کد خبر: 202137
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۶
امسال با حضور دست کم هفت فيلم دفاع مقدس در جشنواره فيلم فجر، شاهد رونق کمي اين نوع فيلم در مهمترين رويداد سينمايي کشورمان هستيم.فيلم‌هاي بيداري روياها(محمد علي باشه آهنگر)، شب واقعه(شهرام اسدي)، زخم شانه حوا(حسين قناعت)، دموکراسي توي روز روشن(علي عطشاني)، سفر سرخ(حميد فرخ‌نژاد)، نفوذي(احمد کادري-مهدي فيوضي) و عصر روز دهم(مجتبي راعي) که هر کدام به نحوي با مضمون دفاع مقدس مرتبط هستند در بخش‌هاي مختلف جشنواره نمايش داده مي‌شوند. اگر چند فيلمي که موفق به راهيابي به جشنواره نشدند، از جمله زمهرير(علي روئين‌تن) و در چشم باد(مسعود جعفري جوزاني) را نيز به اين ليست اضافه کنيم، مي‌توان سال پرباري را در اين عرصه براي سينماي کشورمان پيش‌بيني کرد.هر چند ارزش‌گذاري کيفي فيلم‌ها موکول مي‌شود به پايان جشنواره و روئيت فيلم‌ها، ولي نگاهي به نام کارگردان‌ها و سيناپس فيلم‌ها و فيلم‌هاي جنگي سال‌هاي اخير نشان از دگرديسي‌هاي جالبي در اين حوزه دارد. سينماي دفاع مقدس در کشورمان همواره عرصه تجربيات شخصي و عموما مضمون‌گرا بوده است. در واقع برخلاف ديگر کشورها که اين تجربيات بيشتر حول ژانر صورت گرفته است، عمده تلاش سينماگران ما بر مبناي تصوير تجارب شخصي خود از حضورشان در جبهه‌هاي جنگ تحميلي بوده است. به همين جهت وجود کارگرداناني چون رسول ملاقلي‌پور، ابراهيم حاتمي‌کيا، احمدرضا درويش، کمال تبريزي و... که بخش عمده‌اي از دوران فعاليت فيلمسازي خود را صرف کار در اين عرصه کردند، در سينماي جهان خيلي سابقه‌اي ندارد، از طرفي سينماگراني که خود تجربه فيزيکي و روحي حضور در جبهه‌ها را تجربه نکرده‌اند کمتر به اين سمت مي‌رفتند.البته اين عدم قرارگرفتن در چهارچوب‌هاي تثبيت شده گونه‌اي از يک عامل عمومي‌تر، يعني به طور کلي ژانرگريز بودن سينماي ايران نشئت مي‌گيرد که در جاي خود بحث ديگري است. جالب اينجاست که اين گريز، تا حدي به نفع سينماي دفاع مقدس ما تمام شد. به طوري که سينماگران ما براساس تحولات اجتماعي و تجربيات شخصي به اصول و قواعد خاصي رسيدند که هر چند عناويني چون "ژانر بومي" کمي براي آن سنگين است، باعث تمايز بنيادين سينماي جنگ ما با قاطبه کشورهاي ديگر شد.دگرديسي که در ابتدا به آن اشاره شد، با کمرنگ شدن فعاليت اين دسته از فيلمسازان در حوزه دفاع مقدس، از اواسط دهه هشتاد خود را نشان مي‌دهد که نمود عيني آن را در فيلم‌هاي چند دوره اخير جشنواره مي‌بينيم. در همين دوره ابراهيم حاتمي‌کيا با فيلم به رنگ ارغوان در جشنواره شرکت دارد که ظاهرا تريلري است با محوريت يک داستان عاشقانه. فيلم دعوت که از نظر زماني پس از به رنگ ارغوان ساخته شده، نشان دهنده علاقه حاتمي‌کيا به تجربه عرصه‌هاي جديدتر سينما و کمرنگتر شدن فعاليتش در سينماي دفاع مقدس است. علي شاه‌حاتمي که با فيلم پرواز‌مرغابي‌ها، با اين فيلم به نوعي از سينماي دفاع مقدس فاصله گرفته است. يا احمدرضا درويش که در حال ساخت پروژه حماسي-تاريخي رستاخيز است و ديگر فيلمسازان اين جريان که هر يک به نوعي از اين محور دور شده‌اند.شايد با مشاهده کناره‌گيري تدريجي اين نسل از فيلمسازان، که به حق قصد دارند عرصه‌هاي جديدي در سينما را کشف کنند، در نگاه اول به نظر برسد سينماي دفاع مقدس ما در حال زوال است. ولي با نگاهي گذرا به فيلم‌هاي ساخته شده در چند سال اخير شاهد حضور کارگردانان جواني در عرصه دفاع مقدس هستيم که بعضا اتمسفر جبهه‌هاي نبرد را از طريق فيلم‌هاي همان‌ کارگردانان کارکشته و فيلم‌هاي مستندي چون "روايت فتح" شهيد آويني درک کرده‌اند. به همين جهت در چند سال اخير شاهد تجربه‌هاي متفاوت و جديدي در سينماي دفاع مقدس بوده‌ايم.فيلم‌هايي که کمابيش از تجربه‌هاي شخصي دور مي‌شوند و با ساز و کاري حرفه‌اي‌تر و نزديک‌تر به مفهوم ژانر، به تصوير زواياي جديدي از جنگ مي‌پردازند. با فيلم‌هايي چون اتوبوس شب(کيومرث پوراحمد)، مثل يک قصه(فيلم مهجور ولي جذاب خسرو سينايي)، اخراجي‌ها(مسعود ده‌نمکي)، پاداش سکوت(مازيار ميري) و... فارق از ارزشگذاري، شاهد بروز عرصه‌هاي کمتر تجربه‌ شده‌اي در سينماي دفاع مقدس هستيم. عرصه‌هاي جديدي چون اقتباس، ژانر اخطلاطي کمدي-جنگي، تبعاط جنگ و... که مي‌توانند خون جديدي در رگ‌هاي اين سينما جريان بدهند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار