نگاهي به نمايشگاه نقاشي اساتيد و دانشجويان شيرازلحافدوزي يا هنر مدرنعلي خداييچندي پيش با تبليغاتي كه از سوي روابط عمومي مؤسسه صبا وابسته به فرهنگستان هنر،صورت گرفته بود،اعلام شد كه نمايشگاهي از آثار نقاشي اساتيد و دانشجويان هنر دانشگاه آزاد شيراز در گالري «لرزاده» در تاريخ بيست و ششم دي ماه برگزار ميشود. در اين اطلاعيه آمده بود كه آثار ياد شده از دو استاد و دانشجويان هنرمند، مستقل و نوگرا، است كه 20 تابلو از تكهدوزي تا مطالعه پرتره در اين نمايشگاه عرضه خواهد شد. در ابتداي اعلان فوق مصداق عيني «سالي كه نكوست از بهارش پيداست» بود. چون كار «تكهدوزي» در طبقهبندي هنرهاي هفتگانه قرار نميگيرد و كاري كه براي فروش عرضه ميشود بايد كاري حرفهاي باشد، نه كار مطالعه چهره كه قطعاً براي واحد چهرهسازي و پاس كردن اين واحد انجام شده. از روي كنجكاوي ديدن آثار هنرمندان جوان و در ضمن مستقل و نوگرا به نمايشگاهي رفتيم كه با چيدهمان بسيار بد و آثار (به تعبير صبا) تكهدوزي شروع ميشد كه خود به اصطلاح هنرمند دراتيكتي شيوه كارش را «كلاژ» معرفي كرده بود كه در اصل نه تكهدوزي بود و نه كلاژ. چون سرتاسر تابلو از تكهپارچههاي فاقد طرح و رنگ استفاده و به وسيله نخ و سوزن به هم متصل شده بود و جالب اينكه نه موضوع داشت و نه حرفي براي گفتن و اگر اين نوع كار اثر هنري است ايرانيان از زمانهاي قديم افتخار دوختن لحاف كرسي وصله پينهدار را حتي در روستاها داشتهاند. امروز از اين روش بيشتر براي تصويرگري كتاب كودك استفاده ميشود يا براي كاري منحصربه فرد كه پيامي منحصر به فرد هم داشته باشد. در تابلوهاي رنگ و روغن هم كه به جز دو تابلو منظره همگي «پرتره» بود. نشاني از نوگرايي ديده نميشد چون اين سبك كار كه خيلي از اصولش هم رعايت نشده بود، ادعاي كارهاي امپرسيونيست بود آن هم با بدترين كمپوزيسيون (تركيببندي) كه نه از نقاط طلايي استفاده شده بود و نه از پسزمينه براي انتقال حس و فضاسازي و مانور و تكنيك بهره برده بودند. چهرهها هم آنقدر بزرگ در تابلو كار شده بود كه بعضي از كارها از زير چشم شروع و به گردن و سينه ميرسيد. در حالي كه چنين كادري در نقاشي و حتي سينما و عكاسي هم مطرود و غلط است. در ضربههاي قلم هم يكنواختي ديده ميشد و حكايت از تكنيكي يكسان داشت كه بنابه اين دلايل ميشود نتيجهگيري كرد كه استادان گرامي روش اجرايي خود را به دانشجويانشان تحميل كردهاند، چون همانطور كه اشاره شد تمام تابلوها حتي دو تابلوي منظره به سبك امپرسيونيسم و البته رنگهاي گرم كار شده بود، البته در وهله اول فرهنگستان هنر بايد جوابگو باشد كه معيار تميز دادن كار مبتدي و حرفهاي چيست؟قيمت تابلوها با در نظر گرفتن چه شاخصها و توسط چه كساني تعيين ميشود؟ آيا كسي يا كساني يا هيأت و مؤسسهاي بر انتخاب آثار نظارت دارند؟ و آيا اصلاً فرقي بين هنر و صنايع دستي- از ديدگاه آنان- وجود دارد يا خير؟