
دالاس دارلینگ (مدرس تاریخ سیاسی)- زمانی كه محمود احمدینژاد رئیس جمهور ایران مسؤولیت ترور مسعود علیمحمدی دانشمند ایرانی را كه برای به رسمیت شناختن حق ایران در غنیسازی اورانیوم برای مقاصد صلحآمیز تلاش میكرد، متوجه آمریكا و اسراییل دانست، این مسأله مرا به یاد كتاب «اعدام مارتین لوتركینگ، یك اقدام دولتی» نوشته ویلیام پیر انداخت ولی به نظر میرسد باید كتاب دیگری در زمینه ترور مسعود علیمحمدی با عنوان «اعدام مارتین لوتركینگ و مسعود علیمحمدی، یك اقدام آمریكایی و اسراییلی» نوشت.ویلیام پیر در كتاب خود آورده است كه مارتین لوتركینگ از همان زمان كه به دلیل تعهدش نسبت به انجمن حمایت از افراد نیازمند (این انجمن علیه پنتاگون و اشغالگریهای آمریكا فعالیت میكرد) با جنگ ویتنام به طور رسمی مخالفت كرد، در واقع تلاش خطرناكی علیه نوع جدیدی از سلطهگری توأم با استعمار و رهبری استعمارگرانه در جهان كه آمریكا قصد انجام آن را داشت، آغاز كرده بود. (آمریكا در واقع به عنوان مستبدترین نیرویی كه تا كنون در جهان به وجود آمده، مطرح است. ) مارتین لوتر كینگ پیش از ترورش در راه مبارزه با هیولای استعمارگری در جهان و قدرت وحشتناك این هیولا یعنی ایالات متحده آمریكا گام برداشته بود.
علاوه بر این، لوتر كینگ از زمانی كه توجه خود را به حقوق اقتصادی و قضایی مردم آمریكا معطوف كرد و به عنوان پیشگام انقلاب طبقاتی در آمریكا مطرح شد و تلاش كرد ابتداییترین ملزومات زندگی مردم آمریكا را به آنها بازگرداند، در واقع به مبارزه رودررو و مستقیم با دولت فدرال آمریكا و سازمانهای آن مانند سیا، آژانس امنیت ملی و وزارت دفاع، از جمله نیروهای ویژه این وزارت كه تنها مأموریت آنها محافظت از منافع آمریكا در داخل و خارج این كشور بود، پرداخت.
ترور مسعود علیمحمدی تنها یكی از چندین مورد قتلهای هدفمند است كه از زمان ترور لوتر كینگ توسط آمریكا صورت گرفته است. دستور مستقیم و مخفیانه بوش مبنی بر كشتن افرادی كه به زعم آمریكاییها امنیت آمریكا را تهدید میكنند (امضا شده در سال 2005) نمونه دیگری از عقاید رهبری در دولت آمریكاست. در واقع دیك چنی معاون رئیس جمهوری وقت آمریكا به این نكته اذعان كرد كه ستاد فرماندهی عملیات ویژه آمریكا كه یك واحد ترور بوده و دهها سال است كه در این زمینه فعالیت دارد، تاكنون در داخل آمریكا عملیات زیادی انجام داده و چندین شهروند آمریكایی را به قتل رسانده است. وی همچنین ادعا كرد كه حلقه ترور یك بخش تكمیلی از جنگهای انجام شده توسط بوش در عراق، افغانستان و پاكستان است كه اكنون كشورهای ایران و یمن را نیز شامل میشود.
سیمور هرش كه در این مورد تحقیقات جامعی انجام داده است، در این زمینه میگوید: ستاد فرماندهی عملیات ویژه در واقع یك حلقه ترور اصلی عملیاتی است و كار خود را همچنان ادامه میدهد. این ستاد تحت مسؤولیت دولت بوش در كشورهای مختلف عملیات انجام داده است، بدون آنكه با سفیر آمریكا در آن كشورها و با رئیس سیا هماهنگی كند. این ستاد افراد را براساس لیستی كه به آنان داده شده پیدا كرده و به قتل رسانده است. این مسأله همچنان ادامه خواهد داشت این در حالی است كه چنین اقداماتی به نام مردم آمریكا انجام میشود. نیروی دلتا و نیروی دریایی آمریكا نیز با این حلقه ترور به خوبی همكاری میكنند اما نكته قابل تأمل در این مورد این است كه نیروی دلتا دقیقاً همزمان با وقوع انقلاب اسلامی در ایران تشكیل شد و در یكی از نخستین مأموریتهای خود در زمینه نجات گروگانهای آمریكایی در سفارت آمریكا در تهران شكست خورد.اگر بخواهیم كمی به زمان عقب بازگردیم، باید به مسألهای كه پس از جنگ جهانی دوم رخ داد اشاره كنیم. پس از جنگ جهانی دوم مأموران سیا از طرف دولت آمریكا مأمور شدند كه به مأموران و نیروهای ویژه موساد آموزش دهند. آمریكا و اسراییل پس از آن به طور گستردهای در زمینه حذف بیش از 200 نفر از شخصیتهای سیاسی آلمان عملیات انجام دادند تا زمینه حمله شوروی را فراهم كنند. این اقدامات و نحوه سیاستهای آمریكا و اسراییل در طول این سالها، میتواند مدركی مستدل برای اثبات تلاشهای آمریكا و اسراییل برای ترور چهرههای مختلف دنیا تلقی شود. از جمله این تلاشها میتوان به تلاش آمریكا و اسراییل برای ترور دكتر مصدق نخست وزیر ایران در سال 1953، پاتریك لومومبا نخست وزیر كنگو در سال 1961، اینگودین دیم رئیس جمهور ویتنام جنوبی در سال 1963، فرانسیسكو كامانو رهبر مخالفان در جمهوری دومنیكن در سال 1965، چهگوارا رهبر انقلابی در سال 1967، سالوادور آلنده رئیس جمهور شیلی در سال 1970، موبوتو سسسكو رئیس جمهور زئیر در سال 1975 و عمر توریجوس رهبر پاناما در سال 1981 اشاره كرد البته اینها تنها تعدادی از ترورهای انجام شده توسط آمریكا و اسراییل است.
در مورد ترور مارتین لوتركینگ همچنان ابهامات زیادی باقی است. مدارك جدیدی كه توسط شورای امنیت ملی آمریكا منتشر شده است نشان میدهد كه مخفیكاریهایی در مورد قتل وی انجام شده است، در واقع برخی از مقامات دولتی در ممفیس و در بدنه دولت آمریكا نسبت به این مخفیكار اقدام كردهاند، اخیراً نیز روزنامه الاهرام چاپ مصر در گزارشی نوشت كه مئیر داگان رئیس موساد در ترور علیمحمدی دخالت مستقیم داشته است. در واقع هم آمریكا و هم اسراییل تلاش میكنند كه از طریق ترور دانشمندان ایرانی تلاش ایران را برای دستیابی به فناوری غنیسازی اورانیوم دچار اخلال كنند. در مورد لوتركینگ نیز باید گفت كه آمریكا قصد داشت روح فعالیتهای صلحطلبانه را با كشتن وی نابود كند.
به نظر میرسد با توجه به اینكه آمریكا و اسراییل در تلاش خود برای انجام عملیات نظامی مخفیانه در كشورهایی كه میخواهند مستقل باشند و از وابستگی به غرب خارج شوند ناموفق بودهاند، به ترور و كشتن شهروندان و افراد عادی روی آوردهاند. در واقع مارتین لوتركینگ و مسعود علیمحمدی قربانیان غرور كاذب آمریكا و اسراییل بودهاند.
با وجود این باید به این نكته اشاره كرد كه نظارت بر فعالیتهای هستهای ایران(مسألهای كه مورد پذیرش ایران قرار دارد) میتواند بسیار بهتر از سیاست ترور جواب دهد. علاوه بر این، همان طور كه رئیس جمهور ایران اشاره كرده است، باید تمامی سلاحهای اتمی در جهان از بین برود.