گسترش روزافزون فناوری اطلاعات و قدرت ارتباطات در دنیای امروز، ما را با پارهای چالشها و فرصتها روبهرو میکند.
از یک سو اینترنت و فضای مجازی در زمینه تبادل اطلاعات و نظرات، دنیا را به دهکدهای کوچک بدل ساخته و از سوی دیگر این دهکده جهانی هیچ کدخدا یا ناظری ندارد که قوانین ریشهدار و قابل اجرایی را در آن وضع کند؛ قوانینی که ضمانت اجرایی داشته باشند.
اگر چه ماهیت دنیای مجازی با ماهیت دنیای حقیقی کاملاً متفاوت است و نمیتوان این دنیا را با قوانین و معادلات حاکم بر دنیای واقعی اداره کرد اما تولید و تبادل میلیونها داده در هر لحظه سبب میشود این دادهها در کنار کمیت از عنصر اصیل کیفیت و حقیقت که لازمه هر خبر و دادهای است بیبهره باشند و این مسأله سبب رواج جریانات کذب و هدفدار در این فضا میشود.
عموم مخاطبان فضای مجازی جوانان هستند؛ جوانانی که امید به آینده سبب میشود تا دنیای دروغینی که پیش چشمشان به تصویر کشیده میشود، برایشان باورپذیر شود و این باورپذیری نیروهای جوان و خلاق جامعه را به سمت اجرای خواستههای جریانهای سیاسی پیش میبرد تا آنجا که از یک جریانسازی سیاسی در فضای مجازی جریانهای سیاسی در فضای حقیقی شکل میگیرد.
جریانهای سیاسی که در زمان انتخابات دهم ریاست جمهوری و پس از آن شاهد بودیم، جریانهایی بود که به طور مشخص از خارج از کشور هدایت میشد و بخش عمدهای از این راهبری از طریق شبکههای مجازی اعم از اینترنت و ایمیل و پیامک صورت گرفت.
نمونه موفق استفاده از فضای مجازی برای تبلیغات انتخاباتی را در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 آمریکا میتوان دید.
مشاورین تبلیغاتی اوباما از حداکثر ظرفیت فضای مجازی بهره بردند. ارسال میلیونها ایمیل به کاربران فضای مجازی و انتشار آخرین اخبار روی شبکههای اجتماعی پرمخاطب، نقش مهمی در باورپذیری شعار «تغییر» باراک اوباما داشت به گونهای که وی توانست با این روش رأی حداکثری مردم آمریکا را برای به دست آوردن کرسی ریاست جمهوری کسب کند اما این سناریو در کشور ما با اهدافی خاص و از سوی جریاناتی کلید خورد که در نهایت به قانونشکنی و بیاحترامی به خواسته اکثریت مردم ایران منجر شد.
سهم ناچیز ایرنان در قدرت اطلاعاتی و رسانهای و عدم حضور کشورمان در شورای راهبری اینترنت و ضعف جدی در مالکیت فضای مجازی در کنار اطلاعرسانی ناقص و غیرکارشناسانه رسانههای داخلی، گوی و میدان را به دست افراد و گروههایی داد که در این زمینه به شگردهای تأثیر بر مخاطب مسلط هستند و این میدان به صحنه جولان فرصتطلبان برای جریانسازی سیاسی علیه ملت و نظام ایران تبدیل شده است؛ داستانی که همچنان ادامه دارد و هر روز بیشتر جای خالی سایتها و شبکههای ایرانی را در این دهکده جهانی به رخ میکشد؛ خلئی که امروز سایتها و شبکههای اجتماعی غربی همچون فیسبوک، توییتر و ... میکوشند آن را برای جوانان مخاطب ایرانی پر کند و هر چند با اطلاعاتی کذب، غیر واقعی و هدفدار، ذهن پرسشگر جوانان ایرانی را پاسخگو باشند؛ پاسخهایی که همچون آب شور ذهن استسقا زده جوانان ما را به تکاپوی بیشتر وا میدارد و هرگز آن را سیراب نخواهد کرد.
کویر سینه جوانان این مرز و بوم تشنه زلال حقیقت است؛ عنصر نابی که این روزها خیلی کمیاب شده است.