
مترجم: احمد پرهیزی - زلزله 7 ریشتری هائیتی هزاران کشته بر جای گذاشت. صدها هزار نفر را مجروح کرد و میلیونها نفر بیخانمان شدند.
اما خسارتهای فرهنگی این زلزله نیز از حساب بیرون است، بناهای بزرگ پایتخت کشور اغلب ویران شد، یک نامزد جایزه صلح نوبل و چندین آهنگساز برجسته تنها بخشی از فهرست طولانی اهل فرهنگ کشته شده را تشکیل میدهند. شاید مهمتر از همه این وقایع مرگ نویسنده برجسته اهل هائیتی ژرژ آنگلاد باشد که دنیای ادبیات این کشور را سوگوار و مهمترین جشنواره ادبی سینمایی این کشور را تعطیل کرد.
مسافر نگونبخت
اگر او ساکن شهر زلزلهزده پورت دوپرنس پایتخت هائیتی بود و در این بلای طبیعی جان میسپرد، اتفاق عجیبی نیفتاده بود، اما آنگلاد نگونبخت همراه با همسرش تنها مدت کوتاهی مهمان زادگاه خود بود، او آمده بود تا پس از سالها در جشنواره «مسافران شگفتزده «Etonnants voyageurs» به عنوان مهمان شرکت کند که اجل مهلت نداد. زلزله هولناک، او و همسرش را به کام مرگ فرستاد. جشنواره قرار بود از 14 تا 17 ژانویه برگزار شود اما مرگ آنگلاد آنقدر اهمیت داشت که مسؤولان، مهمترین جشنواره کشور فقرزده هائیتی را بابت آن تعطیل کنند. دهها نویسنده کم و بیش مشهور دیگر نیز از کشورهای مختلف راهی این کشور شده بودند و از قضا در شب حادثه همگی در پورت دوپرنس احتمالاً خواب جشنواره را میدیدند. خوشبختانه از میان این جمع هیچ کس دیگری آسیب ندیده بود.
تبعید از هائیتی به کانادا
ژرژ آنگلاد آن طور که در سایت جشنواره در بخش مهمانان ذکر شده روز 18 ژوئیه 1944 در پورتدو پرنس زاده شد. تحصیلات عالی را در زادگاه خود، در دانشگاه حقوق به پایان رساند، سپس در 1965 راهی استراسبورگ شد تا در رشته جغرافیا مشغول تحصیل شود. در آنجا دکترای خود را از همین رشته کسب کرد و به صورت موازی مدرک دانشگاهی دیگری در رشته ادبیات دریافت کرد. در سال 1969 آنگلاد راهی کانادا شد، او را باید از جمله بنیانگذاران دانشگاه کبک در مونترال به شمار آوریم، آنگلاد تا سال 2002 در این شهر مشغول تدریس بود. آنگلاد همواره دوست داشت خود را «مرد سه تکه» بنامد، اشاره او به سه دلمشغولی همیشگی خود یعنی جغرافیا، سیاست و نویسندگی بود. میگفت:«این تمایز یک زندگی سی ساله را به هم متصل میکند، در این مدت من کوشیدم تا به عنوان دانشمند، سیاستمدار و نویسنده کار کنم. دانشگاه کبک به من اجازه داد تا هر سه را با هم ادامه دهم و این خارقالعاده است.» آنگلاد در دهه هفتاد میلادی ضد سیاستهای رئیس جمهور خودکامه و مادامالعمر هائیتی فعالیت میکرد و در 1974 به زندان افتاد، دوباره به کانادا تبعید شد و بارها به مرگ تهدید میشد. پس از بازگشت قدرت به دست مردم در این کشور، آنگلاد زندگی خود را صرف سه گانه دیگری میکرد: تدریس، مشاوره برای رئیس جمهور هائیتی و نگارش قصههایی که در گونه ادبی لودیان دستهبندی میشود و ژانری مردمی و ریشهدار به شمار میرود.
شورش مدام
آلن مبانکو، نویسنده سیاهپوست اهل کنگو که جایزه معتبر رنودو را در فرانسه دریافت کرد با آنگلاد نویسنده اهل هائیتی کم و بیش دوستی داشته است. او در مطلبی که در سایت خود منتشر کرده از این نویسنده چنین یاد میکند:«زمانی با آنگلاد مهمان رودنی سنتلوی شاعر بودیم، او برای ما از فرماصیلی صحبت کرد که ریشههای آن را در هائیتی زادگاهش کشف کرده است.» مبانکو در ادامه به شرح زندگی نویسنده فقید پرداخته است و او را به عنوان کنشگری متعهد تحسین میکند:«زندگی او با شورش مدام و تعهدی سیاسی در خدمت هموطنانش معنا میشد. او بارها زندانی و تبعید شد اما هرگز زادگاه خود را از یاد نبرد و در بیشتر مقالات خود نام سرزمین آشوبزده هائیتی را ذکر کرده است:«فضای هائیتی»(1974)، «کشورم هائیتی»(1977) و «اطلس انتقادی هائیتی»(1982).
از شکوفایی تا ویرانی
ادبیات هائیتی در جهان سیاه جایگاه ارجمندی دارد. در سالهای اخیر نویسندگان بزرگی نظیر دلامبر، لافاریر و ترویو از این سرزمین روییدهاند و در کشورهایی نظیر ایالات متحده، کانادا و بهخصوص فرانسه شهرت و آوازه بلندی یافتهاند. نمونه عالی آن همین پاییز گذشته بود که نویسندگان هائیتی جوایز معتبری را کسب کردند، از جمله جایزه مدیسی در فرانسه، جایزه بزرگ ادبیات کارائیب و جایزه RFO موسیقی این کشور که متأثر از مهاجران سیاه برده و استعمارگران اروپایی است در سراسر آمریکای لاتین و منطقه کارائیب دارای اهمیت است. نقاشی نیز در این کشور بسیار شکوفا شده است، به همین دلیل است که نشریه نوول اسپرواتور در مطلبی نوشته است که نباید هائیتی را «سرزمین نفرین شده» بنامیم.
به هر صورت هائیتی که نام آن با فقر و مسکنت و اکنون ویرانی پیوند خورده است راه درازی در پیش دارد تا جایگاه پیشین خود را در زمینه فرهنگ بار دیگر به دست آورد.
شاید مرگ نویسندهای همچون آنگلاد را نتوان جبران کرد، اما برای کتابخانه اصلی پایتخت، هتلهای مهم شهر و کلیساها و بناهای تاریخی که یکسره ویران شدهاند باید فکری کرد.