مقامات سیاسی و امنیتی دولت اوباما به تحرکات سیاسی جدیدی در منطقه دست زدهاند. در این جهت جرج میچل نماینده ویژه اوباما در امور صلح خاورمیانه و فلسطین که پس از حدود 10 سفر ناکام به خاورمیانه تهدید به استعفا از مقام خود کرده بود، به سفری جدید دست زده است و همزمان با وی جیمز جونز مشاور امنیت ملی آمریکا نیز قرار است برای دیدار با مقامات عربستان و مسؤولان اسراییلی و تشکیلات خودگردان به منطقه سفر کند .البته جرج میچل سفر خود را از اروپا آغاز و در بروکسل با دیگر اعضای کمیته چهار جانبه دیدار میکند. این کمیته در پی انتفاضه مسجدالاقصی تشکیل شد و بنا داشت طرح مصوب خود موسوم به نقشه راه را برای حل بحران فلسطین اجرا کند . با وجود اینکه در این طرح سه مرحله برای حل بحران پیشبینی شده بود و قرار بود در مرحله سوم کنفرانس بینالمللی نیز برای حل بحران بر گزار شود اما رژیم صهیونیستی با این طرح نیز همانند طرحهای قبلی به صورت گزینشی برخورد کرد و از اجرای تعهدات خود در قبال توقف شهرک سازی امتناع کرد .همین مسأله موجب شده که اعضای گروه چهارجانبه در تدارک چارچوبهای جدید باشند. در حالی که در پی روی کار آمدن باراک اوباما و اعلام رویکرد تغییر از سوی وی تصور میشد که آمریکا ابتکار عمل را در دست بگیرد اما پس از آنکه جرج میچل نتوانست طرح خود را پیش ببرد و حتی اسراییل را به توقف سیاست شهرک سازی وادار کند و یا در اجلاس شورای حقوق بشر و شورای امنیت در کنار اسراییل قرار گرفت، اتحادیه اروپا در دوره ریاست دورهای سوئد وارد عمل شد و طرحی را به تصویب رساند که در آن بر تشکیل دولت فلسطینی در اراضی اشغالی 1967 و تقسیم بیتالمقدس بین دو طرف تاکید و تصریح شده است. هرچند دوره ریاست سوئد با پایان سال 2009 میلادی به پایان رسید اما از آنجا که اسپانیا به عنوان رئیس جدید این اتحادیه نیز همواره بر اساس معاهده لیسبون همانند دیگر کشورهای ساحلی دریای مدیترانه بر حل ریشهای بحران خاورمیانه و فلسطین تاکید دارد، لذا به نظر میرسد رویکرد سوئد با جرح و تعدیل مختصر همچنان ادامه یابد. از اینرو با توجه به تغییرات صورت گرفته این نیاز احساس میشد که اعضای کمیته چهارجانبه اجلاسی برای هماهنگی مواضع خود برگزار کنند و اجلاس بروکسل گامی در این جهت بوده است. در چنین وضعیتی طرفهای بینالمللی به تلاشهای جدید برای حل بحران فلسطین دست زدهاند، رژیم صهیونیستی که همواره با بینالمللی کردن بحران مخالف بوده است به اقدامات تحریکآمیز جدید برای دامن زدن به درگیریها در غزه دست زده است، ضمن اینکه دولت مصر را با حمایت آمریکا برای احداث دیوار فولادی در مرز غزه تحت فشار قرار داد و خود نیز طرح احداث دیوار را به موازات آن در مرز خود با مصر به تصویب رساند، حملات این رژیم نیز به غزه افزایش یافته است. به اعتقاد ناظران این احتمال که این رژیم برای به شکست کشاندن دور جدید تحرکات طرفهای بینالمللی برای به جریان انداختن مذاکرات صلح به دور جدیدی از حملات در غزه دست بزند، وجود دارد. از اینرو عمده ترین مانعی که در سر راه دور جدید تلاشهای بینالمللی وجود دارد همانند تلاشهای قبلی آن از جانب رژیم صهیونیستی است و تا زمانی که این طرفها قدرت و اراده لازم را برای اعمال فشار بر این رژیم نداشته باشند، هیچ تحولی در مسیر روند صلح پدید نخواهد آمد. هر چند جرج میچل در آستانه سفر خود به خاورمیانه ، اسراییل را به قطع کمکهای مالی آمریکا تهدید کرد که البته با توجه به نفوذ لابیهای یهودی در آمریکا و عقبنشینی دولت اوباما از مواضع قبلی خود در خصوص لزوم توقف سیاست شهرکسازی رژیم صهیونیستی، تا زمانی که این تهدیدها عملی نشود ارزش واقعی نخواهد داشت. با این حال آنچه در این میان مسلم است اینکه هر گونه اعمال فشار بر این رژیم طبق اصول و قوانین بینالملل از جمله منشور ملل متحد نه تنها مجاز بلکه ضرورتی انکارناپذیر است، زیرا در این منشور تصریح و تاکید شده است که جامعه جهانی باید از اهرمهایی چون : اعمال مجازاتهای بینالمللی و یا توسل به زور مشروع برای پایان دادن به تجاوز استفاده کند و در قطعنامههای 242 و 338 نیز بر اشغالی بودن اراضی 1967 از جمله کرانه باختری و نوار غزه تصریح شده است و طبق اصول و قوانین حقوق بینالملل از جمله کنوانسیونهای ژنو نیز هر گونه آزار و اذیت علیه ساکنان اراضی اشغالی جنایات جنگی محسوب میشود. در چنین وضعیتی دور جدید تحرکات بینالمللی در صورتی میتواند در شکستن بن بست موجود موثر باشد که با اعمال فشارهای همهجانبه بر رژیم صهیونیستی و جلوگیری از تلاشهای این رژیم برای آغاز جنگ جدید در غزه و متوقف کردن طرحهای محاصره همراه باشد.