آرام است و خيلي بيسر و صدا. شايد كمتر كسي از او مصاحبه جنجالي و پر سر و صدا سراغ داشته باشد. با گلي كه در آخرين بازي ليگ برتر دوره قبل به سپاهان زد، خودش را عمري در باشگاه پرسپوليس بيمه كرد. سپهر حيدري مدافع آخر پرسپوليس، حالا به اندازه يك مهاجم تمام گلزن، در تيمش محبوب است و هواداران اين تيم روي او حساب باز ميكنند. مصاحبهاي كه ميخوانيد، صحبت از هر دري با مدافع مليپوش پرسپوليس است كه هم به قهرماني پرسپوليس در ليگ اميدوار است و هم به قهرماني تيم ملي ايران در جام ملتهاي آسيا.سپهر حيدري فوتبالش را از كجا آغاز كرده؟فوتبالم را از مدرسه فوتبال ذوبآهن اصفهان آغاز كردم و همان جا ادامه دادم تا بزرگسالان ذوبآهن و باز هم ذوبآهن و حالا پرسپوليس.پس در همه ردههاي ذوبآهن حضور داشتي؟دقيقاً در همه ردهها حضور داشتم و پله پله بالا آمدم. گويا كاپيتان همه ردهها هم بودي؟بله، در همه ردهها بازوبند كاپيتاني روي دست من بود. به خاطر همين هميشه مقابل تيمهاي اصفهاني(سپاهانو ذوبآهن) پرانگيزه هستي و بهترين بازيكن زمين ميشوي؟ربطي به حساسيت حضورم مقابل اين تيمها ندارد. من هميشه دوست دارم جلوي همه تيمها بهترين باشم، اما مقابل تيمهاي اصفهاني هميشه شرايط خوبي داشتم و بيشتر ديده شدم. نميدانم چرا در اين بازيها بيشتر زير ذرهبين قرار دارم. منظورت به خاطر بازي كردن در اصفهان است؟بيتأثير نيست. چون من اصفهاني هستم و در اين شهر بزرگ شدم، همه به اين بازيها حساسيت دارند و حواسشان روي بازي من است و به مسائل ديگر توجهي ندارند.و اين حساسيت هميشه به نفع سپهر حيدري بوده؟سپاهان و ذوبآهن تيمهاي بزرگي هستند اما اين مسأله براي من اهميتي ندارد چون هر كاري ميكنم كه هواداران پرسپوليس را خوشحال كنم و به باقي مسائل اهميتي نميدهم. شما از مهاجران به اصفهان هستند چون شنيدم كه اصليت شما خوزستاني است؟بله، پدرم خوزستاني است اما مادرم اصفهاني است، من هم بزرگ شده اصفهان هستم و اگر بگويم اصفهانيام دروغ نگفتم! اما من كلاً آدمي هستم كه ميگويم ايرانيام و به شهرها اهميتي نميدهم ما همه ايراني هستيم و كل ايران را دوست دارم. چند سال است كه در پرسپوليس هستي، حضور در تهران و اين تيم چقدر با حضورت در اصفهان و تيم ذوب متفاوت است؟اصلاً قابل قياس نيست كه حرفي از آن بزنم، تفاوتش از زمين تا آسمان است و وحشتناك فرق ميكند. يك اشتباه در پرسپوليس ماهها و شايد سالها در ذهن همه باقي بماند و اذيتت كند، اما در تيمهاي ديگر ميتواني هزاران بار اشتباه كني، اما اتفاقي نميافتد. فقط همين؟نه، روي خوب هم دارد و اگر يك گل حساس بزني، در تاريخ جاودان ميشوي اما در شهرستانها هر چقدر گل بزني به چشم كسي ديده نميشود و اين مسأله اميدواركننده است. پس خوبيهاي حضور در تيمهاي بزرگ بيشتر از معايب آن است؟بستگي دارد. در اينكه خوبيهاي اين تيمها تمام شدني نيست شكي ندارم اما خيلي سختي هم دارد. يك گل در ذهن ميماند همان طور كه يك اشتباه ممكن است تا مرز جنون اذيتت كند. اما همه بازيكناني كه در تيمهاي بزرگ حضور دارند، موفق نيستند، چرا؟به خاطر اينكه خودشان را آماده نكردند. به نظر من بازي در استقلال و پرسپوليس آمادگي قبلي لازم دارد و اگر بازيكني باري به هر جهت به اين دو تيم بپيوندد، مدتي كوتاه دوام ميآورد و بايد از اين دو تيم جدا شود. چرا؟ دليلش چيست؟ظرفيت خيلي مهم است، بازيكنان اين دو تيم بايد ظرفيت هزار درجهاي داشته باشند. اگر ظرفيت و جنبه نباشد، فوتبال بازيكن تمام ميشود! همان طور كه خيليها را ديديم كه در اين دو تيم به جاي ستاره باقي ماندن، تباه شدند.اما در حال حاضر شرايط طوري است كه همه تيمها به هم نزديك شدند و شرايط با گذشته متفاوت است؟نه واقعاً اين دو تيم فرق دارند. بازيكنان استقلال و پرسپوليس بايد قيد خوشيهاي خودشان را بزنند و واقعاً آدم ديگري شوند! ما خيلي زير ذرهبين هستيم شايد تصور نكنيد، اما تمام حركات ما از صبح تا شب زير ذرهبين است. كافي است كه كمي لغزش داشته باشيم آن وقت ضررش را ميبينيم. بازيكنان اين دو تيم به نظر من بايد ماندگار باشند. اگر نباشند، همه چيز تمام است. تجربه شما در پرسپوليس با اين سختيها خوب بوده يا حالا پشيمان هستي؟نه، پشيمان نيستم. من ميدانستم شرايط چطور است و طوري زندگي كردم كه حرف و حديثي در كارم نباشد. چون اگر خوب زندگي نكنم، اول خودم ضربه ميخورم بعد تيم و هوادار. ولي قطعاً سالهاي اول خيلي سخت بوده؟دقيقاً اولش خيلي سخت بود، اما آرام آرام خودم را با وضعيت حاكم وفق دادم تا بتوانم خودم را بالا بكشم. البته من تجربه كردم كه بايد حرفهاي باشم حرفهاي فكر كنم و حرفهاي زندگي كنم. ما بازيكناني هستيم كه اين مسأله را پذيرفتيم و بايد با سختيهايش بسازيم. برنامه و اصول در زندگيمان بايد وجود داشته باشد. اما در كل براي كسي كه تجربه نكرده، سختي بسيار زياد است، اما وقتي روي روال پيش بروي، همه چيز آسان ميشود.مسائل مالي چطور، به نظرت تيمهاي اصفهاني از نظر مالي بيشتر از پرسپوليس تأمينت ميكردند؟دقيقاً، كساني كه به پرسپوليس و استقلال ميآيند، بايد قيد مسائل مالي را بزنند. در حقيقت سنگينتر هستند اگر در تيمهاي ديگر بازي كنند و به اين دو تيم نيايند. اينجا فقط بايد عاشق باشي، عشق است كه همه چيز را آسان ميكند. اين دو باشگاه شرايط خاص خودشان را دارند و پيراهن و عرق به آن مهم است نه مسائل ديگر! اما خيليها با عشق به اين دو تيم نميآيند. محبوبيت و حضور در تيم ملي را به اين مسائل ترجيح ميدهند؟من هميشه عاشق پرسپوليس بودم از بچگي هزار بار براي اين تيم گلو پاره كردم و آرزوها داشتم، اما در كل در اين دو تيم بايد عشق وجود داشته باشد.در مورد حضور علي دايي در پرسپوليس صحبت كن. گويا قبلاً در تيم دانشجويان يا ارتش با او همبازي بودي؟نه، وقتي من دعوت شدم، ايشان حضور نداشتند تا به حال افتخار كار با او را نداشتم اما نظرم در مورد او كاملاً مثبت است. ايشان هم بازيكن بزرگي بودند و هم مربي بسيار بزرگي هستند.خصوصاً اينكه از درون پرسپوليس هستند و اين مسأله به تيم كمك بسيار خواهد كرد.يعني گزينه مناسبي براي پرسپوليس فعلي هستند؟دقيقاً. بهترين گزينه براي كار در پرسپوليس هستند. ايشان ميتوانند تيم را جمع و جور كنند. مطمئناً نتايج تيم در آينده اين مسأله را ثابت خواهد كرد.هدف پرسپوليس با علي دايي چيست؟دو جام داخلي و حضور در آسيا. فكر ميكنم با حضور ايشان اين كمترين توقع ممكن است، زيرا تيم با شرايط بسيار خوبي روبهرو شده و توقعها هم بالا رفته است.اما علي دايي در اولين بازي بعد از حضورش در پرسپوليس تو را روي نيمكت تيم نشاند؟من پنج روز اصلاً نخوابيده بودم، سفر تيم ملي خستگي بسياري به همراه داشت و با توجه به فاصله زماني ايران با سنگاپور، اصلاً نتوانستيم خوب استراحت كنيم و اين مسأله در عدم حضورم در تركيب پرسپوليس مؤثر بود. همه تا پنج صبح بيدار بوديم و شرايط بدي حاكم بود و اين موجب شد اصلاً استراحت نداشتيم. صرف اينكه دو هفته همراه تيم نبودم و طبيعي بود كه بازي نكنم.تنها به خاطر حضور در تيم ملي و خستگي بسيار؟نه، اگر علي دايي صلاح بداند كه من چند هفته بازي نكنم، روي نيمكت مينشينم و هيچ مشكلي هم ندارم چون هماهنگي در تركيب يك تيم مهمترين اصل است و سرمربي آنرا تشخيص ميدهد و بازيكنان نميتوانند در مورد آن نظر بدهند.و اگر اين مساله تكرار شود چطور؟هيچ اتفاقي نخواهد افتاد. هيچ بازيكني از نيمكتنشيني خوشش نميآيد و اين مسأله را همه ميدانند، اما اصلاً دليل نميشود كه اعتراضي درپي باشد. من ياد گرفتم كه اينجا پرسپوليس است و بايد خوب همبازيانم را بخواهم و اگر چنين باشد، خدا هم خوب مرا ميخواهد و به هدفم خواهم رسيد. من هميشه وقتي در تركيب نباشم براي تيم نذر ميكنم و بد تيم و بازيكنان را هيچ وقت نخواستم اگر اين اتفاق تا آخر فصل هم تكرار شود حرفي نخواهم زد و مطيع علي دايي هستم.در مورد آن گل تاريخي صحبت كن. آخرين بازي ليگ هر تيمي برنده ميشد قهرمان ليگ برتر بود. گل برتري به سپاهان در دقيقه 94 مقابل صد هزار تماشاگر؟!فقط لطف خدا بود و لطف خدا. خدا در آن لحظه به من، پرسپوليس و مردم لطف بسيار كرد؛ لطفي كه كاملاً مشخص بود. چون اگر بازي مساوي ميشد، سپاهان قهرمان بود.چطور شد كه حيدري مدافع براي پرسپوليس گل زد؟اين مسأله به چند سال قبل بر ميگردد. وقتي كه بچه بودم با برد و باختهاي پرسپوليس گريه ميكردم، خوشحال ميشدم و اشكها ميريختم. هميشه برنامهام اين بود كه روزي از ذوب آهن جدا شوم به پرسپوليس بروم و يك كار مهم براي تيم انجام بدهم. اين فكر از همان زمان در ذهنم وجود داشت و آرزويم اين بود كه چنين كاري را انجام دهم. ميخواستم براي هواداراني كه خودم جزو آنها بودم كاري انجام دهم. سال قبل از آن بازي ما 4 - 1 به سپاهان باختيم و من گريه كردم. همان جا با خودم عهد بستم كه اين باخت را جبران خواهم كرد. در آن بازي با خودم فكر كردم كه نفوذ كنم و كاري انجام دهم.چه احساسي داشتي، فكر ميكردي كه با تمام اين زمينهچينيها بتواني كاري اين چنيني انجام دهي؟ميخواستم صد هزار نفر را خوشحال كنم و تنها به اين مسأله فكر ميكردم نه هيچ چيز ديگر. نميخواستم صد هزار نفر گريان از آزادي بروند، درست مثل خودم در سالهاي كودكيام. بعد از آن بازي و باخت 4 -1 به سپاهان وقتي ليگ قرعه كشي شد و آخرين بازي ما با سپاهان را ديدم همه چيز برايم مشخص بود. من با خودم قرار گذاشتم و آنرا عملي كردم.پس كل يك سال به اميد آن بازي گذشت؟دقيقاً يكسال تمام از خدا خواستم كه اين آرزو را برآورده كند. به خدا گفتم كه هيچ چيز از او نميخواهم و فقط يك هدف دارم كه در آن بازي پرسپوليس برنده باشد! گفتم من فقط يك گل ميخواهم آن هم در آن بازي آخر مقابل سپاهان.بعد از گل چه حسي داشتي؟گفتني نيست. اما تا آخر عمر به خاطر آن بازي مديون خدا و لطفش هستم. چون هيچ وقت آنرا فراموش نخواهم كرد.سپهر حيدري جزو معدود بازيكنان تحصيلكرده فوتبال است، تحصيلات به نظرت چه تأثيري در فوتبال بازيكن و حرفه او دارد؟خيلي تأثير دارد. باعث ميشود كه راهها را درست انتخاب كني و منطقي تصميم بگيري. فوتبال ما يك روز تمام ميشود و آن شخصيت انسانهاست كه باقي ميماند و همه او را با شخصيتش ميشناسند. درس و تحصيلات براي هر انساني باقي ميماند و مثل فوتبال يك روز تمام نميشود.پس قصد داري از تحصيلات خود استفاده كني؟دقيقاً. فوتباليست جماعت كه كاري به جز فوتبال بازي كردن بلد نيست عمر مفيد فوتبال هم كوتاه است. اگر روي دور شانس باشي، چند سال بيشتر بازي ميكني و ما هم عادت نداريم 6 صبح از خواب بيدار شويم و در اداره كار كنيم. پس ميتوانيم بعد از فوتبال از تحصيلات استفاده كنيم.چطور فوتبال را با تحصيلات تطبيق دادي و پيش رفتي؟با برنامهريزي اصولي و توكل به خدا به همه جا رسيدم البته لطف و كمك پدر و مادرم بيتأثير نبود. من با اين سه فاكتور به هر چه ميخواستم، رسيدم. من هميشه در زندگيام بدون برنامه كاري انجام ندادم.براي درس خواندن هم برنامهريزي داشتي؟دقيقاً هيچ وقت آخر ترم درس نخواندم. هميشه و در طول ترم براي خواندن درسهايم وقت ميگذارم تا پايان ترم اذيت نشوم پيش از شروع امتحانات آرام آرام درسهايم را ميخوانم تا روز امتحان بهانهاي نداشته باشم. گويا خانواده تحصيلكردهاي داري، حتماً علاقهات به درس ارثي و نشأت گرفته از خانوادهات است؟دقيقاً آنها هيچ وقت مرا تنها نميگذارند و همراهم هستند و خيلي كمكم كردند حتي در انتخاب واحدها، آنها سختيها را متحمل ميشوند اما مرا در تهران تنها نميگذارند.ليسانس مهندسي مكانيك داشتي، اما فوق ليسانس تربيت بدني چرا؟به خاطر ورزش و علاقهام. من كه فوتباليست هستم بايد در رشتهام تحصيلات داشته باشم. درحال حاضر هم درگير تحويل پايان نامهام براي مدرك فوق ليسانس هستم.حتماً موضوع پايان نامهات فوتبال است؟دقيقاً گفتم كه ما به جز فوتبال كار ديگري نداريم و بايد پايان نامه ورزشي تحويل بدهيم.از استادهاي دانشگاه چقدر كمك ميگيري؟خيلي كم،من آدم مغروري هستم و سعي ميكنم كارهاي مربوط به خودم را به تنهايي انجام دهم و محتاج كسي نباشم.اما مسابقات، تمرين و سفرهاي تيم خيلي از زمان شما را ميگيرد؟دقيقاً، اما گفتم من برنامهريزي ميكنم تا كارهايم را درست انجام بدهم و نيازي به اين كارها نداشته باشم. شايد باور نكنيد اما براي كمك، تخفيف يا نمره هيچ وقت نزد هيچ استادي نرفتم و اگر هم نمره بيشتري گرفتم، لطف استادان بوده، نه درخواست من!يعني استادان بدون درخواست تو نمرهات را بالا ميبرند؟من هيچ وقت به كسي وابسته نبودم. اين اتفاق هم خيلي كم براي من پيش آمده چون خودم كارهايم را انجام ميدهم كه نيازي احساس نكنم.اصلاً دوست ندارم دنبال استادان بروم يا به آنها براي نمره زنگ بزنم. ترجيح ميدهم خودم را زحمت بدهم. اما براي اين كارهاي بيارزش خودم را آزار ندهم. فكر ميكنم به خاطر همين غرورم هميشه موفق بودم و فقط خود استادان در صورت تمايل و شناخت من نمرهام را افزايش دادند.خيليها معتقدند كه اگر شيث در تركيب نباشد، خط دفاعي تيم فلج است، اين نظريه را قبول داري؟در اينكه شيث رضايي بازيكن بزرگي است، شكي وجود ندارد، ما سالهاست كه كنار هم بازي ميكنيم البته او قدر خودش را ندانست و اگر قدر خود را ميدانست خيلي بهتر از حالا بود. براي او ارزش زيادي قائلم زيرا بزرگتر تيم است. البته كارشناسان نظر خود را ارائه كردند!به جز شيث رضايي باقي مدافعان پرسپوليس بدون سروصدا و بيحاشيه هستند، اين را قبول داري؟البته با حاشيه و دادو فرياد هيچ فوتباليستي موفق نبوده اما در هر صورت نبايد با داد و فرياد حق را گرفت. آن كساني كه فوتبال روز دنيا را خوب ميفهمند ميدانند كه دوره اين ترفندها تمام شده است. دوره شلوغ كاري تمام شده و اين كارها باعث ميشود كه انرژي بازيكن حرام شود و فوتبال را فراموش كند. از طرفي تمركز بازيكن را ميگيرد.پس در چشم بودن و مطرح شدن را در پيشبرد فوتبال بازيكن مؤثر نميداني؟اين مسأله متفاوت است. فقط خوب بازي كردن و عملكرد عالي مهم است. همه از تو فقط بازي خوب ميخواهند، فوتبال حرفهاي يعني اين. مهم نظر هواداران و كارشناسان است و هر بازيكني دنبال حاشيه باشد فوتبالش مقطعي است و حاشيه فوتبال بازيكن را نابود ميكند و در يك مقطع همه چيز تمام ميشود ولو اينكه در فوتبال هم از اين موارد كم نيست! و خيلي از ستارهها ديگر جايي در فوتبال ندارند!به نظر تو به كرانيكار به اندازه كافي زمان داده شد تا پرسپوليس را به موفقيت برساند؟اين اتفاق در فوتبال ما پيش ميآيد. در همه جاي دنيا تيمها كميته فني دارند و برنامههايي دارند كه تيم موفق شود و مردم هم با فرهنگي خاص آن را ميپذيرند كه يك مربي چندين سال در يك تيم حضور پيدا كند، اما در فرهنگ ما هنوز چنين مسألهاي جا نيفتاده، حتي يك مدير هم نميتواند چند سال در يك تيم كار كند. همه سريعاً نتيجه ميخواهند و به مسائل ديگر فكر نميكنند. در پرسپوليس هم صلاح تيم مهم است و ا ين تصميمات به همين دليل اتخاذ ميشود.نظر بازيكنان چيست؟ شما با اين تغييرات كنار آمديد؟چارهاي نداريم، ما بايد خودمان را با شرايط وفق دهيم و كاري جز اين از دستمان بر نميآيد. ما قرارداد بستيم و طبق شرايط باشگاه پيش ميرويم. قرارداد ما حرفهاي است پس بايد حرفهاي فكر كنيم.بازيكنان در هر شرايطي بايد با اين مسائل خودشان را وفق دهند زيرا تشخيص صلاح تيم با ما نيست.سپهر حيدري از كار با كرانيكار راضي بود؟او مربي بزرگي بود، واقعاً بزرگ بود من خيلي چيزها از او ياد گرفتم و برايش آرزوي موفقيت بسيار دارم. او داشتههاي بسياري داشت اما در حال حاضر مربي ما دايي است و بايد از داشتههاي او استفاده كنيم. به عقب برگرديم بعد از پايان بازي استقلال - پرسپوليس حرفهايي زده بودي كه كمي عجيب بود.من حرفي نزدم كه بياحترامي به بازيكنان و تيم حريف باشد.اما صحبتهاي تو باعث شد كه مسؤولان استقلال با تنظيم شكايت نامه خواستار حضورت در كميته انضباطي شوند؟اصلاً من حرف بدي نزدم. من هيچ وقت بياحترامي به هيچ تيمي نميكنم. اما دشمن زياد دارم و بخاطر همين اين مسائل اتفاق ميافتد. در ضمن هيچ وقت هم قبل از بازي با استقلال مصاحبه نميكنم كه از حاشيهها دور باشم و صحبتهايي كه از قول من مطرح شد، اصلاً درست نبود.حتي وقتي اعلام كردي، استقلال نميتوانست به ما گل بزند زيرا پرسپوليس حريف آنها بوده نه تيم بانوان؟!اين بازي بسيار بزرگ است و ميليونها هوادار دارد. نبايد با احساسات كسي بازي كرد و به ميليونها آدم بياحترامي كرد. من اصلاً چنين حرفهايي را به زبان نياوردم و دوست ندارم در مورد آن حرفي بزنم. چون مدتها از آن گذشته و تمام شده است!كمي هم در مورد تيم ملي صحبت كنيم چرا شرايط بدي در تيم ملي حاكم است. تيم ما با سالهاي قبل خيلي فاصله دارد؟ما جام جهاني را از دست داديم و اين يك واقعيت است. اما نبايد بقيه فوتبالمان را خراب كنيم. چون آن اتفاق بد براي ما رخ داده. ما تغييرات ساختاري بسياري داشتيم و بايد تاوانش را بپردازيم. منظورت خداحافظي بازيكنان اصلي تيم است؟دقيقاً يك نسل فوتبال ما رفتند. بايد براي نسل جديد بازيهاي تداركاتي بگذاريم، تا شرايط مثل قبل شود و حالا ممكن است در اين ميان نتيجهاي در كار نباشد. اما اين اتفاق آرام آرام اپيدمي شده و ادامهدار است؟نه، ما در قطر به مرور زمان نتيجه گرفتيم. نفرات كنار هم به هماهنگي رسيدند و بازي به بازي بهتر ميشوند. تيم ما خيلي جوان است. بيانصافي است اگر به تيم خرده گرفته شود. به افشين قطبي هم انتقادات بسياري وارد است؟اصلاً نبايد اين طور باشد. بايد قبول كنيم كه به زمان نياز داريم. هدف ما جام ملتهاي آسياست و تيم بايد شكل بگيرد. بايد بازي بگذاريم و نتيجهاش را ببينيم. ما نميخواهيم ساختار را ببينيم و فقط ايراد ميگيريم. بايد تجربه تيم بالا برود و زمان نياز است. شرايط خودت در تيم ملي چطور است. فكر ميكني در آسيا ميتواني جايي در تركيب اصلي تيم داشته باشي؟دو سالي در حضورم در تيم ملي وقفه افتاد. اما هر كسي آماده باشد، دعوت ميشود. اميدوارم بتوانم مثمرثمر باشم و مردم را خوشحال كنم. ميدانم كه قطبي حق بازيكنان آماده را ميدهد و به اين مسأله كاملاً اميدوارم. در اردوي آخر تيم ملي كلي حرف و حديث بود. از دعواي بازوبند كاپيتاني تا خوشحاليهاي بعد از برد سنگاپور. چرا؟در مورد بازوبند كه هيچ صحبتي نبود. اصلاً هيچ كسي در مورد كاپيتاني بحثي نكرد! و خوشحاليهاي افراطي بعد از برد سنگاپور؟خب تيمملي بازي را برده بود و بايد خوشحال ميشديم! سنگاپور فقط يك امتياز با ما فاصله داشت و برد برايمان باارزش بود. اين را هم در نظر بگيريد كه شرايط ما در آن كشور خيلي سخت بود. ضمن اينكه در حال حاضر به هيچ تيمي حتي مالديو كه زماني 17 گل به اين تيم زديم، نميتوان اين تعداد گل را زد. شايد اگر حالا با مالديو بازي كنيم نتوانيم با دو يا سه گل آنها را شكست دهيم، شايد هم بازي مساوي تمام شود. بايد بپذيريم كه همه تيمها پيشرفت كردند. اما فوتبال ما زماني با اين تيمها قابل مقايسه نبود و خيلي برتر بوديم؟بله، اما آنها پيشرفت كردند. ما بايد در عمل ثابت كنيم كه چه شرايطي داريم. چند سالي است كه دلمان را به همين مسأله خوش كرديم، اما اين طور نميشود پيشرفت كرد بايد حرفهاي و منطقي پيش برويم. در مورد خوشحالي بيحد بازيكنان و افشين قطبي صحبت نكردي؟هر كسي طوري خوشحالي ميكند. يك مربي فينال جام جهاني را برنده ميشود، اما از روي نيمكت تكان نميخورد، ولي بعضيها مثل قطبي احساسيتر هستند و خوشحالي خود را نشان ميدهند. اين مسأله به اشخاص مربوط است و اصلاً بد نيست. قطبي قصد داشت ميزان علاقه و شادياش را نشان دهد.