آغاز ارتباط ما از جایی آغاز شد که بچههای حفظ آثار ارتش جمهوری اسلامی ایران چند خاطره از سردار آزاده سیدعلیاکبر مصطفوی را در مورد مأموریتهای وی در کردستان شنیده و در دیدار حضوری با این سردار ارجمند که قبل از انقلاب در گارد شاهنشاهی خدمت میکرده و در زمان انقلاب سرود «خمینی ای امام (ره)» را در آمادگاه کاخ نیاوران خوانده بود و سپس از دل کاخ نیاوران گریخته و به رود خروشان انقلاب پیوسته بود، در مورد آن حرف زده بودند.این ارتشی آزاده پس از انقلاب با شهید محمد منتظری آشنا میشود و در آموزش نیروهای سپاه نقش برجستهای ایفا میکند. مصطفوی متخصص سلاحهای سنگین و خمپارهانداز و تیربار است و دو بار برنده مسابقات تیراندازی ارتشهای جهان سنتو میشود. وقتی با امیر سیفی در مورد این خاطرات صحبت میکند، امیر از او در مورد نویسنده خاطرات میپرسد و سردار مصطفوی لطف میکنند و اندکی در تعریف از حقیر زیادهروی میکنند و این سازمان که دو سالی است چراغ خاموش با سرعت حداکثر در حال حرکت است نیز از فرصت استفاده میکنند و در راستای هدف جدید و رویکرد نوین سازمان که ارتباط حداکثری با مطبوعات و رسانهها و بلند کردن علم جنگ نرم در ارتش است، این بنده نالایق خدا را هم مشمول عنایت خود قرار داده و باب ارتباط را میگشایند.
مردان بیادعاامیر سرتیپ سیفی که خود نیز جانباز سالهای عشق و حماسه پایداری است، ولی تاکنون اقدامی برای آویختن نشان جانبازی به سینه نکرده است. شخصاً تلفن زد و یک روز با من صحبت کرد و پیشنهاد کردم حضوری همدیگر را ببینیم و سرگرد میراحمدی زحمت کشید و زمینه ارتباط را فراهم کرد تا نهایتاً شنبه ساعت 10 صبح عازم ستاد کل ارتش جمهوری اسلامی شدم. چند دقیقهای طول کشید تا از در ورودی گذشتم و با سربازی که برای پیشواز آمده بود همراه شدم تا طبقه دوم ساختمان حفظ آثار ارتش و بلافاصله به درون اتاق امیر سیفی هدایت شدم.امیر سیفی مثل صدایش ساده و صمیمی و گرم به پیشواز آمد. شرمنده شدم از بزرگواری این مرد وابسته. مدیران سازمان دور میزی جمع بودند و امیر سیفی درحال گفت و شنود با آنها بود. مرا هم به جلسه خود دعوت کردند و پشت میز کنفرانس کنار امیر سیفی نشستم.امیر ابتدا مرا معرفی کرد. خبرنگار و نویسنده روزنامه جوان و بعد به ترتیب مسؤولان سازمان را یکایک معرفی کرد. سرهنگ بنیهاشمی مسؤول بخش فنی، جناب آقای جنابی مسؤول جمعآوری آثار، آقای حسیننژاد مسؤول بانک اطلاعات جنگ، سرگرد میراحمدی مسؤول انتشارات، جناب آقای جلالی معاون فرهنگی که مدیریت فرهنگی و ادبیات را زیرنظر دارد، آقای تقیزاده مسؤول تحقیقات که تمام امور تحقیقاتی در حال انجام در ارتش را برعهده دارد، از جمله افراد مسؤول در سازمان حفظ آثار ارتش در این جلسه بودند.
ارتش مهدویتدر ابتدا امیر سیفی خلاصه حرکت، ستون اساسی و ارکان کار سازمان را در دیدگاه کلان حفظ آثار به جای مانده از دوران طلایی هشت سال پایداری و دفاع مقدس در درجه نخست و بعد انتشار و گسترش فرهنگ پایداری مقاومت و آثار به جای مانده از آن روزها، انتشار خاطرات، روایات، داستانها، گونههای ادبی متفاوت، تحقیقات و هر نوع کار فرهنگی در این زمینه خصوصاً بررسی نقش ارتش جمهوری اسلامی در سالهای پرشکوه پایداری دانست.امیر سیفی بر محبت پر از شور و حرارت و سرشار از عشق به وطن و ملت و نظام حرف میزند و من و دیگران را سر شوق میآورد از ارتش مهدویت میگوید، ارتشی که مبتنی است بر آموزش تخصصی نظامی و سرشار از تفکر شیعی- اسلامی و معتقد است که ارتش باید طلایهدار وحدت، امنیت و تخصص و اعتماد باشد.وی میگوید: ادبیات و گفتمان ارتشی باید بر پایه وحدت و همدلی باشد. قرائت ما قرائت ارتشی است که از دل دفاع مقدس بالید و رشد کرد. ما به دنبال تأسیس یک نظام مهدویت هستیم و هر کسی در هر لباس و هر قدمی دکترین مهدویت را باید ترویج کند و ارزش رسیدن به این هدف است.
نگاه سازمان حفظ آثار به جنگامیر سیفی تلقی و دیدگاه به جنگ را رسیدن به درک واقعی از فضای مقدس سالهای مقاومت میداند و امتداد آن را در تخصص یافتن و بخشیدن بصیرت به نیروهای ارتش و وحدت همه برای شناخت حرملهها و شناخت علیهای زمان میداند و میگوید: حرمله در حادثه عاشورا تیر سه شعبهای را به علیاکبر میزند و و شمر سر مبارک امام حسین (ع) را میبرد اینها دشمنانی هستند که سالها کینه را در دل انبار کرده و میدانند که برای آفریدن فاجعه باید به چه کسی و کجا حمله کنند، اگر ما بتوانیم آنها را شناسایی کنیم جلوی توطئههای کاریشان را بگیریم این وظیفه امروز همه ماست ما باید دشمنان ایران و نظام را که از قضا بسیار مکار، حیلهگر و قدرتمندند هستند، به خوبی بشناسیم و همین مسأله است که مقام معظم رهبری بارها و بارها بر آن تأکید میکند و آن را بصیرت مینامد.رئیس سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ارتش تصریح میکند: ما وظیفه داریم نظامی را مبتنی بر عدل حضرت علی(ع)، هفت فاطمه(س)، نرمش حسنی و غیرت حسینی، عبادت سجادی، علم باقری و صادقی، فرو خوردن خشم و صبر در مقابل دوستان بیتدبیر حضرت کاظم(ع)، عطوفت و جاذبه ابوالحسنی ضامن آهو (امام رضا(ع)) و شاکله محمدتقی و علیالنقی (ع)، توان صحنه سازی و قدمت توان زندگی در پادگان هادی را بنا کنیم که از آن بوی مهدی موعود (عج) دهد. دکترین مهدویت در حال انتظار به ما میآموزد که ارتش باید چگونه باشد. ما باید نیش و نوش و عبرت و آموزش را با هم درآمیزیم و با بصیرتی که رهبر معظم انقلاب فرمودهاند هرملهها و علیهای زمان را بشناسیم و با احساس «قولو قولاً لینا» و «قولو قولاً ثقیلا و احسن تفسیرا» اولویت اول خود را در حفظ اصل ولایت فقیه قرار دهیم. جنگ ما برای ولایت و قانون اساسی است و باید تفکرات ضد آن را افشا کنیم.
ارتش و ایثار امیر سیفی که به زبان عربی بسیار مسلط است و چون یک عالم اسلامی از مسائل مذهبی هم بسیار مطلع است و ایمان خود را از زمان دفاع مقدس با قدرت نگاه داشته و زخمهای جنگ را بر چهره و دست و تن دارد، میگوید: حضرت علی(ع) میفرمایند اگر میخواهید نظامی را ساقط کنید چهار اصل را به کار بندیم و حفظ یک حکومت در صورتی است که متوجه این چهار اصل باشیم استبدال دولاً دون به اربع ؟؟؟ 1- تضیع اصول (اصول را ضایع کنیم) 2- تمسک به فروع 3- تقدیم اراذل (یعنی کسانی که نقشی در مسائل نداشته جلو بیندازیم و 4- تأخیر الافاضل(کسی که فاضل را به کار نگرند. وی از ایثار و تلاش ارتشیان در طول سالهای رژیم پهلوی برای پیروزی انقلاب میگوید و عقیده دارد که تا بالاترین سطوح مدیریت نظامی و ارتشی یاران امام خمینی(ره) میگوید و این را سبب پیروزی انقلاب میداند و میگوید در کل انقلاب ما چند شهید دادیم؟ در طول روز 17 شهریور جمعه سیاه جمعاً 73 نفر کشته و زخمی شدند و ارتشیان درجه بالا با وجود تصویب یک کشتار وسیع به سربازان تیر مشقی داده بودند، از این روست که دشمن بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب اول سرلشکر شهید سپهبد قرنی را ترور میکند، چرا که هرملهها میدانند او اطلاعات بسیاری دارد و بسیاری از نفوذیها را در سیستم انقلاب رسوا خواهد کرد. امیرسیفی ادامه میدهد: برای همین اول حساسترین بخش یعنی امنیتی مورد ترور واقع میشود و بعد شهید مطهری یعنی فرهنگ. اگر خوب دقت کنیم دشمن هرملههای معاصر را به جنگ با امنیت و فرهنگ میفرستد و ما با شناخت و بصیرت میتوانیم بر این دشمنان قسم خورده غلبه کنیم.
ارتش در انقلاب و دفاع مقدس امیر سیفی سپس از نقش برجسته ارتش در انقلاب و دفاع مقدس سخن میگوید و اسنادی که بیش از دو سال است روی آن در این سازمان کار میشود. امیر سیفی میگوید: «انقلابی در راه است» این تیتر یکی از گزارشهای نشریه فرهنگ ایثار است که پس از بازدید از فعالیتهای سازمان حفظ آثار ارتش و دستاوردهایی که بزودی منتشر خواهد شد، در این نشریه به چاپ خواهد رسید. او سپس صادقانه و از سر بزرگواری از وضعیت ارتش و امرای ؟؟؟ میگوید و از ایثار پرسنل خدوم این لشکر مخلص اینکه دو امیر ارتش مستأجرند و با تمام سختیها به نظام و ولایت وفادارند و تأکید میکند با وجود چنین ارتش و سپاهی که یک لشکر الهی هستند و باید باشند و هرگز جدا نیستند هیچ موج و فتنهای نمیتواند خدشهای به این نظام الهی وارد کند.
انقلابی در راه است پس از این جلسه به قسمتهای مختلف سازمان میرویم همراه با سرگرد میراحمدی که از دیرباز با امیر سیفی همکار بوده است. همه همکاران با روی باز از ما استقبال میکنند و بیشائبه اطلاعات ارزشمند و تحقیقهای بسیار خود را در اختیار ما قرار میدهند. کتابها، آثار چند رسانهای و فعالیتهای این سازمان واقعاً چنان عمیق و گسترده است که نمیتوان آن را در یک گزارش خلاصه کرد و اگر خداوند عمری دهد باید در گزارشهای مستقل به آن پرداخت.
قهرمانان ارتش بعد از بازدید دوباره به دفتر امیر سیفی میرویم و او از قهرمانان ارتش از امیر رشیدزاده، فرمانده دانشکده افسری، امیر سیدحسام هاشمی، امیر آراسته، شهید آبشناسان و دیگران میگوید و خاطرهای از یک مادر شهید سرباز میگوید که اکنون هفتههاست امیر سیفی با او به بهشت زهرا میرود و از افرادی مثل ناخدا لشکری، فرمانده قهرمان سابق ناو پیکان و سبلان میگوید و همسرش که پس از رفتار نامناسب عدهای ناآگاه از این جانباز قهرمان ملی که به واسطه استفاده از قرصهای درمانی به اعتیاد متهم میشود و به علت عارضه ms اکنون 18 سال است که همسرش بدون اینکه حتی از خانه بیرون رود تمام زندگی خود را فروخته و مشغول نگهداری از این قهرمان جانباز است و صبری زینبی از خود به نمایش گذاشته. او ایثار پرسنل ارتش را بسیار وسیع میداند و اظهار میکند که ارزش این اسوههای قهرمان بیش از اینهاست. اظهارات امیر سیفی غم سنگینی را به دلم میگذارد از اینکه نتوانستهام تمام سخنان او را ثبت کنم، متأسفم، ولی قرار میگذاریم تا با ارتباط مستمر قهرمانی این بزرگمردان را به دیگران بشناسانیم. ساعت 2 بعدازظهر در حالی امیر سیفی و همکارانش را ترک میکنم که پس از عمری تلاش برای ایثارگران دفاع مقدس تازه فهمیدهام که قطرهای از دریای بزرگی این عزیزان را هم درک نکردهام پس چگونه میتوانم این همه عاشقی را به دیگران بشناسانم. غصهام میگیرد و دلم به حال خودم که اینقدر حقیرم میسوزد. خدایا یاریام کن که بتوانم پس از این، این دین بزرگ را ادا کنم. آخر میدانید امیر سیفی مرا مدیون کرده است...