روز کریسمس امسال برای آمریکا و مردم جهان صرفاً معنای آغاز سال نوی میلادی نداشت، رسانههای غربی به سرعت با انتشار اخباری که حاکی از یک حادثه تروریستی ناکام بود فضای تعطیلات سال نو را به شدت امنیتی کردند. جوان 23 ساله نیجریهای که گفته میشد تحت آموزش القاعده مستقر در یمن قرار گرفته، از لایههای محافظتی گذشته و مواد انفجاری متصل به خود را وارد هواپیما کرده بود و تنها به علت مقاومت مسافران موفق به عملیات انتحاری نشده بود. این اقدام ناکام به سرعت بهانهای شد تا موج اسلام هراسی دیگری در آمریکا به راه بیفتد. این موج با انتشار اخبار دیگری تقویت شد. دستور نصب اسکنرهایی در مبادی ورودی فرودگاههای آمریکا و اروپا قرار است این اسکنرها با نمایش تصویر برهنه مسافران مأموران فرودگاه را در یافتن تروریستهای مسافرنما کمک کنند. همزمان اعلام شد که آمریکا و کشورهای اروپا مقررات سختگیرانهتری برای تفتیش بدنی مسافران 14 کشور جهان که عمدتاً اسلامی هستند در نظر میگیرند. این موج خبری با گره خوردن به یک حادثه مشکوک دیگر یعنی حمله یک نفوذی القاعده به مقر سیا در استان خوست افغانستان و کشته شدن 7 مأمور سیا در آنجا تلاش کرد اقدامات امنیتی سختگیرانه را ضروری نشان داده و در عین حال به آن سمت و سوی اسلام هراسانه داده شود. اوباما هم که پس از حادثه دیترویت تعطیلاتش را در هاوایی رها کرده و به واشنگتن برگشته بود تا با مشاوران امنیتی خود جلسهای ترتیب دهد، ژستی شبیه سلف خودبوش البته کمی متواضعانهتر گرفت و با اعلام ضعف در دستگاه اطلاعاتی کشور و پذیرش مسؤولیت کلی آن، دستور بازنگری در ترتیبات امنیتی داد. بسیاری معتقدند که هدف از به راه انداختن این موج اسلام هراسانه توجیه اقدامات اوباما در اعزام 300هزار نیروی بیشتر به افغانستان و دخالت در بحران یمن و توانایی جذب افکار عمومی جهان برای هرگونه مانور بیشتر در نقاط بحران خیز جهان اسلام است. به ویژه آنکه زمزمههای بدقولی اوباما در تحقق وعدههای مربوط به تغییرات صلحآمیزش در ماههای اخیر شدت گرفته بود. بنابراین منطق شبیهسازی 11 سپتامبر البته در سطح مینیاتوری میتوانست از این شدت بکاهد. با این وجود در روزهای اخیر این موج تبلیغاتی شکل ضد تبلیغات به خود گرفت.
اگرچه صحنههای رعبآمیز 11 سپتامبر برای آمریکاییها فراموش ناشدنی است اما پرسشهای مربوط به آنکه قرائت جریان اصلی رسانههای غربی را از این حادثه زیر سؤال میبرند تمام ناشدنی به نظر میرسند. اکنون اوبامای خندان و منتقد بوش نیز تکنیکهای او برای بسیج افکار عمومی را به شکلی تلطیف شدهتر اجرا میکند.
اگر بوش به واسطه مبارزه با تروریسم اسلامی دستور غیرقانونی شنود مکالمات تلفنی و الکترونیک مردم آمریکا را صادر کرد تا سخنان خصوصی آنها فاش شوند اکنون اوباما دستور نصب اسکنرهایی را داده است که لباس از تن این مردم و ملتهای اروپایی و هر کسی که به این کشورها وارد میشود در میآورد.
شاید همین موج ضد تبلیغات بود که سبب شد دستگاه نظرسنجیسازی آمریکاییها به کار بیفتد و اعلام کند که از چهار آمریکایی سه نفر نصب این دستگاه را ضروری میدانند.(نظر نسبی مشترک روزنامه یو اس یودی، مؤسسه گالوپ) اما شواهد چیز دیگری میگویند. روز گذشته عدهای در فرودگاه ملی آلمان به شکلی شاید وقیحانه به وقاحت نهفته در پس نصب اسکنرها اعتراض کردند. آنها برهنه شدند و با تجمع در برخی فرودگاههای این کشور اعلام کردند نمیخواهد ما را برهنه کنید ما خود برهنه هستیم. اما در آمریکا بحثهای زیادی راجع به مضار اسکنرها در جریان است. از مضار تشعشعات این نوع اسکنرها برای زنان و کودکان و بعضی از بیماران گرفته تا انتقاد از صفهایی که در انتظار اسکنرها طولانی میشوند و سرانجام نقض حریم خصوصی افرادی که به هرصورت حق دارند اسرار بدن خود را بپوشانند. عدهای نیز براساس اصل برائت معتقدند که نصب چنین دستگاهی منجر به بد رفتاری با همه مسافرانی میشود که به طور بالقوه تروریست انگاشته می شوند. رصد این موج ضد تبلیغاتی نشان میدهد که مدیران پشت پرده پروژه اسلامهراسی گرفتار امواجی خود ساخته شدهاند.