امروز مسکو میزبان محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان است که 2 روز پیش موجودیت تشکیلات را با سیگنالهای ارسالی از کرملین با خطر جدی مواجه دید.
سرگی لاوروف وزیر خارجه روسیه بر صفحه نمایشگر شبکه تلویزیونی راشاتودی ظاهر شد و از حمایت قاطع و آشکار مسکو از حماس سخن گفت، امری که ابومازن رقیب فرسوده جنبش تحت محاصره حماس را از هزاران کیلومتر آن طرفتر به پایتخت روسیه کشاند تا شاید بتواند یکی از طرفهای کمیته چهار جانبه را که تا کنون در ظاهر نقشی عمده را در زمینه صلح نداشته است متقاعد کند که در ترسیم آنچه دورنمای روند صلح خاورمیانه نامیده میشود، نقشی هماهنگتر را در رابطه با طرفهای دیگر (اتحادیه اروپا،سازمان ملل و آمریکا) ایفا کند. ضرورت این هماهنگی از دید ابومازن زمانی پررنگتر شده که لاوروف موضوع آشتی ملی فلسطینیها را موضوع بسیار جدی برای مسکو توصیف کرد و گفت:ما از روابط مسکو با حماس حمایت میکنیم چرا که معتقدیم در هر درگیری در جهان ضروری است که همه طرفهای درگیر را جذب گفتوگو کنیم نه اینکه یکی از طرفها را حمایت و دیگری را منزوی کنیم. این اظهارات در واقع زنگ خطری مجدد برای محمود عباس و تشکیلات خودگردان بود. اما اظهارات لاوروف به همین جا ختم نشد. لاوروف اولویت سیاست خارجی مسکو در سال 2010 را تشریح کرد و گفت که روسیه همچنان به ارتباطات خود با جمهوری اسلامی ایران و جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) ادامه خواهد داد، اما آمادگی ندارد با آمریکا سپر دفاع موشکی ایجاد نماید، موضوعی که همفکران اروپایی و آمریکایی عباس را مجاب کرد تا مأموریت ویژه مذاکره با روسیه را به وی محول کنند.
1- بیتردید متقاعد کردن روسیه برای حمایت نکردن از حماس یا لااقل تعدیل دیدگاه مسکو در هماهنگی با طرفهای دیگر کمیته چهار جانبه در قبال جنبش مقاومت اسلامی فلسطین از اولویتهای سفر محمود عباس به روسیه است. دولت روسیه برخلاف اتحادیه اروپا و آمریکا، حماس را گروهی تروریستی نمیداند و با اعمال تحریم علیه این جنبش نیز مخالف است. مقامات روسیه بارها هشدار دادهاند که تلاشها برای منزوی کردن حماس ممکن است به بروز جنگ داخلی در فلسطین منجر شود. این موضعگیری روسها در کنار اعلام مکرر آنان مبنی بر به رسمیت شناختن حماس به عنوان دولت منتخب فلسطینی و تأکید بر نشست چهار جانبه در سطح وزرا برای حل و فصل قضیه فلسطین تهدیدی آشکار برای موجودیت تشکیلات خودگردان است زیرا مقامات تشکیلات و جنبش فتح به خوبی میدانند که روسیه سهیم کردن حماس در بازی صلح خاورمیانه را در دستور کار خود قرار داده است این بدان معنا است که ورود حماس به روند مذاکرات صلح باید با به رسمیت شناخته شدن آن از سوی کمیته چهارجانبه همراه شود موضوعی که در آینده نزدیک مشروعیت تشکیلات خودگردان را در انتخاباتی دموکراتیک با انهدام احتمالی مواجه میکند. از این منظر روسیه قرائتی متفاوت از تشکیل کشور مستقل فلسطینی خواهد داشت و منافع خود را در چارچوب تعامل با حماس تعریف خواهد کرد.
2- کارشکنیهای مداوم رژیم صهیونیستی در روند صلح هدف دیگر سفر محمود عباس به روسیه است. ابومازن تلاش خواهد کرد با استفاده از اهرم فشار روسیه،رژیم اشغالگر را برای جدیگرفتن مذاکرات صلح تحت فشار قرار دهد. اسراییل میداند که ورود جدی روسیه به روند مذاکرات با چراغ سبز طرفهای فلسطینی با تعریف منافع جدید در منطقه همراه خواهد بود و به تبع آن نقشه سیاسی خاورمیانه را نیز متأثر خواهد کرد و البته برای عباس و تشکیلات خودگردان هم کارکردهایی خواهد داشت. تعریف جدید از منطقه در سایه تحرکات تشکیلات خودگردان میتواند چهره مخدوش و به بن بست رسیده آن را ترمیم کند و باز تعریفی برای نقش این تشکیلات در گفتوگوهای سازش باشد وانگهی منافع اقتصادی فتح را لااقل در کرانه باختری تضمین کند.
3- ناتوانی خواسته یا ناخواسته آمریکا در متقاعد کردن رژیم صهیونیستی برای بازگشت به مذاکرات صلح دلیل دیگر دیدار ابومازن با مقامات کرملین است.
آخرین سفر منطقهای میچل فرستاده ویژه اوباما به خاورمیانه نیز با شکست روبهرو شد و رهاوردی برای دولت آمریکا نداشت. مقامات آمریکایی بارها از لزوم مذاکرات بدون پیش شرط و حتی رفع پیش شرط متوقف کردن شهرکسازی سخن گفتند. اما این اظهارات هم گره کور مذاکرات را باز نکرد و بر پیچیدگی اوضاع در میان توقعات فزاینده صهیونیستها برای تسلط بر تمامی قدس، ادامه شهرکسازیها با سرعت بیشتر و آغاز ماجراجوییهای جدید در منطقه افزود. شاید ابومازون انتظار دارد ورود رقیب جدی آمریکا به صحنه صلح خاورمیانه بتواند بر ادامه فشارها بر تلآویو بیفزاید.
* چرا روسیه از حماس حمایت میکند
1- میتوان ادعا کرد که حماس برگ برنده بازی روسیه در مناسبات جدید منطقه خاورمیانه است. با افزایش خلأ فزاینده نقش آمریکا در گفتوگوهای صلح، طرح نقش حماس و لزوم نقش آفرینی آن در مذاکرات صلح میتواند ضمن بر هم زدن قواعد جاری بازی،ترتیبات جدیدی را به نفع روسیه رقم بزند و پازل جدیدی را در تحولات منطقهای ترسیم کند. امری که برای آمریکا به همان میزان حساسیت برانگیز است که برای روسیه مهم است. بیهوده نیست که لاوروف در اظهارات خود بر ارتباطات با جمهوری اسلامی ایران و حماس به همان میزان تأکید میکند که بر عدم آمادگی مسکو برای ایجاد سپر دفاع موشکی با آمریکا این بدان معناست که فشارهای روسیه در طرح صلح خاورمیانه باید ما به ازایی در مباحث استراتژیک محل اختلاف واشنگتن – مسکو داشته باشد.
2- از سوی دیگر نفوذ اسراییل در آسیای مرکزی و قفقاز و در مجاورت خاک روسیه، از نظر روسها تهدیدی جدی برای امنیت ملی آن به شمار میرود، هر چند اسراییل تلاش میکند روابط خود را با کشورهای آسیای میانه در چارچوب استراتژی قدرت نرم دنبال کند اما توسعه ارتباطات ماهوارههای مشترک جاسوسی و تعاملات تکنولوژیکی برای روسها خود به منزله جنگ سرد است؛ جنگی که اسراییل جاده صاف کن و آمریکا تمام کننده آن است. حمایت روسها از حماس در واقع مقابله به مثلی آشکار در برابر اقدامات اسراییلیها به نمایندگی از واشنگتن در حریم امنیتی آن است. به عبارت دیگر به همان میزان که تقویت همسایگان روسیه و نفوذ در ساختارهای آنها برای مسکو خطرناک و تهدیدآفرین است، حمایت از حماس و مقاومت میتواند برای رژیم صهیونیستی و منافع آمریکا در منطقه خطرساز باشد.