
برنا: در نشست «علم و سیاستهای علمی کشور» که در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، دکتر رضا داوری اردکانی، استاد فلسفه دانشگاه تهران گفت: دو سال پیش با یکی از همکاران دانشگاهی بحث تلخی پیش آمد که برای برطرف شدن این سوءتفاهم کتاب کوچکی نوشتم و به پیشنهاد دکتر گلشنی نام آن را سیاستهای علمی کشور گذاشتم. بعد دیدم خود کتاب هم محل سوءتفاهم شد حال میخواهم آن را توضیح دهم.
وی اضافه کرد: سوءتفاهم از اختلاف در مبانی و مبادی ناشی میشود و وقتی چنان مشکلی باشد سوء تفاهم را نمیشود رفع کرد.
داوری اردکانی درباره سیاست علم گفت: سیاست علم یک ضرورت است اما خیلی علاقهای به سیاست علم و سیاست فرهنگ ندارم چون وقتی اینها به وجود میآیند که جایی از کار میلنگد. همانطور که وقتی جوانید احتیاج به رژیم سلامت ندارید ولی وقتی پیر شدید همه چیز احتیاج به کنترل دارد. وی درباره سیاست علم گفت: سیاست علم وقتی به وجود آمده که مشکلی در گردش علم و پژوهش پیش آمد لذا باید توجه کرد که از یک ضرورت حرف میزنیم نه از یک کمال.
داوری ادامه داد: توسعه و پژوهش متعلق به ما نیست بلکه به دانشگاههای اروپا و آمریکا تعلق دارد و دو کارکرد متعارف و ظاهراً متضاد دارد. نویسنده کتاب «علم و سیاستهای آموزشی- پژوهشی» درباره کتاب خود گفت: گرچه این کتاب در بازار خریدار زیادی نداشت اما مورد استقبال قرار گرفت و یکی از مسائل مطرح شده در آن فهرست کردن مقالات بود که سوءتفاهم به وجود آورد و افرادی گفتند علم مقاله نمیخواهد و انتشار جهانی لازم ندارد. من چنین عقیدهای ندارم و نمیتوانم نوشتن و انتشار را نفی کنم. عقل حکم میکند که ثمره پژوهش گزارش آن است.
وی تأکید کرد: اما نباید چیزی را که پایان و نهایت علم است، سیاست علم بدانیم. سیاست علم با نتیجه پژوهش یکسان نیست. غایت علم انتشار نیست و پژوهشگر برای انتشار پژوهش نمیکند و اگر غایت تلاش پژوهشگر فقط انتشار باشد، مطلب بدی به دست میآید لذا نباید طوری صحبت شود که بالا رفتن تعداد مقالات هدف است چون کار دشواری نیست و کسانی که دست به قلم دارند میتوانند روزی یک مقاله هم بنویسند.
این استاد فلسفه دانشگاه تهران به نظام تولیدات علمی غرب اشاره کرد و گفت: آمریکا دستاورد دانشگاهها را تولید مقاله گذاشته اما آن غرض محاسبهای دارد که طبق آن به موفقیت رسیده است آنها سیاست خود را به نحوی قرار دادند که هر چه دانشمندان مقاله تولید کنند، موفقترند. وی با انتقاد از روند حاکم بر جامعه علمی کشور گفت: تا 20 سال پیش مقاله تولید نمیکردیم. کاسه، گندم و پارچه تولید میکردیم، اما علم تولید نمیکردیم، نصایحالملک تولید غزالی نیست، علم وقتی تولید میشود که کالا به اطلاعات تبدیل شود. علم زمانی تولید میشود که قابل خرید و فروش باشد. داوری اردکانی تأکید کرد: قدمای ما علم را قابل خرید و فروش نمیدانستند پس تولید هم نمیکردند. علم دکارت و هگل را چطور میتوان فروخت؟ چه کسی خریدار است؟ پس اگر من درباره دکارت مقاله بنویسم این تولید علم نیست. یا فهم است، تکرار که درهر صورت تولید نیست.
وی ادامه داد: وقتی کسی که 501 مقاله نوشته از کسی که 500 مقاله نوشته دانشمندتر است پس علم، علم تولیدی است. حرف این است که ممکن است یک نفر 10 مقاله بنویسد ولی بهدردبهخور باشد و دیگری 1000 تا که فایدهای ندارد. «آن خشت بود که پرتوان زد.» این استاد دانشگاه تهران ادامه داد: من هم معتقد به نوشتن هستم. همانطور که امروز از افلاطون کتابهایش باقی مانده و مثلاً از خلقیات حافظ خبر ندارم ولی اشعار او ماندهاند. متن میماند، اما اگر این متن شمارشی و وزنی باشد، متن خوبی نیست.
وی با انتقاد از روند انتخاب موضوع رسالهها گفت: آیا میتوان پژوهش کرد و موضوع پژوهش نداشت؟ کار پژوهشگر مسألهیابی است و همه کسانی که دانشمند شدند گرفتار مسأله بودند.
داوری اردکانی افزود: علم قرون وسطی با قبل از آن متفاوت است. علم جدید، علم طرح اندازی و تصرف در جهان است که کانون آن غرب است و از آنجا صادر میشود و پژوهشها مجدداً به آنجا باز میگردد. وی گفت: دانشگاه نمیخواهد مولد علم و کارگزار بازار باشد، پس رو به مقاله نوشتن و نظر و نظریه میکند البته الان زمان نظریه نیست. 40 سال است که نظریه کم شده، علم با تکنیک یکی شده. پژوهش بلافاصله به صورت تکنیک و اشیای آن به بازار میآید. دانشگاه نمیخواهد به زائده بازار تبدیل شود پس به پژوهشهای نظری میپردازد. دانشگاه ما با بازار و صنعت ارتباطی ندارد و یک جزیره است. آیا اینکه تشدیدش کنیم و به زبان انگلیسی بنویسیم به معنای پیشرفت علم است. مدام مقاله بنویسیم بدون آنکه بدانیم برای چه و که نوشته میشود. وی تصریح کرد: یک مقاله حقیقی تحقیقی از100 مقاله که از سر تفنن تهیه شده بهتر است. سیاست علم سخت است، بدون نقد نمیتوانیم سیاست علم داشته باشیم اول باید از علم تعریف بدهیم. این استاد فلسفه به اهمیت علوم انسانی اشاره کرد و گفت: علوم انسانی وقتی به وجود آمد که باید جامعه کنترل شود. همان نظمی که مارکس میگفت جامعه دارد از هم گسیخته میشود.
داوری اردکانی همچنین به تعریف توسعه پرداخت و گفت: توسعه یعنی پیشرفت منظم و متناسب علم و تکنیک. علوم انسانی شرط توسعه و پیشرفت است. اولین قدم توسعه و پیشرفت ما باید علوم انسانی باشد. وی همچنین از قرار گرفتن ایران در مسابقه تولید مقاله انتقاد کرد و گفت: ناگزیر در مسابقهای وارد شدیم که فایدهای برای ما ندارد. اگر دنبال علم باشیم تفاوتی نمیکند که در مسابقه تعداد مقاله چهل و دوم باشیم یا چهل و سوم. اگر علم تولید کرده باشیم در بخشهای مختلف جامعه بروز پیدا میکند. 10سال پیش 100 مقاله نداشتیم اما آیا حال که تعداد مقالات ما 120 برابر شده علم ما هم 120 برابر شده است؟ پس علم با تولید مقاله نسبتی ندارد.