
امین ارشادی _ در حالی که آمریکا جنگ دیگری را به نام مبارزه با تروریسم در شبه جزیره عرب برافروخته است منابع خبری از جابهجایی مشکوک عناصر القاعده در سطح منطقه خبر میدهند.
علی حسن الاحمدی، استاندار استان «شبوا»ی یمن در مصاحبه با الشرق الاوسط اعلام کرد که تعدادی از شبه نظامیان سعودی و مصری عضو القاعده در حال ورود به یمن هستند که هم زمانی این جابهجایی با جوسازیهای رسانههای آمریکایی برای دخالت در یمن سؤال برانگیز است. اما این تحرکات مشکوک به همین جا ختم نمیشود. برخی منابع پارلمانی عراق نیز از طرح محرمانه تشکیلات القاعده در یمن تحت حمایت عناصر بعثی و گروههای صدامی مقیم صنعا و با کمک یکی از کشورهای همسایه جهت ایجاد تسهیلات برای ورود عاملان انتحاری با هدف اجرای عملیاتهای تروریستی در این کشور پیش از انتخابات پارلمانی خبر میدهند و مقدمه این کار انتقال برخی از عناصر القاعده یمن به عراق است مسألهای که طی روزهای گذشته تشدید شده است. اما گزارش المنار حلقه جدیدی را به تحرکات القاعده میافزاید. پس از آنکه ایالات متحده نگرانیهایی را نسبت به تحرکات جدید گروههای وابسته به القاعده در سراسر جهان ایجاد کرد، اخباری در لبنان منتشر شد که حاکی از نفوذ برخی عناصر القاعده به اردوگاههای فلسطینی جنوب لبنان و در همسایگی حزب الله است. طبق گزارشها تعدادی از اعضای القاعده از پاکستان و افغانستان به جنوب لبنان وارد شدهاند و به اردوگاههای آوارگان فلسطینی به عنوان مکانی امن برای ایجاد ساختار و تشکیلات نفوذ کردهاند. حال این سؤالات مطرح میشوند: چه اهدافی از جابهجایی القاعده در سطح منطقه دنبال میشود؟ چرا در شرایطی که القاعده یمن خود درگیر جنگ با آمریکا و ارتش یمن است، عناصری از آن باید به عراق وارد شوند؟ حضور آنان در یمن ضروریتر است یا در عراق؟ القاعده در پاکستان نسبت به گذشته وضعیت بدی ندارد بلکه برعکس، این سربازان آمریکایی هستند که هر روز آماج حملات غافلگیرانه قرار میگیرند و بر کشتههای آنان افزوده میشود. این دولت آمریکاست که هر روز برای هم رأی کردن متحدان اروپایی و متقاعد کردن آنان برای اعزام نیروی بیشتر با مشکل روبهرواست. چرا عناصر القاعده باید وارد خاک لبنان شوند آن هم به جایی که حزب الله و گروههای شیعی نفوذ انکارناپذیری دارند و اساساً القاعده چه سنخیتی میتواند با بافت جمعیتی جنوب لبنان داشته باشد؟
حوادثی مشکوک برای ...
جواب سؤال اخیر را با اندکی تأمل در قراین و حوادث چند روزه میتوان دریافت. چند روزی از ورود اعضای القاعده به ضاحیه جنوبی بیروت نگذشته است که رسانهها از وقوع انفجار در نزدیک منزل یک عضو حزب الله در جنوب لبنان و زخمی شدن سه نفر خبر دادند. بلافاصله بعد از اعلام این خبر توسط العربیه، روزنامه آلمانی اشپیگل دور جدیدی از فضاسازی و جنگ روانی علیه حزب الله را شروع میکند. اشپیگل مدعی میشود که بازرسان آلمان در حال رسیدگی به اتهام قاچاق کوکائین در اروپا از سوی حزب الله هستند. قرینه این اتهام حضور القاعده در جنوب لبنان است. در سناریویی غربی باید پازل ورود القاعده به همسایگی حزب الله اینگونه تکمیل شود که حزب الله با القاعده همکاری دارد. با توجه به اینکه عمده منابع مالی القاعده به گفته خود غربیها از طریق قاچاق مواد مخدر تأمین میشود این اتهام میتواند وجه مشترکی را برای القاعده سلفی و تندرو با حزب الله شیعی رقم بزند.
روی دیگر این سکه قلب اتهامی مجدد خواهد بود؛ همکاری حزب الله با القاعده و حمایت این حزب از تروریسم.
پیمانکارانی برای تصرف جزیره العرب
اما ورود القاعده مصر و عربستان به یمن با زمینههای منحصربه فردی همراه است که ملاحظه این زمینهها اوضاع عمومی یمن را روشنتر میکند.
بسیاری ازعناصر القاعده مصر که تحت عنوان جهاد اسلامی مصر فعالیت میکردند و بعدها به القاعده بینالملل پیوستند، زمانی در مصر زندانی بودهاند. عربستان سعودی که خود خاستگاه اصلی القاعده است پا در میانی کرد تا مصر این اعضای القاعده را آزاد کند. این آزادی با شروطی همراه بود. اعضای القاعده در زندان کتاب نوشتند ودر کتابهایشان از مبارک تجلیل کردند تا فدیهای برای آزادی خود پرداخته باشند. حال در ترکیبی با القاعده عربستان وارد خاک یمن میشوند تا در لباس پیمانکارانی امنیتی پروژهای دیگر را عملی کنند. پروژهای آمریکایی این بار برای تسلط بر کل شبه جزیره عربستان؛ پروژهای که زمینه آن را سخنرانیهای متعدد مقامات آمریکایی و برگزاری کنفرانس بینالمللی مبارزه با تروریسم یمن، در لندن فراهم کرد تا صحنه گردان جنگ یمن علی عبدالله صالح و دیگر مهرههای منطقهای نباشند. هر چند به نظر میرسد علی عبدالله صالح، رئیسجمهور یمن تلاش میکند راه گفتوگو با القاعده را هم برای حل و فصل اختلافات با الحوثی و القاعده بیازماید اما آمریکا نمیتواند به این تلاش ناهمسو راضی شود. دولت یمن باید وضعیت باب المندب را نهایی کند و حوثیها را از سرراه بردارد تا اشراف و نظارت منطقهای آمریکا تکمیل شود.
کیش بزرگ آمریکا به القاعده حالا دیگر منحصر به افغانستان، پاکستان و عراق نیست. در قاموس آمریکایی هر کس در هر کجای جهان باید خطر القاعده را با گوشت و پوست خود لمس کند تا این تهدید راه را برای فرصتهای آمریکا باز کند. اینجاست که رسانههای غربی وارد فاز جدیدی از بازتعریف تهدید القاعده در نقاطی از سرتاسر جهان میشوند که آمریکا بیشترین مشکل را در آنها دارد.
فضاسازی رسانهای
فاکس نیوز گزارش میدهد که «مقامات ضد تروریستی آمریکا گفتهاند گروه وابسته به القاعده در سومالی موسوم به الشباب دیگر گروهی منطقهای به شمار نمیآید. گروه الشباب میتواند با استفاده از ضعف دولت سومالی اقدام به تأسیس مرکز آموزشی و برنامهریزی برای حمله کند. الشباب همچنین به افزایش دسترسی خود به خارج از منطقه مصمم است. از سوی دیگر واشنگتن پست مینویسد:«القاعده راهبرد تازهای را تدوین کرده است و آمریکا نیز باید اقدامی مشابه را در پیش گیرد.» و در مطلب خود به بمبگذاری ناموفق هواپیمای دیترویت و قتل هفت تن از عاملان سیا در افغانستان استناد میکند. این بدان معناست که آمریکا باید جبهه وسیعتری را برای مبارزه با تروریسم در نظر بگیرد.
در یمن نیز همزمان با ورود عناصر القاعده و جدی شدن جنگ ارتش یمن و آمریکا با القاعده، به یکباره هتلهای چند ستاره صنعا پایتخت یمن مملو از خبرنگاران غربی میشوند. گویا اتفاق جدیدی در شرف وقوع است.
جهان از ماهها پیش شاهد افزایش مداخله نظامی آمریکا در یمن است که عربستان سعودی را در شمال، دریای احمر را در غرب و خلیج عدن را در جنوب خود دارد و به دریای عرب دسترسی دارد و بر سومالی که اخیراً در صدر خبرها قرار گرفته مشرف است، اما گذشته از سودای دستیابی به ذخایر عظیم نفتی کشف نشده در اراضی بین یمن و عربستان سعودی، شواهد حاکی از آن است که پنتاگون و سیا درصدد نظامی کردن تنگه باب المندب- یکی از گذرگاههای راهبردی انتقال نفت جهان- و بهرهبرداری از راهزنی دریایی در آبهای سومالی و ادعاهای مربوط به سربرآوردن خطرالقاعده از خاک یمن برای نظامی کردن این مسیر مهم انتقال نفت هستند.
طبق اعلام سازمان اطلاعات انرژی دولت آمریکا، تنگه باب المندب گذرگاهی بین شاخ آفریقا و خاورمیانه و حلقه ارتباطی بین دریای مدیترانه و اقیانوس هند است و بستن این تنگه مانع از دسترسی تانکرهای حامل نفت خلیج فارس به کانال سوئز و مجتمع خطوط انتقال نفت سوئز- مدیترانه و تغییر مسیر آنها خواهد شد.
برجسته کردن اخبار راهزنی دریایی در آبهای سومالی و توجیه حضور نظامی آمریکا یا نیروهای سازمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در آبهای اطراف بابالمندب از سوی شبکه سی ان ان آمریکا در کنار ادعاهایی چون آموزش دیدن عبدالمطلب در یمن، حکایت از تلاش واشنگتن برای به دست گرفتن کنترل یکی از گلوگاههای مهم نفتی جهان و راهبرد آینده آمریکا برای محروم کردن چین، اروپا و یا همه کشورهای مخالف سیاست آمریکا از دسترسی به انرژی دارد.
طبق گفته رابرت فیسک روزنامهنگار روزنامه ایندیپندنت انگلیس، با توجه به اینکه بخش عمده نفت عربستان از طریق بابالمندب روانه بازارهای جهانی میشود، کنترل نظامی آمریکا بر این آبراهه میتواند مانع از توجه جدی ریاض به انجام معاملات نفتی با چین و یا سایر کشورهایی شود که با دلار داد و ستد نمیکنند.