کد خبر: 201939
تاریخ انتشار: ۲۶ دی ۱۳۸۸ - ۰۰:۱۷
نگاهی به جایگاه عرفان در کتاب‌های کودک و نوجوان
‌الهام غلامی - «کتاب و ادبیات عرفانی»، ‌این عبارت را تا به حال بسیار شنیده‌ایم. ‌هرگاه سخن از ادبیات عرفانی می‌شود در ابتدا باید این سئوال را مطرح کرد که منظور ما کدام عرفان است؟ اما زمانی که قرار است همین واژه را برای مخاطبان سنی گوناگون مانند کودک و نوجوان در یک کتاب تشریح کنیم باید به این نکته توجه داشته باشیم که آیا کودک و نوجوان به آن نوع عرفانی که ما برای او تجویز می‌کنیم نیاز دارد یا خیر؟ پس آنچه در این بین لزومش بیش از پیش حس می‌شود معطوف به شناخت نویسندگان و پژوهشگران حوزه کتاب کودک از دانش آکادمیک در زمینه عرفانی است که مربوط به کودک و نوجوان است. ‌در این بحث، ‌داشتن پیشینه‌ای از ادبیات عرفانی به جایگاه این مقوله در ادبیات کودک و نوجوان کمک بیشتری می‌کند. ‌شاید آنچه که اکثر نویسندگان امروزین ادبیات عرفانی و دینی کودک و نوجوان کمتر در سطح و البته معنا به آن توجه می‌کنند ‌تفاوت عرفان در معنی لغوی و اصطلاحی آن است. ‌اگر با همین مقدمه بخواهیم به سرآغاز این گزارش سامانی بدهیم تنها به یک پیش شرط اشاره می‌کنیم و آن اینکه اگر ادبیات را مقوله‌ای بدانیم که از سایر هنر‌ها مانند موسیقی و نقاشی جداست پس باید این تمایز را در تعابیر متفاوت از عرفان نیز قائل شویم و توجه داشته باشیم آنچه می‌تواند در ادبیات کودک و نوجوان جای گیرد همان عرفان عام است نه عرفان اصطلاحی. ‌اما برای واکاوی این مسأله و آسیب‌شناسی ضمنی آن به سراغ دو کارشناس نام‌آشنای ادبیات و کتاب کودکان رفتیم و صحبت‌های آنها را نیز شنیدیم. ‌حاصل این گفت‌وگوها در ذیل این نوشتار از خاطر شما می‌گذرد.
مفاهیم مذهبی در آثار کودکان
‌در ایران و بعد از انقلاب اسلامی کتاب‌های دینی بسیاری منتشر شده است که اگرچه بسیاری از آنها کتاب‌های خوبی بودند ‌اما ‌در میان همان آثار کتاب‌های کودک و نوجوانی هم منتشر شد که متأسفانه نه نویسنده آن‌ها به زبان فارسی تسلط داشت و نه شیوه نگارش این آثار را برای آنان می‌دانست. ‌حال با همین آسیب‌های جدی و عمیق شاهد بودیم که بسیاری از این نویسندگان با مراجعه به احادیث و بدون آگاهی از این‌که این احادیث جزو جعلیات هست یا نه، ‌آن‌ها را در قالب داستانی با تصاویر زیبا به چاپ رسانده‌اند. ‌امروز نیز با توجه به گرایش جهانی به سمت اسلام در سراسر جهان در سال‌های اخیر ما در شرایطی هستیم که باید خیلی مراقب باشیم. ‌ ‌در این راستا علی‌محمد رفیعی، ‌پژوهشگر ادبیات کودکان در زمینه دین و عرفان با تأکید‌ بر توجه نویسندگان کودک و نوجوان بر اهمیت وظیفه و رسالت‌شان در آگاهی‌بخشی درست به مخاطبان خود به تقسیم‌‌بندی کتاب‌های دینی کودکان و نوجوانان می‌پردازد و می‌گوید: ‌«برخی از این کتاب‌ها در بخش کلام، ‌فلسفه و اصول عقاید شکل گرفته‌اند که البته برخی از آنان شناخت مناسبی از صفات خداوند و توحید ارایه نمی‌دهند و گاه نویسنده این مطالب را به گونه‌ای به مخاطب کودک و نوجوان ارایه می‌کند که در نهایت تصویر الهی را در ذهن او در حد یک زورگو تنزل می‌دهد. ‌بهتر است بدون تحقیق، ‌نویسندگان از نگارش کتاب‌های دینی خودداری کنند. ‌شبهات بحث مهمی است و بچه‌های ما با شبهات مختلفی مواجهند، ‌اگر ما آن‌ها را از خیلی واکسینه نکرده باشیم، ‌به جایی نخواهیم رسید. ‌نباید فراموش کنیم که طرح شبهات در تحقیقات بسیار مفید است. ‌بسیاری از نویسندگان ما نسبت به فقه ناآشنا هستند. ‌اصول فقهی در کتاب‌های احکام مطرح می‌شود، ‌اما در این میان شاهد هستیم که در کتب عرفانی کودکان و نوجوانان مسایلی مطرح می‌شود که با ذهن کودک همخوانی ندارد. ‌درحالی‌که در ورود به احکام و فرایض دینی باید برای کودکان و نوجوانان واجبات احکام مطرح شوند و در ثانی بخشی از احکام منتقل شود که لااقل مورد اشتراک اکثر فقهاست.» این کارشناس ادبیات دینی کودکان و نوجوانان در پایان و در زمینه آثار خلق‌شده برای کودکان و نوجوانان با موضوعیت نبوت و وحی نیز اشاره می‌کند: ‌«گاه وحی در این کتاب‌ها طوری ترسیم شده است که انگار وحی پدیده‌ای خارج از وجود انسان است درحالی ‌که این ‌طور نیست و وحی درجات متفاوتی دارد که عالی‌ترین شکل آن بر پیامبران و اولیای الهی نازل می‌شود. ‌در بحث اخلاق، ‌مسایل بعضاً به درستی منتقل نمی‌شود کما این ‌که اگر چه اسلام اطاعت از والدین را واجب کرده است، ‌اما این اطاعت به صورت مشروط است. ‌به عنوان مثال بسیاری از کتاب‌هایی که در حوزه عرفان نوشته می‌شود با استناد به کتاب تذکرهًْ‌‌اولیاء است درحالی‌که عرفانی که این کتاب معرفی می‌کند، ‌بسیار خمود است و در نهایت انسان را از پویایی و تحرک بازمی‌دارد.»
نوشته‌های عرفانی کودک و نوجوان، ‌بزرگسالانه است
تاکنون نشست‌ها و همایش‌های گوناگونی در زمینه آسیب‌شناسی کتاب و ادبیات کودک و نوجوان برگزار شده است که محوریت آنها بر بررسی مسایل عرفانی استوار بوده است. ‌اما احساس می‌شود که لازم بود پیش از برگزاری این نشست‌ها ابتدا طی جلساتی آشنایی با موضوع عرفان و رابطه آن با کودک و نوجوان مطرح می‌شد و اساتید و کارشناسان به یک تعریف واحد می‌رسیدند تا آن نشست‌ها خروجی مفیدی برای کتاب‌های عرفانی کودک و نوجوان ما در بطن خود داشتند اما همین گام‌های کوچک و محدودی که تا امروز صورت گرفته است نیز به وضوح نشان می‌دهد که مقوله نقد کتاب‌های عرفانی حوزه کودک و نوجوان بیش از پیش باید مورد توجه قرار گیرد، ‌اما نباید این نکته را فراموش کنیم که همیشه استقبال از یک اثر به ماهیت و فهوای آن مربوط نمی‌شود بلکه تلقی ما از یک اثر به شرایط اجتماعی، ‌روانی و عوامل دیگر نیز بستگی دارد. ‌ در این ارتباط علیرضا حافظی، ‌کارشناس بخش پژوهش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با ذکر مثالی به تشریح مفهوم جایگاه عرفان در کتب کودک و نوجوان می‌پردازد و می‌گوید: ‌«همیشه از سخنرانی «داستایوفسکی» بر مزار «پوشکین» که به خطابه پوشکین معروف است به عنوان اثری فوق‌العاده یاد می‌شود اما من با خواندن ترجمه کامران فانی از این خطابه که ترجمه قوی‌ای به حساب می‌آید، ‌اثری از فوق‌العادگی یاد شده در آن ندیدم اما به دلیل شهرت این خطابه ایراد را در خود جست‌وجو کردم و به جوابی نرسیدم. ‌بعدها سخنان «ولادیمیر ناباکوف» را در مورد این خطابه خواندم که گفته بود این خطابه چیزی بیشتر از سخنان پیش پا افتاده نیست اما نمی‌توان از تأثیر آن بر دو جریان ادبی «اصلاح‌گرای ملی» و «غرب‌گرای تندرو» در آن زمان چشم فرو بست. ‌اینجاست که اهمیت این نکته بار دیگر خودش را به رخ می‌کشد که همیشه تأثیرگذاری و اقبال هر نوشته‌ای به حیث اهمیت سخنان نویسنده اثر بازنمی‌گردد بلکه پاره‌ای از اوقات این استقبال مدلول شرایط روانی مخاطب و اجتماع او قرار می‌گیرد.»
حافظی با تأکید‌ بر این مسأله که در اثبات و یا نفی یک کلام باید جانب احتیاط را رعایت کرد تصریح می‌کند: ‌«ابتدا باید دانست که ادبیات عرفانی دارای چه شاخصه‌هایی است و آیا ادبیات عرفانی امروز که برای کودکان و نوجوانان نوشته می‌شود، ‌دارای آن مشخصات است یا خیر؟ زبان شعر و نظم دارای مرتبه اول در تاریخ ادبیات فارسی می‌باشد و این حکمرانی زبان منظوم تا آنجایی پیش می‌رود که بیشترین آثار ادبی ما در قالب شعر و نظم به رشته تحریر درآمده است. ‌اینجا لازم است که به طرح پرسشی اینچنین بپردازیم که آیا شیوه سخنان عرفانی در زبان ادبیات، ‌توانسته است قالبی خاص را برای خود به وجود آورد که بتوانیم مدعی شویم ‌فرم‌ها و صورت‌های ادبی خاص در ادبیات عارفانه وجود دارد یا خیر؟ در پاسخ به این سؤال هم معتقدم که مباحث فرم و صورت‌های ادبی آنچنان که امروزه رواج دارد در گذشته رونقی نداشته است و این قبیل سؤالات پس از آشنایی ما با مفاهیم غربی و شناخت ما با ژانرها و گونه‌های ادبی در اذهان ایجاد شد.» این نویسنده در پایان با بیان اینکه قصیده، ‌غزل، ‌مثنوی، ‌رباعی، ‌دوبیتی و قطعه از قالب‌های ثابت اشعار ایرانی است که در آنها شاعری چون نظامی به بیان مصایب عشقی پرداخته‌‌اند و فردوسی در همان قالب‌ها به بیان حماسی روی آورده است خطاب به نویسندگان بزرگسال کتب عرفانی کودک و نوجوان خاطرنشان می‌کند: ‌«با مقایسه این آثار می‌توانیم به ارتباط و تأثیر زبان عرفانی در فرم و شکل ثابت روایت‌های منظوم خود دست یابیم و نباید فراموش کنیم که بیان مضامین عرفانی در ادبیات فارسی امروز برای کودک و نوجوان به تولید تعابیر کنایی و استعاری خاص منتج شده است که شاید معنای بسیاری از آن تعابیر را کودکان و نوجوانان هنوز نمی‌دانند.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار