
اینجا «اتاق آبی» کاخ سفید است، اتاقی به عرض وطول حدود 10 و 13 متر با روکش صندلیها، پردهها، فرشهای آبی که مهمان اغلب ملاقاتهای دو جانبه اوباما است. جایی که اوباما بیشتر اوقات قبل از کنفرانسهای مطبوعاتی یادداشتها را مرور میکند، قبل از جلسات پروندهها را میبیند و گزارشهای را مطالعه میکند و بیشتر وقتها هم همین جا با مشاورینش جلسه میگذارد. رئیس جمهور 47ساله آمریکا آخر سال شلوغی را در اتاق آبی پشتسر گذاشت،چون که مشاورینش اغلب او را در همین اتاق ملاقات میکردند، خبرهای خوبی به او ندادند. تازه وقتی هم با میشل، و در دفترش برای تعطیلات رفته بود، حادثه دیترویت او را مجبور کرد سفرش را نیمه کاره گذاشته و به واشنگتن برگردد. ظاهراً روزهای اول کار سال جدید هم برای او خیلی خوشایند نیست، هر روز یک خبر جدید، یک پرونده تازه و یک پیام تند. از صحبتهای تند دیک چنی گرفته تا گزارشهایی که درباره خرابکاریهای سیا، مسائل افغانستان، یمن و جوابهای تلخی که دو روز قبل جورج میشل از قول نتانیاهو برای او فرستاد، هیچ کدام برای مرد جوان کاخ سفید پیامهای خوبی ندارد. اما یک بحث دیگر بیشتر از همه چیز او را ناراحت کرده، گزارشهای پی در پی و پشت سر همی که اسراییلیها، جمهوریخواهان، دستگاههای اطلاعاتی آمریکا و حتی دستگاههای اطلاعاتی اروپا و به خصوص فرانسه درباره برنامه هستهای ایران به او میفرستند.
*گزارشهایی که آزار دهندهاند
همین چند روز قبل نسخه به روز شده گزارش جامعه اطلاعاتی را به اوباما دادند که تا حد زیادی گزارش اطلاعاتی سال 2007 را تأیید میکند. گزارش 2007 تأیید کرده که ایران اواخر 2003 برنامه هستهای نظامیاش را متوقف کرده و گزارش 2010 هم این را با کمی جرح و تعدیل قبول میکند. مشاوران اوباما به او گفتهاند این با گزارشهایی که دستگاههای اطلاعاتی اسراییل و فرانسه میدهند تناقض دارد چون اسراییلیها میگویند ایران فقط چند ماه یا حداکثر یک سال فاصله دارد که به سلاح هستهای برسد و فرانسویها هم این را تا حد زیادی تأیید میکنند. اینها اوباما را که چند ماه است میخواهد هر جوری شده با ایرانیها مصالحه هستهای کند به شدت ناراحت کرده و او در طول چند هفته قبل و بعد از کریسمس چند بار با مشاورینش جلسه گذاشته، ولی آنها حرفهای مختلفی به او میزنند و این تناقضها بیشتر از همه چیز او را آزار میدهد.
چند هفته قبل کار به جایی رسید که او به هیلاری کلینتون گفت: با بعضی کارشناسان مسائل ایران در وزارت خارجه جلسه بگذارد. او هم همین کار را کرد، ولی گزارشهایی که از این جلسه به اوباما رسید همان چیزهای قبلی بود با این تفاوت که در این جلسه شلوغیهای ایران هم مد نظر قرار گرفته بود.
خلاصه جلسه این بود که کاخ سفید باید برای فشار بر ایران کسانی را که در حوادث روز عاشورا دست داشتند وارد لیست تحریمهایش کند. طبق صورتجلسهای که خانم کلینتون به اوباما ارائه کرده، کارشناسان آمریکایی پیشنهاد کردند که کاخ سفید سعی کند با دولت ایران به مصالحه هستهای برسد ولی اولاً جنبش سبز و درخواستهای آن باید بخشی از مصالحه باشد و دوماً به اوباما توصیه شده که حمایتهایش را از جنبش سبز و چهرههایی مثل کروبی علنیتر ابراز کند.
این فقط یکی از گزارشهایی است که اینروزها به دست اوباما میرسد. چند روز قبل بین خلاصههای روزانههایی که کاخ سفید از مطبوعات برای اوباما تهیه میکند، دیدگاههای «جان کول» اسلامشناس و ایرانشناس آمریکایی درباره ایران نظر اوباما را به خود جلب کرد. او در یادداشت خود نوشته بود: دولت اوباما باید وارد معامله با دولت ایران شود ... ما میتوانیم با دولت فعلی درباره مسائل دوجانبه وارد مصالحه شویم ولی اگر این دولت دوام هم نیاورد، با دولت بعدی معامله میکنیم.
کسانی که طی چند روز اخیر با اوباما ملاقات کردهاند میگویند اوباما خیلی تحت تأثیر این دیدگاه جان کول قرار گرفته و ظاهراً مقاله جان کول بیان منطقی افکاری است که اوباما مدتها نمیدانست چطور آنها را به زبان بیاورد. بعضی مطبوعات آمریکایی چند روز قبل نوشتند ظاهراً اصلاً آقای اوباما یادش رفته که تا آخر دسامبر برای رسیدن به توافق به ایرانیها ضربالاجل داده است. صحبتهای هفته قبل خانم کلینتون که گفت «ما از اصطلاح ضربالاجل استفاده نکردهایم» نشان میدهد که صحبتهای مطبوعات آمریکایی درباره اوباما خیلی هم بیراه نیست.
این فقط بخشی از گزارشها، حوادث و سناریوهایی است که اوباما در روزها و هفتههای اخیر با آنها روبهرو است. جدا از پیغام و پسغامهایی که اسراییلیها و جمهوریخواهان برای او میفرستند و تهدید هستهای ایران را به او گوشزد میکنند، چندی قبل اطلاعات فرانسه گزارشی برای او فرستاد که ظاهراً عکسهای ماهوارهای مؤسسه علوم و امنیت بینالمللی واشنگتن هم آن را تأیید میکند. منابع اطلاعاتی فرانسه در این گزارش به تصاویر ماهوارهای اشاره کردهاند که نشان میدهد ایران مدتی قبل پدافندهای ضد موشک خود را برای مقابله با حمله اسراییل در نیروگاههای خود مستقر کرده است.
منابع اطلاعاتی فرانسه میگویند استقرار پدافند ضد هستهای برای آماده شدن در مقابل اسراییل نیست بلکه ایرانیها میخواهند با این کار ذهنها را از تأسیسات هستهای اعلام نشده خودشان منحرف کنند. این گزارش اطلاعاتی فرانسه ظاهراً با یافتههای مؤسسه علوم و امنیت بینالملل واشنگتن هم مطابقت دارد و البته اسراییلیها نیز همیشه چنین گزارشهایی را تأیید میکنند. وقتی نامههای روزانهای را که یهودیان عضو ایپک برای اوباما میفرستند به فهرست فشارهایی که رئیسجمهور آمریکا با آنها روبهروست، اضافه کنیم، احتمالا به نتایج غیرقابل پیشبینی خواهیم رسید. اوباما طی ماهها و هفتههای اخیر از یک طرف شدیداً به دنبال این است که با دولت ایران به یک مصالحه هستهای برسد و از طرف دیگر زیر فشار دو گروهی قرار گرفته که لااقل فعلاً در اینکه اوباما را از مصالحه با ایران منع کنند، هم داستانند. یک گروه لابی پر سر و صدا و البته پر زور اسراییلی است که دست به دست جمهوریخواهان داده و اوباما را از مصالحه با ایران منع میکنند و در بهترین حالت تحریمهای اقتصادی و در بدترین شکل حمله نظامی را پیش میکشند. گروه دوم بخشی از کارشناسان ایرانشناس اتاقهای فکر آمریکا هستند که آشوبهای داخلی ایران زمینه مناسبی برای بروز و ظهور نظراتشان فراهم کرده و با لابیهای ایرانی داخل آمریکا مثل شورای ملی ایرانیان آمریکا (نیاک) هم روابط خوبی دارند. اینها پشت سر هم به اوباما میگویند که باید حمایتهایش را از جنبش سبز علنی و از مصالحه با دولت ایران کنار بگیرد.
*نسخه به روز شده تخلیه هستهای
چند هفته قبل در کشاکش این بحثها که واقعاً اوباما را خسته کرده چند نفر از افراد گروه اول در آمریکا به ملاقات اوباما رفتند. یکی از این افراد نسخهای از طرح «تخلیه مغزهای هستهای» را دست داشتند که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) آن را سال 2005 برای تعویق یا صدمه زدن به برنامه هستهای ایران طراحی کرد و روزنامه آمریکایی واشنگتن تایمز نیز مدتها بعد آن را فاش کرد. براساس این طرح، کاخ سفید در دوره بوش به سیا اجازه داده بود برنامهای تهیه کند تا مقامهای کلیدی که در برنامه هستهای ایران نقش دارند، فرار کنند. این برنامه سیا نتایج بسیار اندکی داشت به طوری که مقامهای سیا در سالهای آخر دوران بوش نسخه جدیدتر آن یعنی ربودن افراد کلیدی مرتبط با برنامه هستهای را اجرا کردند ولی خیلی زود آمریکاییها به این نتیجه رسیدند که این نسخه هم با محدودیتهای خاص خود روبهرو است. اسراییلیها برای اوباما طرحی جایگزین داشتند که این بار نه توسط سیا که توسط موساد اجرا میشد:« هدفگیری مغزهای هستهای ایران.»
منابع اطلاعاتی اسراییلی میگویند در شرایطی که واشنگتن به هیچ وجه آماده نیست برای حمله به تأسیسات هستهای ایران به تلآویو کمک کند و از طرف دیگر اوباما به شدت سعی میکند به هر نحوی شده با تهران به توافق هستهای دست پیدا کند، تل آویو نیز گزینههای جایگزین را میآزماید. یک راهحل که اخیراً در مؤسسه مطالعات امنیت ملی تل آویو به بحث گذاشته شده، اعزام یک گروه ویژه برای تخریب تأسیسات هستهای ایران است. البته یفتا شاخیر، پژوهشگر ارشد این مؤسسه اجرای چنین گزینهای را منتفی میداند زیرا علاوه بر هزینه بر بودن ریسک امنیتی بالایی دارد.
در فقدان این گزینهها، تل آویو معتقد است هدفگیری چهرههای کلیدی هستهای ایران یک راه حل مناسب است که لااقل به صورت مقطعی پاسخگوی نیازها خواهد بود، به خصوص در شرایط کنونی که ایران با آشوبهای داخلی دست و پنجه نرم میکند و امکان نفوذ و انجام عملیات پوششی بیش از هر موقع دیگری فراهم است.
این همان سناریویی است که روزنامه دیلی تلگراف اواخر فوریه 2009 نیز آن را فاش کرد. به نوشته این روزنامه، منابع اطلاعاتی آمریکا گفتهاند اسراییل به جای حمله نظامی مستقیم از خرابکاری، جاسوسهای دوجانبه و شرکتهای پیشرو برای متوقف کردن برنامه هستهای ایران استفاده میکند.
روابها یک تحلیلگر بلندپایه کمپانی استفور که یک شرکت جاسوسی حقوقی در آمریکا محسوب میشود میگوید: استراتژی اسراییل کنار انداختن افراد است. او میگوید: عملیات های پیوسته اسراییل با کمک آمریکا از بین بردن سرمایههای انسانی کلیدی و خرابکاری در زنجیره هستهای ایران است.