
امین خرمی - بازتاب جریانهای موجود در فضای فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی کشور یکی از اصلیترین خط سیر تولیدات آثار روایی و تصویری هنرهای ما مانند سینمای داستانی، سینمای مستند، تئاتر و. . . را تشکیل میدهد و البته سهم جریانسازی این هنرها را باید در همین روایتهای ملموس اجتماعی و تاریخی دانست؛ چرا که هنرهای تصویری از بالاترین سهم تأثیرگذاری بر مخاطبان یک جامعه برخوردارند. اما اینکه چرا مناسبات مهم تأثیرگذار در تاریخ جهان و یا با نگاه خردتری، تاریخ اسلام کمتر در آثار سینمایی ما نمود پیدا کرده است، اینکه چرا مقولهای دراماتیک و تأثیرگذار در خط سیر تاریخ جهان مانند واقعه عاشورا و حماسه امام حسین(ع) در طی سه دهه از انقلاب اسلامی ما که انقلابی فرهنگی بود تا این حد مورد غفلت قرار گرفته است خود مسألهای است که مقولات متعددی را دربرمیگیرد که شاید در این مقال مجال واگویههای مشکلات مبتلا به آن نیست؛ اما این نکته خود نمیتواند محملی برای گریز ما نویسندگان مطبوعات از پیجویی دلایل و شناسایی آسیبهای موجود در این راه باشد.
به همین سبب در گام اول تولید آثار مستند سینمایی را که متأسفانه و یا خوشبختانه بیشتر در مسیر تولیدات سفارشی از سوی نهادها و ارگانهای دولتی در راستای روایت تصویری اتفاقات محرم و امام حسین(ع) قرار دارند را مورد مداقه قرار دادیم و متعهد میشویم که سایر شاخههای تولید این دست از آثار را در شمارههای بعدی با دقت نظر مورد آسیبشناسی قرار دهیم.
سینمای مستند در روایتهای تصویری خود بر همگان ثابت کرده است که نسبت به سینمای داستانی ایران از قدرت تاثیرگذاری و جریانسازی به مراتب بالاتری برخوردار است اما اینگونه سینمایی آنچنان که در خارج از مرزها مورد حمایت و اقبال مسؤولان و مخاطبان قرار دارد در ایران چندان جدی گرفته نمیشود. در همین راستا و به منظور آسیبشناسی جریان تولید آثار مستند عاشورایی با تنی چند از کارگردانان اینگونه آثار سؤال هایمان را مطرح کردیم که حاصل این گفتوگوها در ذیل گزارش از خاطر شما میگذرد.
سینمای مستند مظلومتر از ادبیات
سفارشیسازی آثار مستند سینمایی و یا هر اثر دیگری در حالی که در تمام جهان به عنوان یکی از شیوههای تولید آثار هنری به شمار میرود در ایران به دلیل منحصر شدن این مقوله با نهادهای دولتی و انتخاب چند کارگردان شناخته شده از سوی آنها برای تولید این آثار و البته دخالت بیش از حد مسؤولان سفارشدهنده به فیلمساز عواقب منفی بسیاری چون بدبین شدن هنرمندان برای قبول ساخت آثار سفارشی و نپذیرفتن تمام دخالتهای سفارشدهنده و در نتیجه قطع همکاری یا شکل نگرفتن شیوه همکاری هنرمندان را با خود به همراه داشته است.
در این راستا نرگس آبیار از مستندسازان شناخته شده کشور با بیان اینکه هنرمندان با قبول ساخت آثار سفارشی برای تولید مستندهای مذهبی با مشکلات متعددی از جمله قبول تمام خواستههای برحق و برخی از موارد ناحق سفارشدهنده دست و پنجه نرم میکنند، میگوید:«با توجه به اینکه برخی از مراسم مذهبی و به ویژه آیینهایی عاشورایی که در سرزمین ما وجود دارد، سالهاست که ممنوع شدهاند پس میتوانیم نتیجه بگیریم که این آثار اجازه پخش از رسانه ملی ما را نخواهند داشت، اما در این میان شاهدیم که سازمانهای سفارشدهنده تولید این آثار در راستای انجام امور فرهنگیشان فستیوالهایی با موضوع مناسک و مراسم مذهبی برگزار میکنند پس لازم است که همان آثاری که اجازه پخش از تلویزیون را ندارند در آن جشنوارهها به اکران درآیند، البته نباید این نکته را از یاد ببریم که آن جشنوارهها مخاطب به مراتب کمتری از رسانه ملی دارند. همچنین لازم است بر این مسأله تأکید داشته باشم که آثاری که درباره مراسم مذهبی مانند عاشورا تولید میشوند اگر از قابلیتهای بالای هنری برخوردار باشند حتی میتوانند در شبکههای ماهوارهای ایران نیز به تماشا درآیند تا مخاطبان غیر ایرانی نیز با این دست آثار آشنایی پیدا کنند.»
کارگردان فیلم مستند «یک روز پس از دهمین روز» در پایان صحبتهایش به اجازه پخش و تکثیر فیلمهای کوتاه و مستند مذهبی در شبکه ویدئویی خانگی و مؤسسه رسانههای تصویری اشاره و بیان میکند:«این طرح عرضه آثار برای نمایش خانگی در صورت عملی شدن ایدهای بسیار مثبت و کارسازی است که میتواند در راستای امتداد آن حتی به جریانسازی نیز ختم شود. گاهی من به عنوان یک فیلمساز برای انتخاب و تماشای برخی آثار مجبورم که مدتها در جستوجوی آن آثار باشم. متأسفانه برخلاف تمام گفتهها و شنیدهها در حوزه چاپ و نشر کتاب که دال بر مظلومیت این حوزه است باید اعتراف کنم که لااقل آن کتابها با تیراژ 2000 نسخه به چشم 2000 نفر دیده میشود اما آثار مستند و به خصوص مستندهای مذهبی و عاشورایی برای همین تعداد مخاطب هم مکانی برای اکران و عرضه ندارند و من معتقدم که حوزه تولید آثار مستند از حوزه کتاب هم مظلوم تر و مهجورتر واقع شده است. بدون شک باید اذعان داشت که تا امروز کاری برای عرضه خانگی آثار مستند مذهبی صورت نگرفته که چشمگیر باشد.»
بضاعت کشور 70 میلیونی
در این نکته شکی وجود ندارد که اگر فیلمهای مستند مذهبی سفارشی دارای ویژگیهای هنری همراه با خلاقیت باشند و هنرمندان این دست آثار در ساخت فیلم هایشان از کلیشهها گریزان باشند، در ظرف مدت کوتاهی این آثار خود را اثبات میکنند و حتی میتوانند پای خود را از حد جشنوارههای موضوعی نیز فراتر بگذارند. در سینمای مستند ما، نگاهها، سلیقهها و افکار مدیریتی حاکم بر بدنه سینما بیشتر معطوف به سینمای اجتماعی است و در سایر شاخهها هم حرف اول بر این است که خود هنرمند اگر خواست و میلی به تولید اثر داشت میتواند شخصاً اقدام به تولید دغدغههای ذهنی خود کند، اما بر کسی پوشیده نیست که مستند در دایره بسته این تعریفهای مدیریتی محدود نمیشود و این توانایی در سینمای مستند ما وجود دارد که آثاری را خلق کند که نه تنها در ایران بلکه در جهان پتانسیل بالای هنرمندان ایرانی را اثبات کند.
مهدی اسدی دیگر مستندسازی است که با او همکلام شدیم. وی درباره این مقوله معتقد است:«باید بپذیریم که اکثر آثار ساخته شده در طی سه دهه انقلاب اسلامی در زمینه مستندهای عاشورایی سفارشی بودهاند و به قولی پول بیتالمال برای ساخت آنها صرف شده است، اما متأسفانه همین آثار هم هیچگاه آنطور که باید و شاید دیده نشدهاند در حالی که اگر این آثار تنها به خوبی دیده شوند به راحتی مخاطبان خود را که کم هم نیستند پیدا خواهند کرد. شاید امروز ارتباط بیشتر میان سازمانها و مراکز متصدی مستند و پخش خانگی بتواند حلقه گمشده زنجیره فروش این آثار را تکمیل کند و موجب شود که علاقهمندان پنهان بسیاری که شاید هیچگاه گذرشان به جشنوارهها نیفتد هم به تماشای این آثار بپردازند. بی شک هر زمان که اگر عرضه صحیح و منطقی این آثار شروع شود و استمرار هم داشته باشد، این فیلمها مخاطبان انبوهی را به خود جذب خواهند کرد. به راحتی نمیتوان پذیرفت که در کشور هفتاد میلیونی ما بضاعت سینمای مستندمان چه در زمینه تولید و چه جذب مخاطب تا این حد فاجعه بار باشد پس بر ما و البته مسؤولان فرهنگی کشور است تمام تلاش خود را به کار بندند و از شعار فاصله بگیرند و در عمل ظرفیت بالقوه موجود در هنرمندان کشور را به صورت بالفعل تبدیل کنند.»
تولید اثر مذهبی در قید نگاه آماری
همانگونه که در مقدمه این نوشتار ذکرش رفت متأسفانه در اکثر مواردی که افراد به قبول سفارش در زمینه تولید فیلمهای آیینی و مذهبی میپردازند، تا حدی به مشکل بر میخورند، چرا که دخالتهای طرف سازنده تا حدی در اثر زیان میشود که کارگردان ترجیح میدهد با حذف خلاقیتهای خود و صرفاً تولید کاری کلیشهای در حد درک ذهنی و شناخت سفارش دهندگان از آثار تصویری مذهبی کار را تحویل دهند و بروند! که خب با این روند مشخص است که کیفیت این آثار تا چه حد نازل خواهند بود. تولید آثار سفارشی کلیشهای و تکرار مداوم برخی نمادها و سمبلها پس از مدتی برای مخاطب ایجاد دافعه میکند نه جاذبه اما همین نکته ساده هم در بسیاری از موارد مورد غفلت سفارش دهندگان قرار میگیرد.
جمال اسکویی، مستندسازی که در پروند خود ساخت مستند مذهبی «نقشی بر زمان» را دارد در این زمینه با تأکید بر لازمه دستیابی به نگرشها و تفکرات گوناگون و منشعب از سلیقههای متفاوت در ساخت و روایت آثار مستند مذهبی میگوید: «تازمانی که سفارش دهندگان در نوع رویکرد و تفکراتشان در حین سفارش دادن ساخت آثار مستند به هنرمندان تغییرات بنیادی را لحاظ نکنند فکر رسیدن به موفقیت در زمینه تولید آثار مستند با وجود پتانسیلهای بالا در کشور اسلامی و انقلابی ما فکر بیهودهای است. باید جسارت و جرات متفاوت نگاه کردن به مقولههای مذهبی و از جمله حماسه عاشورا را هم مسؤولان و هم هنرمندان ما در خود تقویت کنند چرا که با نگرشهای موجود امروزی به هیچ جا نخواهیم رسید و تنها با گذشت زمان ممکن است در تکنیک ساخت و سختافزارهای تولید این آثار پیشرفتی داشته باشیم. در میان آثار مستند ممکن است که اثری ساخته شود که با گذشت بیش از 50 سال هم کهنه نشود و جذابیت خود را داشته باشد اما این یک قانون حتمی نیست که آثار مستند باید محدود به زمان خاصی نشوند و همیشه تازه باشند چرا که قرار نیست همیشه آثار ما آثار فاخر و ارزشمند باشند. این مقوله تنها منحصر به مستندسازی نیست و در مورد تمامی هنرها صدق میکند.»
اسکویی در بخش دیگری از صحبت هایش برگزاری برخی جشنوارهها و حمایت از ساخت آثار را در راستای افزایش آمار و راندمان کاری نهادهای مختلف میداند و میافزاید:«در برخی از موارد میبینیم که بودجههایی در اختیار سازمانها قرار میگیرد که آنها موظف هستند برای خرج آن به برگزاری جشنوارههای هنری بپردازند و ماحصل آن نیز تولید چند اثر به سفارش همان نهادها باشد. در چنین مواردی شاهدیم که مدیران آن نهاد جشنوارهای برگزار میکنند که کرده باشند و بتوانند بیلان کاری خود و البته آمار کارهای فرهنگی خود را بالا ببرند اما این دست جشنوارهها در زمینه جریانسازی یا ارتقای یک حرکت ملی، فراگیر و فرهنگی کوچکترین تاثیری نخواهند داشت. امروز برای مخاطب کیفیت حرف اول را در پذیرش اثر میزند اما ما روز به روز در راهی حرکت میکنیم که کیفیت را فدای کمیت مینماییم و با این روش هیچگاه به توفیقی نخواهیم رسید و بر همین اساس است که امروز شاهدیم ارتباط مخاطب با سینما به کل قطع شده است اما ما مدام داریم سنگ این را به سینه میزنیم که باید آثار مستند ما در سینماها اکران شود!»