
گویی تمام وجودش کرخت شده. یکبار به سمت راست میرود و بار دیگر به چپ. شاید تصمیم گرفته در اتوبوس حرکات موزون از خود به نمایش بگذارد. ولی نه. هیچ کس در خواب نه حال حرکات موزون را دارد و نه حال حرف زدن.
ظاهرش گویای واقعیتی دیگری است تا او را دیگر به نام واقعیش نخوانند. شاید تغییر نام داده تا او را از این به بعد با نام معتاد صدا بزنند. حال این نام میخواهد برایش افتخار باشد یا شرمساری.
هر که به او نگاه میکند یک «وا اسفا» نثارش میکند و با خود میاندیشد که یک نفر چگونه میتواند اینگونه به خود جفا کند. خیلیها این کلام را میگویند و با یک شانه بالا انداختن از کنارش رد میشوند چرا که بر این باورند او دیگر درست شدنی نیست مثل آن مثل قدیمی که میگوید « دم روباه را ده سال در قالب گرفتند. بعد از آن قالب گشودند دیدند که دم هنوز کج است»
اما راهکار چیست؟ بسیاری از کارشناسان میگویند معتادان مجرم نیستند و این افراد باید بیمار تلقی شوند. اما یک بیمار تا چه میزان میتواند به سوی بیماری خود رجعت کند؟ اصلاً کسی دوست دارد که خود را دو دستی در اختیار بیماری قرار دهد که اینک معتادان اینگونه بر خود این مریضی را صلاح میبینند.
اما این بار مسؤولان که تا چندی پیش سعی داشتند با مسامحه با معتادان برخورد کنند و آنان را بیمار بنامند این بار منگنه را روی معتادان و پخش کنندگان عمده مواد مخدر سفت تر از قبل فشار دادند و آنان را مجرم معرفی کردند.
در همین رابطه محمود مسعود زاهدیان، مدیرکل امور اجرایی ستاد مبارزه با مواد مخدر میگوید: « به معتادانی که تاکنون برای درمان مراجعه نکردهاند به عنوان مجرم برخورد میکنیم. آنها بدانند گرهی که با دست باز میشود، نگذارند که با دندان باز کنیم.»
وی در ادامه میافزاید: «در ایران یک میلیون و ۱۶۰ هزار معتاد حرفهای وجود دارد. با احتساب ۸۰۰ نفر معتاد غیرحرفهای که به صورت تفننی مواد مصرف میکنند، در کل دومیلیون نفر از جمعیت مولد کشور معتاد هستند که علاوه بر این تعداد، تعداد زیادی خانواده را هم تحت تأثیر اعتیاد خود قرار دادهاند. در واقع دو میلیون نفر از جمعیت مولد کشور درگیر مواد مخدر هستند.
اغلب معتادان افراد باهوشی هستند که به دلیل حس کنجکاوی به سمت اعتیاد گرایش پیدا کردهاند و با خارج شدن از چرخه کار و تولید، وبال کشور و خانوادههایشان شدهاند.»
حال باید دید با این رویکرد که از سوی مسؤولان لحاظ شده آیا میتوان معتادان را دیگر در کوچه پس کوچه های شهر ندید؟
این سوالی است که بسیاری از مردم چشم انتظار پاسخ آن هستند؛ نه پاسخی که مسؤولان در بازی آمار و رقم بیان کنند بلکه این موضوع در شهر به طور چشمگیری ملموس باشد.