ژنرال پترائوس که از محورهای تصمیمسازی از بین ژنرالها و نظامیان پنتاگون و عضو مؤثری در تیم مشاوران اوباماست، در یک اقدام مشابه با دیگر مقامات آمریکایی در جدیدترین موضعگیری خود در خصوص ایران اگر چه بر رویکرد دیپلماتیک برای تعامل با ایران تأکید کرد ولی یک بار دیگر نیز با نشان دادن «دندان و بازوی نظامی» به عنوان سناریوی احتمالی در برخورد با ایران، چماق منطق آمریکا را بروز داد. در این بازی هوشمند، هر جا که منطق آمریکایی در دیپلماسی ناکارآمد میشود و یا نیازمند مقدمهسازی برای سیاستهای افراطی است، مقامات آمریکایی از برخورد نظامی با ایران سخن میگویند.
لابی صهیونیستی، جمهوریخواهان و جناح افراطی دمکراتها در کنگره از مدتها قبل روی گزینههای جدید تحریم ایران کار کردهاند تا هزینه پایداری ایران بر حقوق هستهای خود را افزایش داده و نقطه قوت ایران را به نقطه فرسایش و هزینه تبدیل کنند. این راهبرد، ارتباطی با مستندات حقوقی و سیاسی در آژانس ندارد و صرفاً برای تحمیل اراده آمریکایی در پرونده هستهای ایران اتخاذ شده است.
وقتی پترائوس نیز از همین منطق استفاده میکند دارای پیامهای دیگری نیز هست که از یک سو در پروندههای منطقهای با چالشهای فزاینده روبهرواست و از سوی دیگر، سال 2010 را به عنوان سال گسترش ناامنیهای پرشدت در خاورمیانه قرار دادهاند و به علت فقدان ابزار و بهانههای کافی، برگه استراتژیک خود را در خاورمیانه میسوزانند و از القاعده بیش از ظرفیت و پتانسیل آن استفاده خواهند کرد.
در این دستور کار عراق، لبنان، فلسطین، یمن، افغانستان و پاکستان مطرح میباشند و القاعده، بهانه اصلی است. حال آنکه در یک جابهجایی مضحک و هدایتشده، عناصر القاعده در این کشورها و بویژه سعودی و مصر، دست به انتقالهایی زدهاند که نشان از انفعال و استیصال طراحان آمریکایی است.
به هر حال پترائوس با تکیه بر ابزار ارعاب و مدیریت یک ناامنی گسترده، قصد بهینه سازی وضعیت آمریکا را دارد.
پاسخ ایران هم در عرصه دیپلماتیک هستهای و هم عرصههای دیگر، با گزینههای محکم آماده شده دلیلی وجود ندارد که ایران در سناریوی آمریکا و یا چارچوبهای طراحی شده و یا پیشبینی شده بازی کند.
در عرصه دیپلماتیک، پیشنهاد عملی ایران برای تبادل مواد غنیسازی شده و سوخت رآکتور تهران زمینه همکاریجویانه را نشان میدهد و در گزینه تحمیلی نظامی هم، بر نقاط قوت و ضعف آمریکا و همپیمانان آن متمرکز است.
همانگونه که برآوردهای آمریکایی تأکید کردهاند، بازی جنگ از هر نوع محدد و نامحدود، دامنه آسیبهای منطقهای و بینالمللی آمریکا را نه تنها گسترش میدهد، بلکه غیر قابل پیشبینی خواهد کرد.
نیمی از آمادگیهای ابزاری ایران در پاسخ به ضربه اول (اسراییلی یا آمریکایی) در سهمیه رژیم صهیونیستی ثبت شده که حتی مانورهای سهسال گذشته، امکان آمادگی جبهه داخلی آن را از هرج و مرج و بیسامانی، ارتقا نداده و مراکز نظامی و هستهای آن برای اقدام بعدی، به طور کامل فلج خواهند شد.
یک چهارم آمادگیهای ابزاری به آمریکا تعلق خواهد یافت که بر دو عنصر قدرت و ضعف آن نواخته خواهد شد. مضافاً اینکه جغرافیای این بازی جنگ، تمام فضاهای ممکن را در بر میگیرند و برخلاف نظر رئیس ستاد ارتش آمریکا، در خاورمیانه محصور نمیماند.
یک چهارم پاسخ نیز به مزدوران و همپیمانان آمریکا در منطقه تعلق میگیرد که در خانه عنکبوت لانه دارند و پس لرزه نابودی آنها، از بحران مالی فعلی آمریکا، کمتر نخواهد بود.
این بدان معناست که ژئوپلتیک منطقه و موازین قوا در عرصههای فرامنطقهای نیز باید شاهد بازتاب واکنش ایران به گستاخی رژیم صهیونیستی یا آمریکا داشته باشند و لذا برای ایران نیز تمامی گزینهها و سناریوها بر سر میز است.