمکی و تهدید زیست انسانی در منطقه و حتی کشورهای همسایه همه از پیامدهای نابودی دریاچه ارومیه است که شاید تا این لحظه بسیاری از آنها نیز به وقوع پیوسته است.
با این که مدتهاست درباره اوضاع و احوال زیست محیطی دریاچه ارومیه هشدار داده شده و کارشناسان محیط زیست بارها نگرانی خود را درباره به مخاطره افتادن این جاذبه گردشگری کشورمان اعلام کردهاند، اما بیتفاوتی مسؤولان در مورد مرگ دریاچه ارومیه جای بسی سوال دارد!
سند راهبردی دریاچه ارومیه که بیش از یک سال است طی تشریفات خاصی توسط استانداران سه استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و کردستان، دو وزیر نیرو و جهاد کشاورزی و رئیس سازمان محیط زیست کشور در ارومیه امضا شد، چراغ امیدی برای بهبود وضعیت دریاچه ارومیه در دلها روشن کرد، اما متأسفانه تا کنون از اجرای آن خبری نشده و هیچ اقدام مثبتی در این راستا انجام نگرفته است.
گذشته از آن، نامه 221 نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی برای انتقال آب رودخانه زاب که از ایران به عراق سرازیر میشود بیجواب و بدون نتیجه مانده است!!
به هر شکل نه تنها تاکنون اثری از اثرات این سند راهبردی و نامه نمایندگان در حیات دریاچه به چشم نمیخورد، بلکه باید گفت بی مهریها با این دریاچه تمامی ندارد و چنان متصور میشود که نجات دریاچه ارومیه فقط در حد شعار، حرف و رد و بدل نامههای اداری باقی خواهد ماند!!
تعیین ضرب الاجل برای مرگ دریاچه ارومیه!!
با توجه به اهمیت دریاچه ارومیه از نظر اقتصادی، حمل و نقل، بهرهبرداری از املاح، غنای تنوع زیستی، تعدیل اقلیم و گردشگری تلاش برای خارج شدن این تالاب ارزشمند از وضعیت بحرانی فعلی ضروری و لازم است، چراکه دومین دریاچه شور دنیا به همراه رودخانهها و دشتهای اطرافش جزئی از ثروت طبیعی آذربایجان غربی محسوب میشود.
زنگ هشدار نابودی و بحران دریاچه ارومیه از سالها قبل به دلایل مختلفی از جمله کاهش بارندگی، پایین بودن راندمان آب کشاورزی، سدسازی و ... به صدا در آمده است، اما ورود پسابها و فاضلابهای واحدهای صنعتی به دریاچه ارومیه، بر دردهای این تالاب بخت برگشته اضافه شده است که باید با شروع شمارش معکوس، مرگ زیستگاه آرتمیا را به انتظار نشست.
درحالی که همگان بر تأثیر ورود پسابهای واحدهای صنعتی در مرگ زودرس دریاچه ارومیه آگاهند، متاسفانه سالانه مقادیر قابل توجهی فاضلاب شهری و همچنین مواد و پسامدهای خطرناک صنعتی وارد آب دریاچه ارومیه شده و باعث تغییر اکوسیستم این دریاچه میشود.
وضعیت دریاچه ارومیه ایجاب میکند که سازمان محیط زیست کشور و به تبع آن اداره کل محیط زیست استانهای حوزه آبریز دریاچه ارومیه، نسبت به این امر بیتفاوت نبوده و برای جلوگیری از این عمل اقداماتی انجام دهند که در این میان انتشار خبر « تعیین ضرب الاجل یک ماهه برای انتقال پسابهای صنعتی کارخانه کاوه سودای مراغه به حاشیه دریاچه ارومیه» ( منبع خبرگزاری مهر) جای تأسف دارد.
در این خبر، بیوک رئیسی، مدیرکل محیط زیست آذربایجان شرقی به عنوان یکی از متولیان حفاظت از دریاچه ارومیه، ضرب الاجلی یک ماهه برای اتمام لولهگذاری انتقال پساب صنعتی کارخانه «کاوه سودای مراغه» به دریاچه ارومیه تعیین کرده است که در واقع این امر را میتوان تعیین ضرب الاجل برای مرگ دریاچه ارومیه تلقی کرد.
با اینکه مسؤولان آذربایجان شرقی از پیامدهای خطرناک ورود این پسابهای حاوی آمونیاک و ارسنیک با خبرند و شیوع بیماریهای گوارشی و پوستی برای مردم و نیز بیماریهای حیوانی و گیاهی را با ورود پسابهای این کارخانه دور از ذهن نمیدانند، چرا میخواهند با انتقال این پسابها به دریاچه ارومیه که باید به عنوان اکوسیستمی منحصر به فرد حفظ شود، فاجعهای دیگر را در این دوران بحرانی رقم بزنند؟!!
نوشدارو بعد از مرگ سهراب
نکته تأسفبار این است که در گفتوگوی «جوان» با قائم مقام اداره کل و معاون محیط انسانی محیط زیست آذربایجان غربی معلوم شد که فاضلاب و پسابهای شهرکهای صنعتی ارومیه نیز به حاشیه دریاچه ارومیه ریخته میشود.
پرویز آراسته با این ادعا که در حال حاضر هیچ فاضلاب و پسابی خارج از کنترل محیط زیست وارد دریاچه ارومیه نمیشود! به طور صریح ورود پسابهای صنعتی به دریاچه ارومیه را تأیید کرده و ادامه میدهد: در حال حاضر هیچیک از شهرکهای صنعتی شماره یک و دوی ارومیه دارای تصفیهخانه نمیباشند.
وی تصریح میکند: با وجود اینکه تصفیهخانه شهرکهای صنعتی ارومیه در حال احداث هستند ولی متأسفانه در کنار اخطارهای متعدد از سوی این اداره کل، هنوز پساب برخی واحدها در محدوده حاشیه دریاچه ارومیه رها میشود.
به گفته این مقام مسؤول با راه اندازی تصفیهخانهها در شهرکهای صنعتی طی سالهای آینده معضل ورود پسابهای صنعتی به حاشیه دریاچه ارومیه رفع خواهد شد که این سخن جز ضربالمثل معروف«نوشدارو بعد از مرگ سهراب» حائز پیام دیگری نیست و فقط این سؤال مطرح میشود که تا زمان اتمام تصفیهخانهها چه فاجعهای در انتظار دریاچه ارومیه، این تالاب ارزشمند است؟
مگر آسمان به حالش گریه کند!
ناملایمتهای طبیعی و انسانی در حالی با پارک ملی دریاچه ارومیه ادامه دارد که هر روز ارتفاع آب آن نسبت به حد اکولوِژیک و بیولوژیک خود کاهش مییابد به طوری که در حال حاضر ارتفاع آب دریاچه 5/6متر کاهش را نشان میدهد.
قائم مقام اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی با اشاره به کاهش بارندگیها، ادامه این روند را موجب بحرانیتر شدن وضعیت دریاچه ارومیه دانسته و اظهار میکند: دریاچه ارومیه از نظر تراز آبی
15/ 1271 متر و از نظر سطح تراز اکولوژیک 1274 متر است.
وی با بیان اینکه سالانه شش میلیارد متر مکعب از آب دریاچه تبخیر میشود، تأکید میکند: حداقل برای حفظ حالت طبیعی و بیولوژیک دریاچه ارومیه باید سالانه شش میلیارد مترمکعب آب وارد این دریاچه شود که متأسفانه در حال حاضر میزان آب ورودی به این دریاچه به 5/ 1 میلیارد متر مکعب هم نمیرسد.
وضعیت دریاچه ارومیه و بحران کمبود آب آن غم امروز و دیروز نیست اما بیمسؤولیتی مسؤولان در قبال این پدیده و اضافه شدن بار معضلات و مشکلات به جای راهکار نجات پارک ملی دریاچه ارومیه، صحنه را غمانگیزتر میکند.
نمیدانم شاید خداوند میخواهد با این پدیده، همه را به دعا برای بازگشت ضربان قلب دریاچه ارومیه دعوت کند تا آنقدر به او التماس کنند که آسمانش را برای نجات پارک ملی دریاچه ارومیه به گریه وادارد، البته اگر مسأله فقط آب باشد و فاجعههای دیگر انسانی ادامه نداشته باشد!