
عبدالله كاردان - جهان داستاني علي موذني جهان سهل و ممتنعي نيست. موذني در طول سالياني كه از حضور وي در حوزه ادبيات داستاني ميگذرد به دليل عدم ايستايي و عدم اقناع به قدم زدن صرف در يك فضا و ساخت ادبي و تجربه سبكها و شيوههاي گوناگون نگارشي توانسته است امروزه در قامت، نويسنده اثري را خلق كند كه در ابتداييترين حالت شيوه روايت و درونمايه آن اثر براي او به امري دروني مبدل شده است.
موذني در سالهاي هيجانزدگي ادبيات داستاني پس از انقلاب توانست آثاري را خلق كند كه با بهرهگيري از تمها و موضوعات انقلابي و مذهبي، خود را در قالب يك ساختار ادبي صحيح و بهره برده از تمامي عناصر داستاني نشانده و به مخاطبانش رونمايي ميكند.
موذني با وجود اينكه فارغ التحصيل رشته هنرهاي نمايشي است و نمايشنامهنويسي و فيلم نامهنويسي و حتي كارگرداني در سالهاي اخير به عنوان دغدغههاي جدي او خودنمايي ميكرده است، همواره رويكرد قابل توجه خود را به ادبيات و پيوند دادن مفاهيم عميق معنوي و انساني در آن را به عنوان سبك نوشتاري خود به رخ هر خوانندهاي كشيده است. نگاهي به كارنامه ادبي او و آنچه از وي تا كنون در حوزه ادبيات داستاني منتشر شده است به خوبي مبين اين مساله است. موذني در سال 1376 با نگارش «ملاقات در شب آفتابي» توانست برگزيده جايزه ادبي كتاب سال شود و دو سال پس از آن نيز رمان «ظهور» او توانست عنوان رمان برگزيده سال را به خود اختصاص دهد. وي همچنين با داستان «دلاويزتر از سبز» عنوان يكي از تقديرشدگان بيست سال داستاننويسي انقلاب اسلامي را كسب كرد و رمان «ارتباط ايراني » وي نيز به عنوان رمان تقدير شده از سوي شوراي نويسندگان روسيه توانسته است خود را در طول اين سالها به رخ مخاطبانش بكشد.
نوع نگاه موذني به داستاننويسي بيشتر حاصل نوعي كشف و شهود دروني از سوي وي براي بازنمايي بخشهايي ناپيدا از جهان درون مخاطبش به مثابه يك انسان، به اوست. نگاه او به انسان و نقش محوري وي در خلق پديدههاي اجتماعي و انساني فراتر از يك شخصيت و كاراكتر داستاني است. انسان و پيرامون او در داستانهاي موذني به طور عيني به معناي تعريف ازلي مطرح شده در باب آنها مطرح ميشود و از همين روست كه او در هر قالب ادبي و هر نوع فضاسازي داستاني كه به آن وارد ميشود ميتواند همراهي مخاطبانش را نيز در آن موضع به همراه داشته باشد.
زبان روايي موذني زباني است ساده، بياغراق و به شدت متغير. در داستانهاي او گاه با يك راوي روبهرو نيستيم و به تناسب زبان گاهي مخاطب نيز براي انتخاب فرد راوي توسط نويسنده به چالش و اظهار نظر فرا خوانده ميشود.
وي تازهترين اثر خود را با نام«مأمور» روانه بازار كتاب كرده است. «مأمور» كه پيش از اين از آن به عنوان پنجمين جلد از مجموعه داستان پيامبران به قلم موذني ياد ميشد، داستان نويسندهاي را بيان ميكند كه از قضا او نيز خالق داستان زندگي پيامبران است و در آخرين گام براي نوشتن داستان زندگي پيامبر اكرم(ص) دچار ابهاماتي دروني شده است كه او را از اين راه باز ميدارد و در اين راه با ارتباط گرفتن با فردي كه دوست دارد تا ناشر اين اثر باشد در مكاشفهاي چندگانه با وي در عمق داستان نگارش اين اثر به پيش ميروند.
موذني در «مأمور» و انتخاب سوژهاش تا اندازهاي بكر دست به انتخاب زده است كه خوانندهاي را كه حتي نامي از وي نداند را به راحتي به خود علاقهمند ميكند. اما اين خط سير داستاني به تدريج به دليل علاقهاي كه منشاء آن حداقل براي خواننده داستان معين نيست، جاي خود را به بيان واگويههاي شخصي و كلنجارهاي عاطفي و فكري ميان تك فرد محوري داستان يا در بهترين حالت ميان او و دو شخصيت ديگر حاضر در داستان ميدهد كه به نظر ميرسد در ادامه اين مساله به ساختار داستانگونهاي كه مخاطب به نيت آن به داستان وارد شده است لطمه ميزند و او را از آن دلسرد ميكند.
از سوي ديگر «مأمور» همانند ساير آثار نوشته شده از موذني در اين گونه ادبي، از زباني تكراري، ساده و حتي در مواردي زباني شبيهسازي شده از زبان ادبيات رسمي ادبيات نمايشي رنج ميبرد. كثرت بيش از حد استفاده از افعال گفتم و گفت و نيز عدم فضاسازي پيرامون شخصيتهاي داستان و نيز عدم حضور مناسب شخصيتهاي فرعي و جانبي به داستان در نهايت داستان موذني را از خط سير داستاني آن به راحتي بيرون برده و او را از مقصود خود ناكام گذاشته است. داستان آخر موذني به شدت متاثر از فضا و ذهن سينمايي و تاتري اين روزهاي اوست و در عين حال برأي پايبندي نويسنده به عناصر رمان در نهايت به متني معلق ميان رمان و يك فيلمنامه تبديل شده است كه حتي در ادامه ميتوان گفت كه ساختار داستانگويي وي را نيز تحت تاثير قرار داده است. گويي موذني مأموريت اصلي خود را در انتقال دريافتهاي دروني خود به مخاطبان دانسته است تا رعايت ساختارهايي كه آنها را به لذت از خواندن يك داستان نزديك ميكند.به هر روي در فضاي خالي از محتواي اين روزهاي داستاننويسي ايران و در روزگار عسرت رمان، «مأمور» موذني را بايد اثري مغتنم شمرد كه ميتواند در كوچكترين كاركرد درونمايهاي فاخر را در قالبي قابل تحمل به مخاطبانش ارائه دهد.