بعد از مدتها رایزنی و تبلیغات گسترده سرانجام نشست 1+5 در نیویورک برگزار شد. این نشست درحالی برگزار شد که تلاش آمریکا، انگلیس و فرانسه برای برگزاری نشستی در حاشیه کنفرانس بینالمللی تغییرات آب و هوایی در کپنهاگ در آذرماه ناکام ماند. علت ناکامی آمریکا در برپایی آن نشست به شرکت نکردن چینیها مربوط میشد. اما در نشست نیویورک نیز چینیها با اعزام نماینده سطح پایین یعنی مشاور نماینده خود در سازمان ملل عملاً بیاعتنایی خود به تلاشهای آمریکا، فرانسه و انگلیس را به رخ کشیدند و اقدام پکن در عدم همراهی با آمریکا و تروئیکای اروپا از آن جهت بیشتر دارای اهمیت بود که پکن رئیس دورهای شورای امنیت است. اما صرفنظر از این دودستگی بین اعضای 1+5 که سابقه طولانی دارد، نشست نیویورک دستاوردی به همراه نداشت. با توجه به عدم کارآیی قطعنامههای تحریم شورای امنیت بر ضد ایران یعنی قطعنامه 1737، 1747 و 1805 به نظر میرسد مانور آمریکاییها بر روی ضرورت وضع تحریمهای جدید بر ضد ایران چندان نتوانست روسیه و چین را قانع سازد. چین و روسیه همانگونه که در نشستهای قبلی 1+5 نیز اعلام کردهاند، معتقدند برونرفت از وضع موجود در قبال برنامه هستهای ایران در گرو ادامه مذاکره با تهران است؛ موضوعی که در نشست اخیر نیز چینیها بر آن تأکید ورزیدند. سرانجام نمایندگان آمریکا و اروپا نیز ناگزیر شدند اعلام نمایند همچنان علاقهمند به گفتوگوی تهران با 1+5 هستند. با توجه به فرسایشی شدن استمرار برخورد سیاسی غرب با پرونده هستهای ایران به نظر میرسد آمریکا و تروئیکای اروپا با برگزاری نشست نیویورک صرفاً خواستند این پیام را به ایران بدهند که آنها همچنان فعالیت هستهای ایران را زیر نظر دارند و از اقدامات خود دست نکشیدهاند. البته چنین تاکتیکی کاملاً تکراری شده است و برای ایران تازگی ندارد چرا که تهران معتقد است چنین تاکتیکی تاریخ مصرف خود را از دست داده است. بنابراین بهتر است آمریکا و اروپا به جای استمرار برخورد سیاسی، رویکرد اعتمادسازی با ایران را در دستور کار خود قرار دهند. به عبارتی بهتر حتی تهدید لفظی مقامات آمریکایی در پایان نشست نیویورک مبنی بر اینکه شرکتکنندگان در نشست درباره تحریمهای جدید گفتوگو میکنند و ادامه بحث را به نشست بعدی موکول کردهاند نیز با توجه به تجربه قبلی تنها بر پیچیدگی وضع موجود خواهد افزود و برونرفتی را برای غرب به همراه نخواهد داشت. بدینترتیب تنها راهحل باقی مانده همان مذاکره برابر و پرهیز از اعمال فشار سیاسی است؛ راهکاری که تهران نیز بارها با تأکید بر آن معتقد است با چنین شیوهای میتوان قاعده برد – برد را عملیاتی ساخت.