
آزاده غلامی - حمید نورشمسی - برای نگارش این چند خط به عنوان نقل حالی از یکی از جشنوارههای نوظهور فرهنگی این سالهای اخیر ذهن و خیال ما به سمت و سویهای گوناگونی راهنمایی شد. نمیدانیم باید خوشحال باشیم از اینکه یکی از نهادههای مستقل ادبی روزگار ما به ظاهر در حال سمت و سو یافتن به سمت دیده شدن جدی است یا همچنان و با دیده حیرت سمت و سوها و جهتگیریهای غیر فرهنگی دستاندرکاران برگزاری این نوع از مراسمات را مشاهده کنیم.
سادهتر که سخن بگویی این روزهای ادبیات ایران، روزهای تب و تاب شعر و شاعری است. روزهایی که نام شعر و جشنواره چهارساله آن بیش از هر چیز به گوش نجوا میکند.
روزی نیست که خبر از گوشه و کنار این جشنواره به ذهن و خاطر مشتاقان شعر ننشیند اما گویی سؤالات مطرح شده در این زمینه را پاسخی جز خبرسازیهای رسانهای دستاندرکاران برگزاری این جشنواره نیست. خبرهایی که همه حکایت از بزرگی و عظمت جشنوارهای دارند که اندیشه و نظرگاه بسیاری از بزرگان و فعالان عرصه شعر ایران با آن سر همخوانی ندارد.
قرار نیست به جایی برسیم!
به این جملات دقت کنید: « قرار نیست جشنواره شعر فجر مسیری را طی کند و به نقطه اوج خودش برسد. دوستان نیامدند که شعر را به اوج قلهای برسانند. شعر در ایران همواره بر نقطه اوج بوده است و ما در جشنواره تلاش میکنیم تنها سیمای بلند این قله را نشان دهیم» یا این جمله: « شعر مثل مسابقه اتومبیلرانی و بسکتبال و فوتبال نیست که معیاری برای داوری آن در نظر بگیریم. چه بسا شعری هیچ معیاری برای داوری نداشته باشد ولی به معنای ماهوی شعر باشد و برگزیده جشنواره شناخته شود» این جملات تنها بخشی از جملاتی است که دبیر علمی چهارمین جشنواره شعر فجر در استدلال خود از ماهیت برگزاری این جشنواره به زبان آورده است و این نگاه چه چیزی جز نگاه دستوری و آییننامهای به برگزاری جشنواره شعر فجر را به ذهن میرساند؟
آنچه که تمامی فعالان عرصه فرهنگ در ایران در ابتداییترین پاسخ خود به لزوم برگزاری یک جشنواره و ماهیت آن به زبان میرانند، شناسایی خاستگاههایی است که یک جشنواره ادبی میتواند از منظر آن خود را معرفی کند.
به زبان سادهتر نگاهی به انواع گوناگون جشنوارههای فرهنگی در کشور نشان میدهد بسیاری از آنها مروج کالایی فرهنگی هستند که پیش از داوری شدن مورد قضاوت مخاطبان خود قرار گرفتهاند و در بیشتر از موارد (خارج از نظرات منتقدان) این نتایج با نظر و خواست مخاطبان آن جشنواره هماهنگی داشته است.
جشنواره شعر فجر کدام افق را جستوجو میکند؟
اما به راستی جشنوارههای تازه پایهای مثل جشنواره شعر را باید از منظر کدام اندیشه و تحلیل ساختاریافته بدانیم. از منظر جلسات اداری و تصمیمات حاصل از آن برای بالا بردن کیفیت آماری مدیریت یا برای برآورده کردن خواستها و نیازهای بخشی از مخاطبان شعر در کشور که این جشنواره میتوانست محلی برای تجلی و بروز آنها و اشعار آنها به شمار بیاید؟
سیدضیاءالدین شفیعی، دبیر هفدهمین کنگره شعر دفاع مقدس که در سومین دوره برگزاری جشنواره شعر فجر نیز بهرغم برگزیده شدن از سوی این جشنواره به دلیل اعتراض آن حاضر به دریافت جایزه خود نشد، با اشاره به اینکه ماهیت جشنوارهای مثل شعر فجر در پروسه ادبیات انقلاب اسلامی ماهیتی ختم به خیر شده نیست، میگوید: ذات و جوهر این جشنواره همانند بسیاری از گزارشهایی که در سیستم مدیریت فرهنگی ما تولید میشود از اساس سالم و درست نیست.
جشنواره شعر فجر در حوزه شعر، نماینده خوبی برای شعر انقلاب به شمار نمیآید و به عقیده من به عنوان وظیفهای اداری که سالی یک بار به جا میآید، انجام میشود بدون این که به نفع شعر انقلاب و شعر امروز باشد.
شفیعی ادامه میدهد: برگزاری جشنواره شعر فجر به صورتی مفید، راهکارهایی را میطلبد و آن راهکارها نزد کسانی است که سابقه مدیریتی ادبی و هنری در کشور داشتهاند، نه اینکه با انتصاب یک چهره ادبی به عنوان دبیر جشنواره در طول سال، همه خطاهای صورت گرفته در این حوزه زیر سایه عنوان این چهره سرشناس نادیده گرفته شود.
وی در ادامه از «سیدعلی موسوی گرمارودی» به عنوان سرمایه بزرگ شعر انقلاب و شعر امروز نام میبرد و میگوید: «محمدعلی معلم دامغانی» و «علیرضا قزوه» نیز که دبیران دورههای پیشین این جشنواره بودهاند، از سرمایههای شعر انقلاب به شمار میآیند، ولی الزامی وجود ندارد که این افراد در عرصه مدیریت ادبی نیز مدیران موفقی باشند.
کما این که در ادوار گذشته این اتفاق روی نداد و مدیریت جشنواره شعر فجر نیز کارآمد نبود.
به عقیده شفیعی چنانچه این جشنواره میخواست به گونهای شایسته شعر انقلاب اسلامی و ایران را بارور سازد باید مدیران ادبی موفق را به جای چهرههای ادبی موفق در نظام مدیریتی برگزاری این جشنواره وارد میکرد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر این که باید ساز و کاری علمی برای برگزاری این جشنواره در نظر گرفته شود که قابلیت دفاع داشته باشد، اظهار میدارد: برگزاری جشنواره با آشفتگی اینگونه که هر سال شاعری سرشناس بر اساس توان و بضاعت و نگاه و دیدگاه خود جشنواره را به سویی بکشاند، نه تنها کارآیی ندارد، بلکه کارآیی کوتاه مدت و لحظهای را نیز از آن میگیرد. به باور دبیر هفدهمین دوره کنگره شعر دفاع مقدس، ناکارآمدی جشنواره شعر فجر در نگاهی کلان و در یک جمله، به واسطه فرق این جشنواره با دیگر جشنوارهها و به عنوان وظیفهای اداری و گزارش کارانه و بیمحور خلاصه میشود.
تأکید شفیعی بر نگاه مدیریتی و اداری به جشنواره شعر فجر و عدم توجه به نقش مردم و مخاطبان حوزه شعر در برگزاری آن از سوی مسؤولان برگزارکننده این دوره از این جشنواره با عنوان کردن این موضوع که جشنواره چهارم به پیوند میان شعر و زندگی میاندیشد و درهای خود را به روی تمامی مردم باز کرده است، با پاسخ روبهرو میشود.
شعر و مردم وگل و سنبل...
در پاسخ به این ابهامات اما بد نیست بدانیم بنا بر گفته دبیر علمی این جشنواره این فرآیند مردمی شدن جشنواره شعر فجر با برگزاری سه الی چهار همایش سالم و شاعرانه در چند استان کشور که البته امید است با همراهی مردم نیز همراه شود رفع خواهد شد. وی همچنین در ادامه تأکید میکند که مهمتر از این بخش حضور شعر به تمامی عرصههای زندگی است.
نگاه مدیریتی به جشنواره شعر فجر در حالی به عنوان یکی از جدی ترین آسیبهای برگزاری این جشنواره مطرح میشود که حتی با پذیرش فرضی الزام اینگونه حمایت از جریان شعر امروز انقلاب اسلامی هنوز نمیتوان برای فقر برنامهریزی در نگاه برگزارکنندگان این جشنواره توجیهی یافت.
مصطفی محدثی خراسانی در جایگاه عضویت در شورای شعر و ترانه سازمان صدا و سیما با اشاره به ضعف برنامهریزی برای برگزاری جشنواره شعر فجر میگوید: با وجود اینکه قدردانی از پیشکسوتان حوزه شعر انقلاب از جمله برنامههای این جشنواره بوده است با این وجود میتوان برنامهریزی مطلوبتری برای این جشنواره داشت. برنامهریزی دقیقتری که طی آن آثار نوپایی را نیز که در حوزه شعر آزاد معاصر و شعر انقلاب اسلامی خلق میشوند را جدیتر در نظر گرفت تا بر قوت حوزه شعر انقلابی افزوده شود.
وی با تأکید بر اینکه مدیریت صحیح بر این جشنواره میتوانست آن را از کارکردی تجلیلی به کارکردی سازنده مبدل سازد ادامه میدهد: قدردانی از شاعران و کوشش آنان در حوزه شعر، به جوانانی که در این عرصه گام برمیدارند این امید را میدهد که شاهد دیده شدن آثار خود باشند و بدانند که تلاششان در خلق آثار نادیده گرفته نمیشود.
ولی اینگونه تشویقها برای پیشکسوتان که هر ساله شاهد آن هستیم ضرورتی ندارد. نباید از یاد ببریم که شاعران جوان امروز ما برای اینکه بتوانند به شکلی جدی برای اشعارشان زمان صرف کنند، در واقع باید هستی خود را در اختیار شعر قرار داده و در نتیجه از ابعاد بسیاری در زندگی عقب میمانند، پس باید با این نگاه به برگزاری این جشنواره اندیشید که بتوانیم زمینه افزایش پایداری و مقاومت آنان را در ازای برگزاری جشنواره افزایش دهیم.
چه بایدها بسیار است
با وجود تمامی این گلایهها که تنها بخشی از سخنان شاعرانی است که حاضر به رمز گشایی از آن در سالهای پس از انقلاب شدند. اما به به نظر نمیرسد مرحمی دائم بر این زخم حوزه ادبیات انقلاب اسلامی در میان قطعیت تصمیمهای مدیریتی امروزمان بتوان متصور بود، آیا میتوان برای سؤال چه باید کرد در این حوزه پاسخی در خور توجه یافت.
سید ضیاء الدین شفیعی در پاسخ به این پرسش میگوید: اقدام نخست در این مورد حذف مدیریت کلان جشنواره شعر فجر است تا این جشنواره به اصل خود و ادبیات و شعر معاصر بازگردد.
اصرار بر مدیریتهای موقت یکساله که هرگز از چشماندازی سالم برخوردار نیست نمیتواند مسیر کاملی را برای جشنواره شعر فجر ترسیم و تثبیت کند. وی همچنین از شتابزدگی در تصمیمگیریهایی که برای این جشنواره در نظر گرفته میشود، به عنوان دیدگاه سوم یاد میکند و میگوید: فعالیت این جشنواره در اغلب اوقات، طی برههای ویژه که فقط چند ماه فرصت تا برگزاری جشنواره باقی است آغاز میشود و با شتاب، در صدد کسب نتیجهای صوری و غیرقابل دفاع است که پس از برگزاری نیز به اتمام میرسد و چرخه از نو آغاز میشود.
در حالی که جشنواره شعر فجر باید از موجودیتی جدی برخوردار باشد، بر این اساس برنامههای برگزاری این جشنواره ضمن اینکه باید به دستاوردهای کوتاه مدت توجه کند، باید از طراحی بلندمدت نیز برخوردار باشد.
از سوی دیگر فراخوان ارسال آثار به دبیرخانه این جشنواره کاملاً غیرکاربردی بوده است چرا که هر ساله منجر به تمدید مهلت و پیگیری شخصی افراد میشد و بدون اصرارها، تمدیدها و فرایندها، حجم انبوهی از مجموعه اشعار به دبیرخانه ارسال نمیشود که این نشان از فقدان فرایند علمی در برگزاری این جشنواره است که باید برای آن چارهای اندیشید.
محدثی خراسانی نیز در پاسخ به سؤال چه باید کرد «جوان» در اینباره میگوید: برنامهریزی برای جشنواره شعر فجر که اختتامیهاش بهمن ماه به پایان میرسد، باید به گونهای باشد که در طول سال نیز برنامههایی برای اجرا داشته باشد، نه این که با اعلام فراخوان در دی ماه و برگزاری آن در بهمن ماه، جشنواره تا دی ماه سال آینده پایان یابد. محدثی خراسانی افزود: به عقیده من پس از برگزاری چهارمین جشنواره، باید بلافاصله فعالیت جشنواره پنجم آغاز شود. به این معنی که در طول سال با برگزاری جشنوارههای مختلف کشوری و استانی و نشستها، همایشها، ارتباطهای مکاتبهای و اینترنتی و... ، دبیرخانه آن فعال باشد تا جشنواره در طول سال نیز برگزار شود. به نظر میرسد که جشنواره شعر فجر در چهارمین دوره از برگزاری خود هنوز از پاسخ به این سؤال که بر آمده از کجاست و تمایل به حرکت به کدام سو دارد، ناتوان مانده است. این جشنواره در چهارمین سال از برگزاری خود به شکلی قابل توجه به این سؤال پاسخ نمیدهد که چه اهدافی را دنبال میکند و قرار است به کجا برسد، از کجا عبور کند. چه جریانی را تخفیف و چه جریانی را شدت دهد و این به معنی آن است که در سردرگمی مفرط و به عنوان یک اقدام لحظهای که اثری لحظهای در حال به وقوع پیوستن است میباشد. شاید در میان این پیشنهاد که جشنواره در شرایط امروز باید چند سالی دست از فعالیت خود بکشد تا وجههای علمی خود را مورد بازبینی قرار دهد را باید اندکی جدیتر مورد ارزیابی قرار دهیم.