
به گزارش خبرنگار «جوان»، چهاردهم مرداد سال 87 مرکز فوريتهاي پليسي از کشف جسد زني ميانسال در بيابانهاي اطراف تهران باخبر شد. براساس تحقيقات ويژه مشخص شد که جسد متعلق به زني به نام «شهربانو» است که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده است. با تشکيل پرونده، همسر و يکي از فرزندان قرباني به نام «حسين» به عنوان مظنون دستگير شدند و در طي بازجويي، فرزند او به نام «حسين» به قتل مادر اعتراف کرد. در جلسه محاکمه قاتل که روز چهاردهم دي ماه به رياست قاضي حسن تردست برگزار شد، متهم قتل مادرش را پذيرفت و گفت به دليل اختلافات خانوادگي مرتکب جنايت شده است. او گفت: پدرم فردي معتاد است و مادرم همواره با او مشاجره ميکرد و در پايان مشاجرات به حالت قهر راهي منزل برادر يا پدرش ميشد. قاضي خطاب به متهم اظهار داشت: تو پيشتر هم داراي سابقه هستي به گونهاي که بر اثر ضربه شديد به مادرت، بازداشت شده بودي، اما با رضايت او به زندان نيفتادي، چگونه به قتل مادرت اقدام کردي؟ قاتل گفت: من چند روز قبل از شب حادثه با انگيزه قتل مادرم چاقويي خريدم تا در فرصت مناسب او را به قتل برسانم. او درباره شب حادثه گفت: ماشين جديدي خريده بودم و آن شب مادرم را سوار ماشين کردم و تا نيمههاي شب در خيابانها چرخاندم. هنگامي که به خانه بازگشتيم ساعت 12 شب بود و تصميم گرفتم که فکر خودم را اجرا کنم، بنابراين درحالتي که ايستاد بود با چاقويي که تهيه کرده بودم به او حمله کردم و با چند ضربه او را به قتل رساندم. قاتل که احساسي از ندامت در چهره و بيانش نمود نداشت، ادامه داد: سپس چادرش را برداشتم و جسد مادرم را درون آن پيچيدم و با احتياط در صندوق عقب ماشين گذاشتم و راهي بيابانهاي اطراف شدم. او گفت: جسد مادرم را در آنجا رها کردم و به خانه بازگشتم. او درباره نحوه دستگيري گفت: توسط پليس به همراه پدر معتادم به عنوان مظنون دستگير شدم و به قتل اعتراف کردم. در ادامه جلسه قاضي و مستشاران وارد شور شدند و سرانجام حكم قصاص را درباره اين پرونده صادر كردند.