آیتاللـه محمدعلی گرامی قمی از مدرسین مبرز حوزه علمیه قم در پیامی به مناسبت حوادث عاشورای حسینی، آشوبگران را عدهای نهیلیست دانست که در روزی که پیروان سایر ادیان و فرق نیز احترام آن را نگه میدارند، اقدام به حمله به عزاداران و تکایای حسینی کردند. این بیانیه اگرچه در رسانهها انعکاس چندانی نیافت اما در موضوع خود اهمیتی درخور داشت. آیتآللـه گرامی از شاگردان دیرین و مبارز حضرت امام خمینی(ره) است که در دوران نهضت اسلامی بارها طعم زندان و تبعید را چشیده و از شاهدان این رویداد بزرگ معاصر است. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عرصه تحقیق و تدریس بازگشت و در این عرصه به تلاشهای ارزندهای دست زد. آیتاللـه گرامی در گفتوگو با خبرنگار «جوان» از تلاش جریان موسوم به اصلاحطلب برای فشار بر حوزههای علمیه و علما برای صدور بیانیه به نفع آنان خبر داد، چیزی که همواره این جریان طیف مقابل را بدان متهم ساخته است. با سپاس از حضرت آیتاللـه گرامی که ساعتی با «جوان» به گفتوگو نشستند.عدهای در آشوبهای خیابانی شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» سر میدهند به عقیده شما شانس این افراد برای رسیدن به خواستههایشان چقدر است؟ بنده در بعضی مصاحبهها هم عرض کردهام، اعتقاد اسلامی در دل و جان مردم ایران بسیار عمیق و ریشهدار است و از بین نخواهد رفت. از زمانی که اهل بیت (ع) عشقشان در دل مردم ایران جا گرفته است (حتی با مشکلات قبل از آلبویه که برای شیعیان به وجود آوردند) زندگی مردم با آنها مأنوس شده است و این ارتباط و همبستگی به راحتی قابل گسست نخواهد بود. جالب است در زمان رضاخان که خفقان دینی وجود داشته است مردم به خاطر ارادت به ائمه اطهار(ع) مجالس روضه را در نیمه شب برگزار میکردهاند، حتی امام راحل، مجلس روضه داشته که قبل از نماز صبح برگزار میشده است و مردم در آن زمان در مجلس حضور مییافتهاند، در تهران هم حاج شیخ مهدی معزی با شرایطی سخت و بحرانی روضه میخواندند ایشان حتی فرش زیر پایشان را هم فروخت برای تهیه قند و چای مجلس روضه. در شرایط سخت و دشوار مردم ایمان خود را حفظ کردهاند و این اعتقادی که نسل به نسل منتقل شده است را به راحتی از دست نمیدهند. بنده عرض میکنم که این افراد که اینچنین شعارهایی میدادند، بعید میدانم که اهل ایمان و تقوا باشند. اگر کسی اهل سیاست باشد در ایران اینجور شعارها را مطرح نمیکند، اینها دشمن ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران هستند.این گروه به هیچ وجه به نتیجه نخواهند رسید، شبهه نفی دین باعث شد مصدق به زمین بخورد و این افراد باید از مصدق پند بگیرند. یقیناً این شعارها را عدهای قلیل دادهاند که تأثیری بر ملت متدین و سلحشور ایران نخواهد گذاشت. با توجه به اینکه این افراد با عکس میرحسین و رنگ سبز دست به آشوب و شعارهای هنجارشکن زدهاند، موضع میرحسین موسوی در این رابطه باید چگونه باشد؟حتماً لازم است که میرحسین موسوی اگر این شعارها و حرکات را قبول ندارد به صورت صریح اعلام برائت کند و خیلی زود این کار را انجام بدهد. باید با این افراد صحبت کرد که چرا سکوت کردهاند. کسی که تا الان سکوت کرده کار بد و قبیحی انجام داده است و باید صف خود را از اینچنین افرادی جدا کنند چرا که عقل میگوید کسی که اهل سیاست باشد نمیآید در ایران دست به اینچنین کارهایی بزند چرا که مردم ایران به انقلاب، نظام و ارزشهای دینیشان پایبند هستند. همه جهانیان میدانند که انقلاب ما انقلاب مذهبی است و مذهبی خواهند ماند، اگر کسانی فکر میکنند که انقلاب از دست مذهب بیرون میرود سخت در اشتباه هستند. ضمن آنکه همه انقلابهای جهان مذهبی بودهاند و با مذهب به سرانجام رسیدهاند؛ مثلاً در روسیه (همان شوروی سابق) انقلاب مذهبی رخ داد و دیگران با کودتا سرکار آمدند، در چین هم وضعیت به همین شکل بود، «مائو» در چین مدتها بعد از انقلاب برای افسرهای مسلمان احترام زیادی قائل بود چرا که آنها در به سرانجام رسیدن انقلاب کمک کرده بودند. این رفتارها ناسپاسی نسبت به شعائر امام حسین (ع) و اهل بیت (ع) است و پشت کردن به مصالح و منافع جمهوری اسلامی ایران است.شما آشوبگران و اغتشاشگران عاشورا را نهیلیست نامیده بودید، بر چه اساسی به این باور رسیدید؟همانطور که در آن پیام هم اشاره کردم، گروهی که به اغتشاش و درگیری و توهین به ارزشهای دینی دست زدند و در روز عاشورا حرمتشکنی کرده بودند را نهیلیست نامیدیم. این افراد با حمایت مالی و روحی دول مستکبر غربی دست به این کار زدهاند و این هم یکی دیگر از شاخصههای این تعبیر برای افراد هتاک و حرمتشکن بوده است. اینکه امثال آقای میرحسین موسوی و دیگر افراد این حرکت را محکوم نکردهاند کار اشتباهی صورت دادهاند. این جای سؤال دارد که چرا آقای موسوی و دیگر چهرههای همفکر ایشان این کار را محکوم نکردند. در روزهای اولیه اغتشاشات پس از انتخابات بسیاری با بنده تماس گرفتند و فشار آوردند که پیام یا بیانیهای در این باب بنویسم. بنده هم هیچ پیامی ندادم و این افراد دائماً از تهران تماس میگرفتند و میگفتند چرا ساکت هستید. چه گروه یا اشخاصی برای پیام دادن به شما فشار میآوردند و از شما میخواستند چه موضعی پیش بگیرید؟آنها ادعا میکردند دیگر افراد در قم و تهران موضع گرفتهاند چرا شما سکوت کردهاید. بنده هم به آنها گفتم از شیعیان سایر نقاط جهان با من تماس گرفتهاند (از استرالیا، عربستان، کشمیر، فرانسه و ...) و از آشوبها و حرکتهایی که باعث متشنج نشان دادن ایران میشود ابراز نگرانی و دلخوری میکنند. آنها (شیعیان سایر نقاط دنیا) میگفتند زمانی که اختلافات در ایران پیش میآید ما در برابر حکومتهای محلی در فشار و محدودیت قرار میگیریم. افرادی که با بنده تماس میگرفتند خودشان را که معرفی نمیکردند اما آنها در تماسهایشان سعی میکردند این را نشان بدهند که افراد مورد هجوم و تاخت و تاز پلیس و مأمورهای امنیتی قرار گرفتهاند و شماها (علما و روحانیون) چرا دفاع از مظلوم نمیکنید، حرف آنها این بود.شما چرا پیامی در این رابطه ندارد؟ما که در صحنه خیابان نبودهایم، هر چند کسانی که در چارچوب قانون اساسی و ولایت فقیه حرکت نکنند از وظایف نیروهای امنیتی است که با آنها به صورت قانونی و انسانی برخورد کند. دیگر آنکه شیعیان دیگر کشورها از اختلافات کشورمان زجر میکشیدند و ما حتیالمقدور باید کاری بکنیم که شیعیان کل دنیا را در نظر داشته باشیم. در کشمیر و بسیاری از شهرهای عربی شیعیان مشکل دارند و در اروپا و آمریکا هم وضع به همین منوال است ما باید سعی کنیم موضوعات مورد اختلاف را در چارچوب قانون و ولایتفقیه حل کنیم که برادران و خواهران ایمانی ما آسیب نبینند.مقام معظم رهبری شاخصههای وحدت و همبستگی در شرایط کنونی را تبیین کردند، شما به عنوان یکی از مدرسین حوزه که سابقه انقلابی دارید، رسیدن به وحدت را در چه مسیری قابل دسترسی میدانید؟ما شک نداریم که وحدت و همبستگی در هر شرایطی برای ما مهم است و با فضای ایجاد شده پس از انتخابات مقام معظم رهبری معیارهایی را برای دوستی و برادری که همان وحدت است بیان فرمودند و اگر همه افراد و گروهها فرمودههای ایشان را سر لوحه قرار بدهند وحدت و یکپارچگی هرچه بیشتر دور از دسترس نیست. حصول وحدت باید طوری باشد که وحدت واقعی باشد وقتی دو نفر با هم اختلاف و عدم تفاهم دارند و هیچ کدام حرف دیگری را قبول ندارد باید فردی که هر دو نفر او را قبول دارند در جلسهای آنها را جمع کند و موضوعات مورد مناقشه را حل و فصل نماید. البته باز هم عرض میکنم در شرایط کنونی افرادی که معترض و گلایهمند هستند باید در جهت وحدت و همبستگی ملی تلاش کنند و خواستههای خود را در جهت قانونی پیش بگیرند و معیارها و شاخصههای رهبر معظم انقلاب را در جهت نیل به همبستگی و یکدلی بیشتر پیشه کنند.به عقیده من همه باید دراین مسیر تلاش کنند و قدمهای مثبت بردارند و آنان که از قانون تخطی کردهاند مسیر حرکت خود و اطرافیان خود را بر قانون منطبق کنند و از بیگانگان و مستکبران جهان تبری بجویند و مواضع خود را با صراحت بیشتری بیان کنند. حتی در رژیم گذشته مرحوم آیتالله بروجردی زمانی که مشکلاتی با حکومت داشت آن را به صورت علنی و آشکارا بیان نمیکردند ایشان زمانی که قهر بودند و گلایه و اعتراض نسبت به حکومت داشتند آن را با پیغام و نامه آن هم به صورت پنهانی به حکومت وقت منتقل میکرد.بنده یادم هست در قضیه رسمیت دادن به بهائیت بود یا قضیه اصلاحات ارضی، زمانی که آیتالله بروجردی موضوع را شنید قهر کرد بعد به شاه پیغام داد که به من (آیتالله بروجردی) گذرنامه بدهید چرا که تصمیم دارم به نجف اشرف بروم. شاه قبل از این موضوع به مسؤولان گفته بود هر موقع آیتالله بروجردی گذرنامه میخواستند در اختیارش قرار بدهید و زمینه مسافرت ایشان را فراهم کنید، تا اینکه این موضوع پیش آمد. به هر حال مردم در قم دستههای عزاداری سینهزنی و زنجیرزنی به راه انداختند به حمایت از آیتالله بروجردی؛ شاه زمانی که فضا را اینگونه دید گفت هر چه شما (آیتالله بروجردی) میخواهید برآورده میکنم ؛ در کل عقبنشینی کرد.آیتالله بروجردی در هیچ زمانی مطرح نکردند که موضوع از چه قرار بوده است و بدون اینکه مردم اطلاع پیدا کنند شاه را در مواضع نادرست خود وادار به عقبنشینی کرد. حتی آیتالله بروجردی در آن روز به مردم گفت من خواستم تنها برای زیارت به قم بروم تا آنکه فضای کشور ناامن نشود. پس شما میفرمایید اگر مسؤولی از نظام گلایه یا اعتراضی دارد آن را از طریق قانونی و به صورت پنهانی پیگیری کند تا فضای جامعه ناامن نشود؛ درست است؟بله، این عقیده بنده است چرا که آشکارا عمل کردن باعث به وجود آمدن هرج و مرج میشود و هرج و مرج به کشور و همه مسؤولان نظام صدمه و لطمه وارد میکند. بنده یادم است در اواخر سال 41 یا 42 قبل از دستگیری امام(ره)، یکی از روحانیون شیراز به ما پیغام داد که خوانین آن شهر پیغام دادهاند که اگر امام (ره) از ما رفع اتهام کند ما شیراز را تصرف میکنیم و بعد از آن هم تهران را به دست میآوریم. آنها تنها به دنبال این بودند که امام (ره) بیانیه بدهد در جهت عدم آشوبگر و غارتگر بودن این گروه. بنده به امام (ره) گفتم پیشنهاد خوبی است، اما امام (ره) فرمودند هرگز اجازه چنین کاری را نمیدهم، اگر این افراد که خوانین شیراز هستند شیراز و تهران را تصرف کنند به هیچ کس رحم نخواهند کرد، حتی عبای ما را هم در خواهند آورد. حتیالمقدور سیاسیون در درجه اول خودشان باید موضوع را حل کنند و مشکلات و اختلافات فیمابین را به سطح جامعه و کشور نکشانند. حداقل ضرر این کار این است که جوان دیگر نمیتواند در جهت علم و دانش قدم بردارد و این به معنای پسرفت و در جا زدن کشور ما خواهد بود و این همان خواسته دشمنان نظام و انقلاب است. پس ما نباید ناخواسته آب به آسیاب دشمن بریزیم و آنها را نسبت به خواستههای شومشان امیدوار کنیم چرا که در طول 30 سال اخیر دشمنان کشور و نظام نسبت به اهداف خود در قبال جمهوری اسلامی ایران ناامید شده بودند.در شرایط کنونی چه باید کرد که آرامش و ثبات بیشتر در کشور حاکم بشود؟بنده عقیده دارم نباید کار به اینجا میرسید و حالا هم اگر کار به اینجا رسیده است خوب است از همه گروهها دعوتی صورت بگیرد و با دوستی و یکدلی همه را در جهت پیروی و حرکت در چارچوب قانون ترغیب و تحریض کنند. این اختلافات هر چه زودتر باید جلویشان گرفته بشود، چرا که ضربات و لطمات فراوانی به کشور در وجوه مختلف خواهد زد.همانطور که شما اشاره فرمودید انقلاب ما با شعارها و اهداف دینی به وقوع پیوست و در این راه هم شهیدان بسیاری را فدا کرد، به عقیده شما با کسانی که در جهت نفی اسلام در حکومت هستند و مخالفت با ولی فقیه را سرلوحه قرار دادهاند چه برخوردی باید صورت بگیرد؟همانطور که عرض کردم مذهب و دین در اعماق جان و دل مردم ما ریشه دارد و اگر هر گروه یا شخصیتی مقابل اسلام و رکن رکین ولایتفقیه قرار بگیرد و سعی در کمرنگ کردن آن در سطح جامعه داشته باشد به جایی راه نخواهد برد و عرض میکنم با ملاطفت، مهربانی و البته در ذیل قانون با افراد هتاک و فتنهجو برخورد بشود.عدهای سعی میکنند با دامن زدن به فتاوای نادر و حیرتآور نام خود را شهیر و بر سر زبانها بیندازند، نظر شما در این رابطه چیست؟همانطور که در کتب بزرگ شیعه آمده است فتوا از مجتهد صادر میشود و اجتهاد مقدمات و مراحل سختی دارد، این مقدمات را همه مجتهدان باید به خوبی و جامعی فرا بگیرند تا بتوانند دست به صدور فتوا بزنند. در مقدمات اجتهاد طلاب باید منطق، فلسفه، کلام، علم رجال، حدیث و تفسیر را به خوبی فرا بگیرد و بعد از این مقدمات اصول و بعد هم فقه است. فقه هم همانند دریای بیکران است و همانطور که امام(ره) نقل کردهاند، ابنسینا که دریای علوم را کسب کرده بود زمانی که به فقه رسید گفت در برابر دریای بیساحل قرار گرفتهام. معمول فقهای بزرگ این است که مواظب باشند از اقوال مشهور فقها تخطی نکنند، برای اینکه خطر و احتمال اشتباه در آن بیشتر است. لذا پیگیری از فتاوی نادر از هر کسی که باشد خلاف احتیاط است. مرحوم آقای محقق داماد به بنده میگفت، حتی من به آقای آیتالله بروجردی اعلم نمیگفتم ولی فتوای ایشان طبق احتیاط بود. بنده سه چهار سال محضر آیتالله بروجردی بودهام و روزی مطلبی را در منبر فرمودند و در همان منبر روی آن تأکید کردند زمانی که به پایین منبر آمدند، از ایشان سؤال کردیم فتوای شما همین موضوع شد که روی منبر فرمودید، ایشان فرمودند فتوای من همان است که در کتاب نوشته شده است. معنای این مطلب آن است که علما و مراجع بزرگ شرط احتیاط را واجب میدانستند و با ترس و وسواس موضوعات را دنبال میکردند، چرا که از شب اول قبر هراس داشتند. پیگری فتاوای نادر از سوی برخی از مراجع خیلی خطرناک است. خواه از هر گروه یا از هر شخصی باشد کارش خلاف احتیاط است و باید عدول از مشهور فتاوی علما و مراجع مشهور نشود.شما از فتاوای نادر برای مرجعیت و حتی تشیع احساس خطر نمیکنید؟ما همیشه گفتیم که همه طلبهها باید خوب درس بخوانند به آنها متذکر شدهایم که اجتهاد بسیار دشوار است و آنها باید در این جهت زحمات و مشقتهای بسیاری را تحمل کنند، اینها را ما مکرر توصیه کردیم و کار امثال بنده هم توصیه کردن و ترغیب و تشویق طلبههاست.بنده بیشتر از سوی حوزویها احساس خطر میکنم که خوب و شایسته درس نمیخوانند و کارطلبهها هم در آینده به اینجا (صدور فتاوای نادر) خواهد کشید. مرجعیت بعد از اجتهاد است و اجتهاد منوط است بر درس خواندن،اگر کسی خوب و عمیق درس نخواند مجتهد نمیشود.حکم کسانی که به عنوان مقلد از فتاوای اینگونه افراد تقلید و پیروی میکنند چگونه است؟اگر کسانی به فتوای چنین افرادی عمل میکنند کار خلاف انجام دادهاند. این افراد را حتیالمقدور باید آگاه کرد، منتها روشنگری هم طوری باید باشد که ضربه به استقلال و ثبات حوزه نخورد، این مسأله مهمی است. استقلال حوزه اگر از بین برود مرجعیت در انقلاب و نظام از بین رفته است. اگر انقلاب ما به نتیجه رسید به خاطر احترام و تکریم مرجعیت بود.آیتالله کاشانی نامشان خیلی زود از بین رفت اما امام (ره) نامشان در تاریخ ماندگار و جاویدان شد، به دلیل آنکه آیتالله کاشانی بهرغم آنکه مجتهد بود اما مسیر حرکتش مرجعیت نبود بلکه کار سیاسی بود، اما مسیر حرکت امام (ره) مرجعیت بود. میرزای شیرازی چرا توانست با نوشتن دو خط ناصرالدین شاه قاجار را زمین بزند؛ دلیلش آن بود که ایشان هم مسیر حرکتش مرجعیت بود.اینکه دشمنان، غیرمسلمانها و اقوام دیگر کشورها روی مرجعیت حساس شدهاند آن هم پس از فتوای میرزای شیرازی به این دلیل است که به قدرت مرجعیت پی بردهاند و از خود سؤال میکنند چطور میشود با نوشتن دو خط یک پادشاه سقوط کند و حتی انگلیس هم دچار مشکل شد.وظایف علما و مراجع در این بین چه میتواند باشد؟ مراجع باید همانطوری که بنده عرض کردم طلبهها را سفارش به تلاش و کوشش بیشتر در جهت درس خواندن کنند و در جامعه دست به روشنگری بزنند و این را هم تأکید کنند که فتاوی نادر خلاف احتیاط است و همه باید در برابر آن حساس باشند.اگر علما و مراجع به صورت صریح از شخصی اسم ببرند، مردم عوام از دید درست و منطقی به موضوع نمینگرند بلکه میگویند فلان مرجع به خاطر رونق بازار خود فلان مرجع را مورد تهمت و اهانت قرار داده است (آن هم به این دلیل است که عامه مردم شاید فکر کنند مرجعیت هم مانند سوپرمارکت است که هر مرجع میخواهد جنس خودش بهفروش برسد) در حالی که اینطور نیست. به هر حال سفارش در سطح کلی مناسبتر است. باید دقت کنیم که سخن ما (مراجع و علما) در این رابطه نباید حمل بر موضوعهای دیگر بشود و نباید اجازه بدهیم در ذهن عوام موضوعهای خلاف واقع شکل بگیرد.مثلاً اگر عامه علما فتوا بدهند که سن بلوغ فلان است و مرجعی بر خلاف فتاوای علما سن دیگری را بگوید، این خلاف مشهور فقهاست و خلاف احتیاط است.ما با یک پدیده روبهرو هستیم و آن این است که عده قلیلی دست به چاپ و انتشار توضیح المسائل میزنند و خود را مرجع به حساب میآورند؛ نظر شما در این رابطه چیست؟عده محدودی به اینگونه عمل میکنند و بعد از مرحوم آیتالله بروجردی یکدفعه تعدادی از افراد دست به این کار زدند و این موضوع را باب کردند. علتش این است که افرادی دچار توهم میشوند و سطح علم خود را در این جهت بسیار بالا و دقیق ارزیابی میکنند، در حالی که اینطور نیست.در قدیم رسم بر این بوده است کسانی که میخواهند اجتهاد خود را بفهمند آن را ارائه میدادند بر دیگران (علما و مراجع معتبر) و نظر آنها را در رابطه با مجتهد بودن خود میپرسیدهاند. مرحوم میرزای قمی زمانی که میخواسته رساله (توضیح المسائل) بدهد فرموده بود در ایران اعلمتر از من نیست و باید به نجف بروم، شاید در آنجا کسی باشد که عالمتر و فقیهتر از من باشد. در کل پدیدههای شبیه به این به جایی نخواهند رسید. در گذشته شخصی بود که چای ریز منزل مرحوم حجتکوهکمرهای از مراجع بزرگ زمان آیتالله بروجردی بود. بعد از مدتی همین خادم منزل مرحوم حجترسالهای چاپ کرد.اثر اینگونه حرکات در تشیع چه میتواند باشد؟ اثری ندارد؛ چرا که علمای برجسته و قابل اعتماد مردم کمک به آگاهسازی میکنند و خطر این خود به خود از بین میرود. حتی نیاز به علما نیست و اگر مردم از همان طلبهها هم بپرسند کافی است.البته مراجع به صورت صریح و علنی به این موضوعات نمیپردازند اما طلبههایی که پای درس مراجع و عالمان مختلف مینشینند به راحتی در این مورد میتوانند نظر بدهند.مرجعیت چطور میتواند در عین حفظ استقلال و ثبات حوزهها به حمایت از نظام جمهوری اسلامی بپردازد؟ مرجع بی هیچ تردیدی به دنبال حاکمیت اسلام و دین است. مرجع خواستهاش این نیست که کفر حاکم بشود. بنابراین هر جایی که احساس میکند میتواند به حاکمیت اسلام کمک کند به عنوان طبقه اول حامی نظام وارد صحنه خواهد شد. ما نباید فقط کشور خود را ببینیم بلکه باید شیعیان سرتاسر جهان را هم ببینیم. توقع ما از نظام این است که احکام اسلام به صورت کامل و جامع اجرا شود. بعضی از قوانین در مجلس تصویب میشود که با دین و اسلام همخوانی زیادی ندارد؛ به عنوان مثال اجرت المثلی که برای زنان قرار دادهاند باعث شده است بسیاری از جوانان از ازدواج صرفنظر کنند، این موضوعات و امثال آن مبنای شرعی ندارد. همه علما و مراجع خیرخواه اسلام مسلمین و حکومت اسلامی هستند و هیچ شک و شبههای در این نیست، ولی دوست داریم حکومت اسلامی در جهت تحقق خواستههای مردم عمل کند و گلایههای آنها را کم کند. اگر در بین مردم گلایه وجود داشته باشد، مرجعیت هم تحت فشار و محدودیت قرار میگیرد، تشنج در مملکت به استقلال حوزهها ضربه میزند. اجمالاً عرض میکنم اگر مرجعیت ضربه بخورد اسلام و انقلابی نخواهد ماند و ما باید در این جهت (ضربه نخوردن مرجعیت) کوشش بسیار انجام بدهیم.گفت و گو از: محمد اسماعیلی