مدیران جشنوارهای و بودجه استانیایمان مطهری منشپس از اختصاص 500 میلیارد تومان به استان خوزستان در سفر استانی هیأت دولت، با هدف ارتقای فعالیتهای فرهنگی طبیعی است که مسؤولان استان، مأموریتهای محوله از سوی رئیس دستگاه اجرایی را به مدد همان 500 میلیارد تومان دنبال کنند، اما سؤال مهم این است که تفاسیرِ به رأی و برداشتهای شخصی از کار فرهنگی، چقدر در اجرای این مأموریتها دخیل است؟ به ویژه که مصوبات دولت، بیشتر عباراتی کلی را شامل میشود که هر نوع تعبیر و تفسیری از آن ممکن است.آیا اعضای کارگروه فرهنگی به این نکته اندیشیدهاند که ساز و کار و سیاستِ مشخصی برای مصرف اعتبارها تعیین کنند یا مصرف این مبالغ را زیر نظر داشته باشند؟ تجربه نشان میدهد که اغلب مسؤولان فرهنگی در استانهای کشور، از اعتبارات اختصاص یافته به دستگاه تحت نظارتشان برای خرید سکه و برپایی جشنوارههای آنی و پر و سر و صدا، اما توخالی و بینتیجه استفاده میکنند و بیلانِ کار و کمیّت را برای گزارش به مقام بالاتر، اولی میدانند. آیا مسؤولان رده بالای فرهنگی کشور، بر انتخاب مسؤولانی که بنا است «رویکرد فرهنگی» دور سوم را مدیریت و پیگیری کنند، دقت کردهاند؟ آیا حرفِ فعالانِ فرهنگی غیردولتی استانها را شنیدهاند و نظراتشان را در تصمیمگیریها دخیل کردهاند؟ آیا از کمبودهای هر استان – از منظر سختافزاری و فکری و سیاستگذاری فرهنگی- اطلاع دقیق دارند و میدانند که هر استان، محتاج چه امکاناتی است؟ مصوبات مبهم کارگروه فرهنگی دولت، پاسخ هیچیک از این سؤالات را نمیدهد.موضوع دیگری که باید پرسید و متأسفانه در مرور گفتههای مسؤولان دولت، پاسخ درستی درباره آن نمییابیم، «استراتژی» و «اولویت»های فرهنگی در کل سفرهای استانی به طور عام و در هریک از استانها به طور خاص است.در مرور دیگر مصوبات کارگروه فرهنگی در دیگر سفرها نیز، موارد مشابه بسیاری دیده میشود. این درحالی است که وزیر فرهنگ در حرفهای مشابه گذشته خود در اهواز اظهار کرد: «در سطح کلان کشور، در هیأت دولت تأکید میکنیم که روحیه فرهنگی تقویت شود.»آیا نباید پرسید که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای ایجاد روحیه فرهنگی، چه سیاستهای کلانی را دنبال میکند؟ به خصوص در مقابل این جمله آقای وزیر که گفته است: خوزستان باید به مرحلهای برسد که بتواند به تنهایی به اندازه یک کشور محصول داشته باشد و همه کشورهای همسایه را از نظر فکر و اندیشه مورد تأثیر و پوشش خود قرار دهد.اما به راستی، مصوبات فرهنگی سفرهای استانی، از پسِ این همه ابهام، توانِ ایجاد چنین پتانسیلی را دارند؟ باید امیدوار بود که این ابهامات تنها در خبرها و گفتههای مسؤولان باشد و با گذشت زمان، دستکم مردم و فعالان فرهنگی استانها و شهرستانهای مختلف، بتوانند نتایج ملموس این سفرها را لمس کنند.