کد خبر: 201721
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۳
با اندیشه‌های موجود در علوم انسانی نه مردم می‌توانند درک درستی از جامعه دینی داشته باشند و نه ما می‌توانیم به مشکلات موجود فائق آییم؛ بنابراین باید به این موضوع توجه ویژه‌ای داشته باشیم. این در حالی است که هنوز میان استادان و دانشجویان دانشگاهی اهمیت تولید علوم انسانی مبنی بر اندیشه‌های دینی درک نشده.
اگر ما با مشکلاتی در سطح جامعه نظیر مسأله تهاجمات نرم مواجه هستیم، باید با حضور فعال استادان دانشگاه‌ها به عنوان فرماندهان جنگ نرم و با مدد گرفتن از ابزاری به عنوان علوم دانشگاهی به مقابله با تهدیدات دشمن بپردازیم.
علومی که در دانشگاه‌ها تولید می‌شود، جنگ‌افزار عرصه تهاجم نرم بوده و سپاهیان این عرصه، دانشجویان و فرماندهان آن استادان دانشگاه‌ها هستند؛ بر همین اساس باید چنین نگرشی را هم در جذب استادان و دانشجویان و هم در انتخاب متون علمی دانشگاهی برای مقابله با تهاجم نرم مدنظر قرار دهیم.
تعبیر مقام معظم رهبری از استادان دانشگاه‌ها به عنوان فرماندهان جنگ نرم، یک خط مشی مهمی را برای متولیان و دانشگاهیان مشخص ‌کرد و این پیام را به استادان دانشگاهی ‌رساند که برای حل بسیاری از مشکلات جامعه، نگاه ویژه‌ای باید به دانشگاه‌ها داشت و مسؤولان در این محیط علمی با هوشیاری فراوان از برخوردهای غیرفرهنگی، غیرعلمی و غیرعقلانی با تهاجمات نرم اجتناب کنند.
اگر ما خواستار آن هستیم که از یک جامعه در حال رشد به یک جامعه توسعه‌یافته دینی تبدیل شویم، باید درک دقیقی از علوم انسانی داشته باشیم و با استفاده از مبانی و اصول دینی، علوم انسانی دینی را تولید کنیم.
متأسفانه اکنون در کشور ما علم مساوی است با علوم فنی و تجربی؛ به همین دلیل، تولیدات پژوهشی و علمی ما به همین دانش‌های فنی و تجربی محدود می‌شود؛ اگر می‌خواهیم از وضعیت فعلی فراتر برویم و به عنوان یک جامعه دینی و مدعی در عرصه جهانی رشد و نمود داشته باشیم، لازم است که ساختار تولید علم در عرصه علوم انسانی دینی را در اقدامی جهادی در دانشگاه‌ها متحول سازیم.
استادان علوم انسانی باید این واقعیت را قبول کنند که بار اصلی تولید علم در عرصه علوم انسانی بر دوش آنهاست؛ در این راستا دیگر استاد نباید منتظر دولت باشد تا دولت در اقدامی، لایحه‌ای را در این مورد در دستور کار قرار دهد، چرا که تا امروز دولت‌ها درک درستی از اهمیت ویژه علوم انسانی نداشته‌اند.
ترجمه متون غربی و عدم خودباوری، مهمترین علت خودکفا نشدن ایران در حوزه علوم انسانی است. از ابتدای کار علوم انسانی در کشور، دانسته یا نادانسته یک سری اصول ترجمه‌ای در این رشته پایه‌گذاری شد و استادان این حوزه نیز اقدام به ترجمه اندیشه‌های غربی کردند و آحاد مردم نیز به دلیل عدم شناخت از اهمیت تولید علوم انسانی دینی، احساس نیاز خود را به این استادان انتقال نداده‌اند و آنها هم رغبتی برای پژوهش در تولید علوم انسانی نداشتند.
از سوی دیگر قدر و منزلت علوم انسانی برای بسیاری از مسؤولان اجرایی شناخته شده نیست؛ به‌طوری که علوم انسانی برای این افراد صرفاً یک علم کمی محسوب می‌شود تا یک علم تأثیرگذار و کیفی. همچنین از آنجا که راه‌اندازی رشته‌های علوم انسانی به لحاظ ساختار نظری که دارد به مراتب آسان‌تر از رشته‌های فنی و تجربی است، سعی شد تا حجم زیادی از پشت کنکوری‌ها وارد رشته‌های علوم انسانی شوند.
علاوه بر اینها، بروکراسی در کارهای پژوهشی مانند سدی در مقابل تولید علم است. قاعدتاً اگر کسی تولید علم و پژوهش را درک کرده باشد، خواهد گفت که بروکراسی هیچ سنخیتی با تولید علم نداشته و تنها مانع بزرگی بر سر تولید علم به شمار می‌رود، چرا که اساساً پژوهشگر نباید به غیر از دغدغه کسب و تولید علم، دغدغه دیگری داشته باشد و عوامل بیرونی چنان روی وی تأثیر بگذارند که قید تولید علم را بزند. اینکه مقدار بسیاری از انرژی محقق به خاطر بروکراسی گرفته شود، بدین معنی است که ما مفهوم تولید علم و کار پژوهشی را نفهمیده‌ایم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار