
* احمد طالقانی- طبق بررسیها جمعیت حواشی تهران شامل شهرکهای اقماری و شهرستانها بالغ بر شش میلیون نفر است.
- دادههای جمعیتشناسان و جرمشناسان گویای آن است که درصد وقوع جرم در مهاجرنشینها بهطور معناداری بیشتر از شهرها است.
- افکار عمومی هنوز خفاش شب و جرائم پرشمار وی را که در اطراف و اکناف پایتخت مرتکب شده بود، بهرغم گذشت چندین سال به خاطر میآورد.
- پرونده جنایات محمد بیجه از اهالی شهر اقماری پاکدشت در شرق تهران تا مدتها افکار عمومی را جریحهدار ساخت. او که در 27 آبانماه سال 83 به دار مکافات آویخته شده، 17 کودک بیگناه را قربانی عقدههای فروخفته خود ساخت.
- قاتل سریالی زنان کرجی طعمههای خود را از شهرکهای اطراف کلانشهر کرج انتخاب میکرد. او که 11 زن را به قتل رسانده بود به قصاص در ملأ عام، سه سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم شد.
حاشیههای جرمخیز
سالهاست که کارشناسان علوم اجتماعی، قضایی، متخصصان علوم رفتاری و... در مورد تبعات حاشیهنشینی در اطراف کلانشهرها هشدار میدهند.
گسترش نامتوازن شهرها، نبود امکانات کسب و کار، تبعیض فاحش در اختصاص امکانات در بین شهرها و مناطق مختلف کشور، تمرکز مراکز آموزشی، صنعتی، تولیدی و فرهنگی در کلانشهرها و بهویژه پایتخت، موج مهاجرتها را از اقصی نقاط کشور به شهرهای بزرگ و بهویژه تهران موجب شده است.
این مهاجرتها علاوه بر به چالش کشیدن ساختارهای شهری، تبعات بیشمار فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی را در برمیگیرد که در صورت بیتوجهی مسؤولان، بسترهای لازم برای تکثیر آسیبهای گوناگون را فراهم میآورد.
صفحات حوادث روزنامهها و جراید این روزها آکنده از تبعات آسیبهایی است که حاشیهنشینان در آن دست و پا میزنند.
پاکدشت شهری مهاجرپذیر در 30 کیلومتری پایتخت نمونه کاملی از مناطق حاشیهای شهر تهران است.
این شهر که روزگاری منطقه کشاورزی مهمی محسوب میشده، این روزها به پازل به هم ریختهای میماند که در آن مناطق مسکونی در جوار کارگاههای صنعتی، دامداریها، کورههای آجرپزی، گلخانهها و ... تصاویر مغشوش و به هم ریختهای را به ذهن متبادر میکند.
در مورد اهالی این شهر هم چنین ترکیبی قابل تصور است. آنجا که افاغنه، پاکستانیها و به تازگی بنگلادشیها در کنار برادران ایرانی خود، آرامش بی سابقهای را تجربه میکنند.
این شهر ظاهراً آرام است اما همانگونه که در سطور بالا بدان اشاره شد، سالهای نهچندان دور به واسطه اقدامات غیرانسانی بیجه تا مدتها خبرساز بود.
بهشت متکدیان، قاچاقچیان، دزدان و...
بیکاری، فقر، بیسوادی، دور ماندن از ریشهها، فشارهای روحی، غربت و... از جمله عواملی است که معمولاً مجرمان را به ارتکاب رفتارهای ناهنجار سوق میدهد.
ناصر محمدی، جمعیتشناس و پژوهشگر، که تحقیقات دامنهداری در مورد حاشیهنشینی و تبعات آن انجام داده، به گزارشگر «جوان» میگوید: فقر فرهنگی و اقتصادی از ویژگیهای بارز حاشیهنشینان است. افرادی که به امید زندگی بهتر به شهرهای بزرگ مهاجرت میکنند و از آنجایی که بنیه اقتصادی قابل اتکایی ندارند به ناچار در اطراف کلانشهرها سکونت میگزینند.
او میگوید: این افراد که عموماً از دانش و مهارت لازم بیبهرهاند، برای کسب درآمد به هر راهی متوسل میشوند. از اینرو روشهای ناهنجار نظیر دزدی، فروش مواد مخدر، تکدیگری و... در میان آنان به وفور مشاهده میشود. برای نمونه هماکنون برخی شهرکهای اقماری درشرق تهران به بارانداز مواد مخدر تبدیل شده است.
محمدی با اشاره به فرهنگ متکثر حاکم بر حاشیهنشینها خاطرنشان میکند که این مناطق به علت اینکه از نقاط مختلف، پذیرای مهاجران هستند و افراد از پیشینه یکدیگر اطلاعی ندارند، محل مناسبی برای فعالیت مجرمان و افرادی است که هنجارهای جامعه را زیر پا میگذارند:
بیهویتی تهران ناشی از مهاجرتهاست
یکی از ویژگیهای شهرهای کشورمان فرهنگ خاص مردمانشان است. آداب و رسوم، بایدها و نبایدها، مراسم خاص و گروههای مرجع در زمره همین اختصاصات محسوب میشود. بهطوری که در بدو ورود بافت فرهنگی خاص آن شهر توجه هر تازه واردی را به خود جلب میکند.
در مورد تهران بهعنوان یک نمونه شاخص، این بافت فرهنگی یکدست کمتر به چشم میخورد. حتی میتوان گفت تنوع فرهنگی و زیست مردمانی با افکار و نگرشهای متفاوت و بعضاً متضاد در کنار یکدیگر از شاخصهای ابرشهری همچون تهران است.
دکتر مصطفی اقلیما، رئیس انجمن مددکاری ایران میگوید: متأسفانه شهر تهران به دلیل تنوع فرهنگهایش دچار یک نوع بیهویتی است، شاید به دلیل همین تنوع فرهنگی است که هر کس زورش به دیگری رسید آنچه را خود میخواهد به دیگری تحمیل میکند!
این کارشناس میگوید: وقتی فردی با یک فرهنگ خاص به تهران مهاجرت میکند برای تطبیق خود با منطقه دچار نوعی کشمکش روحی میشود. ممکن است برای سیر کردن شکم خانوادهاش دست به هر کاری بزند. ضمن اینکه بیکاری پنهان از جمله دستفروشی و تکدیگری در این قشر بسیار دیده میشود.
دکتر اقلیما در ادامه یک راهکار کارشناسی هم به مسؤولان پیشنهاد میکند: برای کاهش معضلات حاشیهنشینی باید آموزشهای لازم به فرد مهاجر داده شود. اصولاً دستگاهها و نهادهای ذیربط قانونی باید بر مهاجرت یا خروج افراد در مناطق حاشیهای نظارت داشته باشند. این موضوع میتواند تأثیر محسوسی در کاهش نابسامانیها داشته باشد و به مسؤولان در برنامهریزی به منظور کنترل تبعات مهاجرت کمک کند. به هر حال وضعیت کنونی که دستگاههای قانونی و انتظامی هیچ نظارتی بر مهاجرتها ندارد، باید اصلاح شود.
دکتر اقلیما میگوید: براساس استانداردهای جهانی سه تا پنج درصد مهاجر و حاشیهنشین به کارهای خلاف گرایش پیدا میکنند ولی این درصد در کشور ما بسیار بیشتر است.
در پاکدشت خبری نیست
ظاهراً موضوع بیجه و پرداخت گسترده رسانهها به آن رنجش مردم پاکدشت را به دنبال داشته بهگونهای که حتی با گذشت پنج سال از آن ماجرا، پاکدشتیها کماکان سرگرم دست و پنجه نرم کردن با حواشی و مسائل مرتبط با آن ماجرای هولناک هستند.
فرهاد بشیری، نماینده مردم پاکدشت در گفتوگو با گزارشگر ما با انتقاد از حساسیت بیش از حد رسانهها در مورد حادثه پاکدشت میگوید: در استان تهران حوادث زیادی رخ میدهد اما متأسفانه رسانهها بدون درک حساسیتها فقط به بالا بردن تیراژ خود میاندیشند اما تبعات خبرسازیهای آنان تا مدتها مرم منطقه را آزار میدهد.
او میگوید: هماکنون در شهرستانهای اطراف تهران از جمله کرج، شهر قدس، اسلامشهر، ورامین، فیروزکوه، دماوند، ورامین و پاکدشت حدود شش میلیون نفر زندگی میکنند به عبارتی سرریز جمعیت ابرشهر تهران در این شهرها اقامت گزیدهاند.
میتوان گفت که این مناطق هزینههای همجواری با پایتخت را میپردازند در حالی که از محرومیتهای باورنکردنی رنج میبرند. برای مثال در حالی که جمعیت این شهرها از بسیاری از استانهای کشور بیشتر است، یک رسانه فراگیر ندارند از اینرو امکان فرهنگسازی و ارتقای سطح بینش ساکنان، دشوار است و این در حالی است که همه استانهای کشور صدا و سیمای اختصاصی دارند.
بشیری با ذکر این نکته که آمارها گویای کاهش جرائم در سطح پاکدشت در قیاس با سایر نقاط کشور است، خاطرنشان کرد: اینکه مدام رسانهها حوادث این منطقه را زیر ذرهبین قرار میدهند، صحیح نیست. کار به جایی رسیده که برخی از فعالان مطبوعات تلاش میکنند هر حادثهای را برای مخاطبان شبیهسازی کنند، مثلاً چندی پیش خبری در سطح گسترده در رسانهها پیرامون یک مجرم چشم آبی در ورامین منتشر شد و تا مدتها تیتر صفحات حوادث روزنامهها شده بود یا برخیها تلاش وافری به خرج میدادند تا حادثه قیامدشت را به نوعی به پاکدشت مرتبط کنند که این موضوعات ناراحتی و نگرانی مردم پاکدشت را به دنبال دارد. انگار هر اتفاقی که در مناطق مهاجرنشین رخ میدهد به باور برخی مطبوعاتیها به نوعی با پاکدشت در ارتباط است.
نمایند مردم پاکدشت در مجلس شورای اسلامی اضافه میکند: به تازگی هم عدهای که از قوه تخیل قوی برخوردارند نوعی ربط منطقی را در حوادث و جرائم کشف کردهاند، آنها ظاهراً در ارتباط دادن حوادث در شهرهایی مثل پاکدشت، صفادشت و مرودشت مشابهتهای جرمشناسانهای یافتهاند.
علی زمانیان، کارشناس مجمع تشخیص مصلحت نظام از صاحبنظرانی است که در موضوع حاشیهنشینی مطالعاتی داشته است.
او میگوید: برای کنترل مهاجرتها و مقابله با حاشیهنشینی باید نسبت به توزیع عادلانه امکانات در سراسر کشور، همت کرد.
زمانی معتقد است در حال حاضر کلانشهرها به جهت سطح بالای خدمات درمانی، آموزشی، شغلی و... از جذابیت خاصی برای زندگی برخوردارند. مسؤولان میتوانند با توزیع مناسب امکانات از مهاجرت سایر هموطنان به تهران و کلانشهرها جلوگیری کنند. این موضوع بسیاری از مشکلات کنونی را بهطور خودکار مهار میکند.
گزارش ازاحمد طالقانی