پرونده قتل مردی که شش سال پیش به شکل دلخراشی با ضربات چاقو از پای درآمده بود، روزگذشته با محاکمه متهمان در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران گشوده شد.به گزارش خبرنگار «جوان»، صبح روز بیست و پنجم دی ماه سال 82 مأموران کلانتری خانیآباد از کشف یک جسد در بزرگراه آزادگان با خبر شدند.در همین زمان مأموران گشت پلیس با کشف یک خودروی PK که صندلی عقب و جلوی آن غرق خون بود دریافتند که خودرو متعلق به مردی به نام فاضل است که جسد آن کشف شده است.براساس این گزارش تحقیقات ویژه برای بررسی ابعاد این پرونده آغاز شد و همسر این مرد به نام ربابه مشهور به «الی» به همراه برادرش به عنوان مظنون دستگیر شدند.«الی» قبلاً دو ازدواج ناموفق داشت و به دلیل ارتباط پنهانی با مرد اجنبی به 15 سال تبعید و تحمل شلاق متهم شده بود و در حال حاضر با وثیقه بسیار سنگین آزاد است.جلسه دادگاه نخستین جلسه رسیدگی به این پرونده با قرائت کیفرخواست توسط ذبیحیزاده، نماینده دادستان آغاز شد و در ادامه پدر و مادر مقتول به عنوان اولیای دم درخواست قصاص متهم را داشتند. آنچه متهم گفت متهم در جایگاه ویژه حاضر و قاضی عزیزمحمدی به او تفهیم اتهام کرد. «سجاد» ضمن رد اتهام درباره شب حادثه به قاضی گفت: آن شب من از کرج به منزل خواهرم در تهران مراجعه کردم و پس از صرف شام تیز در منزلشان بودم. فردای آن روز بنا بود از نمایشگاه یکی از دوستان مقتول خودرویی خریداری کنم. از همین رو صحبت پیرامون موضوع خرید خودرو مطرح شد و تا زمانی که خواستم به منزلمان به مارلیک کرج بروم، ادامه داشت. هنگامی که از خانه خارج شدیم برای کشیدن قلیان به همراه مقتول به قهوهخانهای که پاتوق او بود، رفتیم. آن شب زودتر از آنکه قرار بود در قهوهخانه بمانیم کارمان به سرانجام رسید. متهم در ادامه گفت: تلفن همراه او مدام زنگ میخورد، اما نمیدانم آن سوی خط چه کسی بود. پس از مراجه به منزل خواهرم در راه به یک خودروی پژو مظنون شدیم. مقتول از من خواست ماشینش را به خانه ببرم و در نزدیکی منزلش او از خودرو پیاده شد و من مطابق خواسته او عمل کردم. من به خواهرم که جویای احوال همسرش بود گفتم که او به زودی به منزل باز خواهد گشت، از همین رو عازم منزلمان واقع در مارلیک شدم.قاضی خطاب به متهم گفت از آنجا که فردای آن روز با مقتول قرار ملاقات داشتی چرا از تهران عازم منزلتان شدی، گفت: مادر و خواهرم کوچکم در منزل بودند از همین رو به خاطر آنها عازم خانه شدم.نیمه شب که به منزلمان رسیدم آنها در خانه نبودند. تصور کردم که به منزل یکی از بستگانم رفته بودند. متهم در پاسخ قاضی مبنی بر اینکه چه دلیلی وجود دارد که آن شب را در منزل گذرانده است هیچ توضیحی نداد و سکوت کرد.همسر مقتول، متهم ردیف دوم در ادامه جلسه رسیدگی به پرونده «ربابه» همسر مقتول به اتهام معاونت به قتل در جایگاه حاضر و توسط قاضی تفهیم اتهام شد. او اتهام خود را نپذیرفت و درباره شب حادثه به قاضی گفت که همسرم شبانه به قهوهخانه میرفت و از آنجا که با دایر کردن یک شرکت با شرکایش اقدام به کارهای ساختمانی میکرد همواره دیروقت به منزل میآمد.در ادامه قاضی یکی از شرکا را به عنوان مطلع به جلسه دادگاه فراخواند و او اظهار داشت که او طرف قراردادهای شرکت است و هیچگاه ضرورت نداشت مقتول برای کارهای شرکت شبانه مجبور باشد دیروقت به منزل مراجعه کند.این زن، همسر مقتول خود را به مصرف مواد مخدر متهم کرد و گفت که در حال حاضر با شرایط روحی خود بسیاری از وقایع را از یاد برده است.او به دادگاه گفت که دارای هیچ سابقه کیفری نیست، اما زمانی که قاضی خطاب به او گفت که به دلیل ارتباط پنهانی با مرد اجنبی محکوم به 15 سال تبعید و تحمل شلاق شده است، سکوت کرد و گفت که با قرار وثیقه در حال حاضر آزاد شده است.او درباره شب حادثه به قاضی گفت: پس از رفتن برادرم همسرم به منزل مراجعه کرد و با بچهها برای خرید به سر کوچه رفت. پس از بازگشت برای انجام کاری به خارج از منزل رفت و من نیمههای شب که از خواب بیدار شدم متوجه غیبت او شدم. بارها با همراهش تماس گرفتم، اما جواب نمیداد و تا صبح بیدار ماندم وقتی که نگرانیام بیشتر شد از طریق کلانتری از وقوع این حادثه باخبر شدیم. به همراه شوهر خواهرم و شرکای همسرم به کلانتری خانیآباد رفتیم و آنجا از وقوع حادثه با خبر شدیم. او گفت: مشاجره در زندگی ما جریان داشت، اما کتک کاری نمیکردیم. همسرم خانه و ماشین را به نام من کرده بود. قاضی خطاب به متهم گفت که براساس محتویات پرونده، مقتول به دلیل نداشتن کارت پایان خدمت مبادرت به این کار کرده است. متهم به معاونت در قتل با رد سخن قاضی گفت که این روزها با پول میشود همه کاری کرد. وکیل متهم در ادامه جلسه قاضی، وکیل مدافع متهم را به جایگاه فراخواند. او گفت که در طول شش سال که از وقوع قتل میگذرد پرونده به پنج جلد رسیده است که اساس آن تکرار تحقیقات پرونده است که به زعم تلاش شش ساله هنوز اقرار به قتل از سوی متهمان صورت نگرفته است. او گفت جسد در حالی که یک لنگه کفش به پا داشت کشف شده و نشان دهنده این است که قتل در محل دیگری صورت گرفته است و هیچ انگیزهای برای ارتکاب قتل وجود ندارد. در پایان سپس قاضی برای آخرین بار متهمان را تفهیم اتهام کرد و برای صدور رأی نهایی با مستشاران وارد شور شد تا رأی نهایی درباره این پرونده صادر شود.