
باید پذیرفت هرچه که جیب راست اقتصاد کشور پر از نفت و جیب چپ ، مملو از گاز باشد بازهم فقیر هستیم.
این یک قانون نانوشته است که برای کشورهای بزرگ صادر کننده نفت خام جهان به ویژه منطقه خلیج فارس است که پیامدهای آن را می توان در اقتصاد کشورهای نفت خیز منطقه به نظاره نشست. منابع نفت ذخایر با ارزشی هستند که جزء ثروت ملّی محسوب میشوند، اما تجربه نشان داده است که در بسیاری کشورهای صاحب منابع انرژی، این ماده سبب اختلال در توسعه شده است. از سویی شاهد بودهایم که کشورهایی که فاقد ذخایر ارزشمندی نظیر نفت هستند مانند مالزی، کره جنوبی و ...، به پیشرفتهای بسیاری نائل آمدهاند، اما بعضی از کشورهای صاحب نفت مانند ایران به لحاظ توسعۀ اقتصادی از این کشورها عقب ماندهاند. عقبماندگی نسبی کشورهای صاحب ذخایر نفت را نمیتوان به حساب ذخایر باارزش آنها نهاد، بلکه باید آن را در چگونگی مصرف درآمد حاصل از آن ذخایر و نیز استراتژی توسعهای صرفاً متکی بر نفت جستجو کرد. گرچه برخی از این کشورها به واسطه برخودرداری از مزیت هایی همچون درآمدهای جذب گردشگر،وضعیتشان به لحاظ اقتصادی بهتر از ایران است اما نباید از این نکته به راحتی گذشت که به راستی راز عقب ماندگی اقتصادی کشورهای نفت خیز خلیج فارس چیست و چرا با این که پایه اقتصاد جهنی در دستان این کشورهاست ، به نحو قابل توجهی وابسته کشورهای خریدار نفت به شمار می روند؟
پاسخ به این پرسش ها بسیار ساده است ؛ خام فروشی نفت و منابع هیردوکربوری نه در طول سل های گذشته بلای جان اقتصاد کشور شده است بلکه صد سال است که تنبلی را به اقتصاد رانتیر ایران و کشورهایی نظیر ایران هدیه کرده است.
متأسفانه طی سالهای گذشته، آن قدر که در مورد ضرورت افزایش صادرات نفت خام سخن گفته شده، به اهمیت صادرات فرآوردههای نفتی پرداخته نشده است. براساس سیاستهای کلان اقتصادی کشور، خام فروشی مردود اعلام شده و تولید با ارزش افزوده مورد تاکید قرار گرفته است. به همین دلیل انتظار میرود سیاستهای حوزه نفت به گونه ای تنظیم شود که در راستای نیل به همین هدف باشد. متأسفانه کشور ما نه تنها تاکنون در صادرات فرآورده های نفتی موفق نبوده، بلکه خود یکی از مهمترین وارد کنندگان فرآورده های نفتی در جهان بویژه بنزین بوده که طی سالهای اخیر واردات گازوئیل نیز به آن افزوده شده است. این در حالیست که میتوان با تأمین منابع ملی مورد نیاز و سرعت بخشیدن به روند احداث پالایشگاهها و سایر تأسیسات مرتبط با تولید فرآوردههای نفتی، زمینهای فراهم ساخت تا خام فروشی را به صادرات فرآوردههای نفتی تبدیل کرد. در این صورت نه تنها کشور نیازی به واردات فرآورده های نفتی که بخش مهمی از بودجه کشور را میبلعد نخواهد داشت، بلکه خود میتواند به عضوی مؤثر از کشورهای صادرکننده فرآوردههای نفتی تبدیل شود و از این راه، ارز زیادی را برای سرعت بخشیدن به رشد و توسعه کشور، نصیب کشور کند.
متاسفانه تعداد پالایشگاه های کشور به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسد که در نوع خود بسیار جالب است. عدم تعریف استراتژی مشخص و کاربردی در بخش پالایشی کشور مشهود است که البته به طور قطع خلا چنین راهبردی را باید در طول دوران اصلاحات جست.جایی که زنگنه وزیر وقت نفت جمهوری اسلامی ایران، با هرگونه اقدامی برای توسعه همه جانبه صنعت پالایش مخالفت می کرد چرا که بر این اعتقاد بود که ساخت پالایشگاه صرفه اقتصادی ندارد.حال ان که اگر در طول ده سال اخیر ساخت واحدهای پالایشی بزرگ و کوچک در دستور کار قرار می گرفت نه تنها در تولید و مصرف فرآورده های نفتی همچون بنزین و گازوییل به خود کفایی می رسیدیم بلکه با ایجاد ارزش افزوده بالابرای نفت خام تولیدی، سود هنگفتی به ایران می رسید.
هزینه تولید هر بشکه نفت خام حدود 8 دلار است که اگر قیمت هر بشکه نفت صادراتی ایران را 60 دلار در نظر بکیریم 52 دلار در هربشکه نصیب کشور می شود.شاید همین سودها ، موجب شده تا امروز کمتر کسی به این مساله بپردازد درحالی که با ایجاد ارزش افزوده و راهی کردن نفت خام به واحدهای پالایشی، در بدبینانه ترین حالت این سود دو برابر می شد.
گرچه وزیر نفت یکی از برنامه های خود را برای پیشبرد اهداف بلند مدت صنعت نفت ، جلوگیری از خام فروشی نفت اعلام کرده است اما روند فعلی ساخت پالایشگاه های جدید از همت بلند مسولان برای سرو حال کردن اقتصاد کشور با بهره گیری از این راهکار خبر نمی دهد.اگر امروز فقیریم فقط به یک علت است و بس: خام فروشی نقت