
کریستوفر هیل، سفیر آمریکا در عراق پس از ملاقات با صالح المطلک که رهبر جریان الحوار و از چهرههای برجسته و حامی بعثیها در این کشور است، اعلام کرد، حذف مطلک و بعثیها از فرآیند انتخابات که توسط کمیته بعثیزدایی صورت گرفته، عنصری ناقص از فرآیند دموکراسیسازی در این کشور است.
کریستوفر هیل اعلام کرد اگر کمیته بعثیزدایی از اقدام قانونی خود در مورد حذف عناصر بعثی بازنگردد، آمریکا حمایت خود را از روند سیاسی عراق برمیدارد!
کمیته بعثیزدایی و دستورالعملهای اجرایی آن که از اولیترین نتایج سقوط نظام دیکتاتوری صدام است از مبانی قانونی و حمایت گسترده در عراق برخوردار است.
مردم عراق در طیفهای مختلف طوایفی این اشتراک نظر را دارند که حزب بعث و عناصر بعثی که در حال تقویت سازماندهی و گسترش حضور خود در عراق میباشند، از مهمترین عناصر تهدید و خطر برای دوره جدید حیات سیاسی در عراق هستند که با حفظ دیدگاههای گذشته به دنبال برپایی نظام مشابه دوره صدام در عراق هستند.
نکته مهم این است که انگلیسیها پس از چند سال از تصمیم مربوط به حذف حزب بعث و عناصر آن از ساختارهای عراق، تنها راه ایجاد یک نظام مطلوب غربی در عراق را بازگرداندن بعثیها معرفی کردهاند و در چند سال اخیر نیز برای تقویت این جریان و مشروعیتبخشی بدان سرمایهگذاری گوناگون به عمل آوردهاند.
مقامات آمریکایی هم حداقل از دو سال قبل، روابط فعال با این جریان را آغاز کرده و هماکنون بعثیها را تنها ابزار باقی مانده برای مدیریت سیاسی و امنیتی در عراق میدانند به نحوی که منافع آمریکایی را حفظ و از قدرت شیعه و جریانهای ضدآمریکایی و ضد غربی جلوگیری به عمل میآورند.
جالب این است که تحت عنوان آشتی ملی، کشورهای سازشکار و ورشکسته مانند عربستان، مصر و اردن در کنار این دیدگاه انگلیسی و آمریکایی قرار گرفته و بنیه مالی وسیع و رسانهای گسترده و دستور کارهای جدی دیپلماسی خود را در حمایت از جریان بعثی در عراق قرار دادهاند. حال آنکه آشتی با جانیان و عوامل دیکتاتوری و ظلم به مردم عراق بیمفهوم است.
به ویژه اینکه این مواضع سفیر آمریکا و انگلیس هنگامی ابراز میشود که علی شیمیایی عنصر منفور دستگاه حکومتی صدام به جرم کشتار مردم حلبچه با سلاح شیمیایی محکوم به اعدام میباشد. آشتی ملی میتواند بین گروهها و جریانهای رقیب و در محور منافع ملی عراق شکل گیرد و نمیتوان به جانیان و تروریستها و مزدوران چنین حقی داد که شریک سیاسی در حکومت عراق باشند.
ضمن اینکه همین حمایت آمریکا از روندهای سیاسی موجب شده که بیش از 30 هزار بعثی در پستهای حساس نظامی، سیاسی، امنیتی و حکومتی به ساختار جدید در عراق بازگردند، به طوری که سفیر انگلیس یکی از گزینههای واکنشی بعثیها را کودتا در عراق معرفی کرده است.
بعثیها با تکیه بر سازماندهی حزبی و حمایت وسیع عربی و غربی، آنچنان خود را بزرگنمایی میکنند تا در حد کل عراق نشان داده شوند، درحالی که بسیاری از جریانهای سیاسی سنی عراق مسیری جداگانه از حزب بعث دارند و امروز بعثیها به نمادی از جریانهای سکولار و ضد دین تبدیل شده و ابزار اصلی و آخرین تیر ترکش آمریکا برای بحرانسازی جدید در عراق هستند. این تهدید سفیر آمریکا در عراق به معنی این است که با حذف حمایت آمریکا از روند سیاسی در عراق، بعثیها مجاز به واکنش ضد امنیتی خواهند بود و همانگونه که صالح، مطلک و علاوی اعلام کردهاند، خواستار حذف قانون بعثیزدایی در عراق هستند. این بدان معنا است که با تهدید سفیر آمریکا و آمادگی بعثیها در عراق، امکان گسترش ناامنی و اقدامات تروریستی در ماههای آینده را نباید از محاسبات خارج کرد که فرآیند انتخابات را تحت تأثیر قرار میدهد و به تعویق انداختن انتخابات از گزینههای این جریان است و قبلاً نیز توسط طارقالهاشمی اجرا شده است. از آنجا که سال 2010 برای آمریکا، به عنوان سال تعیینکننده در سیاستهای منطقهای تلقی میشود و مدیریت ناامنیهای گسترده و همزمان در دستور کار قرار گرفته و به جز بعثیها، موج جدیدی از القاعده یمن به سوی عراق سرازیر هستند، این خط و نشان سفیر آمریکا را باید جدی گرفت، چرا که با اهرم فشارهای امنیتی و تهدیدات دیپلماتیک، امکان امتیازخواهی و تحکیم بعثیها در عراق میسرتر خواهد بود.