حملات سازماندهی شده و انتحاری شبهنظامیان طالبان به مراکز حساس دولتی در کابل که به کشته و زخمی شدن بیش از 80 نفر منجر شد، بار دیگر توجه کارشناسان را به این مهم جلب کرده است که ریشههای حلقه- مفقوده امنیت در افغانستان را در چه مؤلفههایی بایستی جستوجو کرد. این موضوع بیشتر از آن جهت دارای اهمیت است که از حضور نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان بیش از 8 سال میگذرد و این حضور طولانی با این شعار توجیه شده است که تروریسم در افغانستان باید ریشهکن شود. با وجود چنین شعاری آنچه که اکنون جهانیان شاهد آن هستند معکوس شدن روند امنیت در افغانستان و اوجگیری دوباره قدرت طالبان است تا جایی که رئیسجمهور افغانستان از مذاکره با طالبان سخن به میان میآورد. ریچارد هالبروک نماینده آمریکا در امور افغانستان و پاکستان نیز از آن حمایت میکند. به نظر میرسد راهبرد نظامی آمریکا در افغانستان نتوانسته نتیجهبخش باشد چرا که اوجگیری قدرت طالبان و اعتراف به ناتوانی نیروهای غربی برای مهار آنها از سوی ژنرال مک کریستال شاخصهای تأیید این فرضیه است.
اما ناتوانی آمریکا و ناتو در مهار طالبان فقط به همین شاخص محدود نمیشود، افزایش تلفات نظامیان آمریکا و انگلیس در افغانستان در سال 2009، ادامه حملات با هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به نقاط مشکوک به حضور طالبان و القاعده، گسترش دایره فعالیت طالبان به فراسوی مرزهای افغانستان به خصوص پاکستان و کنترل کامل و نسبی برخی ولایات افغانستان همگی شاخصهایی هستند که نشان میدهد مشکل دیرپا و کهنه امنیت در افغانستان حل نشده است و زخمهای ملت افغان از اقدامات کور تروریستی از یکسو و همینطور حملات گاه و بیگاه نظامیان ناتو به غیرنظامیان به بهانه مقابله با طالبان از سوی دیگر التیام نیافته است. اما از زاویهای دیگر قدرتنمایی طالبان در کابل و حتی اذعان ذبیحاللـه مجاهد سخنگوی طالبان مبنی بر اینکه طالبان توانایی تحت کنترل درآوردن کابل را دارد، نشان میدهد طالبان از اعلام آمادگی دولت کرزای و مقامات آمریکایی برای مذاکره با آنها، به میزان ضعف و خستگی طرف مقابل پی برده و درصدد است در معادله قدرت در افغانستان سهمی مناسب را به خود اختصاص دهد. از طرفی این حملات بدون شک نشست بینالمللی لندن را تحتالشعاع قدرت طالبان قرار میدهد و همین موضوع شاید عاملی بوده است که طالبان با مانور بر روی آن سعی دارد حضور نظامی را به چانهزنی در صحنه سیاسی تسری داده و اهداف خود را پیش ببرد. صرفنظر از این گمان شاید مهمترین پیام این حملات توجه دادن جهانیان به ناکامی آمریکا در افغانستان است آن هم در شرایطی که قرار است 30 هزار نظامی آمریکایی به افغانستان اعزام شوند. نیروهایی که اوباما با مانور تبلیغاتی گسترده در مورد اثربخشی حضور آنها میکوشد چنین وانمود کند که به نسخهای شفابخش برای نجات از گرداب افغانستان دست یافته است اما با حملات طالبان در کابل پیشاپیش میتوان حدس زد چنین نسخهای برای درمان مشکل دیرپای افغانستان شفابخش نخواهد بود.