
حسین اصغری - بی تردید هر حرکت و جنبشی که با هدف اصلاحات مادی یا معنوی یا هر هدف دیگری آغاز میشود، تأثیرات و پیامدهای اندک یا فراوانی بر اوضاع و شرایط اجتماعی میگذارد. در این میان تفاوتی میان حرکتهای ایجاد شده با اغراض شخصی یا گروهی و جنبشهای الهی نیست، آنچه این دو را متمایز میکند، ماندگاری هر حرکت است، حرکتهای اجتماعی با اغراض غیر الهی، معمولا ماندگاری کمتری دارند اما حرکتهایی که با اهداف الهی ماندگاری بیشتری داشته و گاه تاثیرات جاودان بر جا نهادهاند، واقعه عاشورا نیز، در درون خود، تاثیراتی در جامعه آن روز خود بر جا نهاد که تاکنون نیز ادامه داشته است، آنچه میخوانید حاصل نگاهی کوتاه به این تاثیرات فراوان است. 1- خود آگاهی مسلمین اولین تاثیرات اجتماعی واقعه عاشورا را باید «خود آگاهی مسلمین» دانست، اگر بعد از رحلت رسول اکرم (ص)، جامعه اسلامی با انحرافاتی مواجه شد که گسترش این انحرافات به حاکمیت شخصی همچون یزید انجامید، این انحرافات به میزانی بود که در بیعت با یزید، بسیاری از مخالفان حتی جرأت بیان خود را نیافتند و ترس از نام و نان برای خواص جامعه، بیعت یا حداقل سکوت در مقابل این ظلم آشکار را در پی داشت، عموم جامعه نیز، عوامانه چشم به بزرگان خود دوخته بودند، تنهایی فراوان خاندان بنی هاشم (ع) در قیام عاشورا نمونه از این ترس و سکوت بود، اما بعد از این واقعه، موجی از میان مردمان برخاست که نخبگان را به فریاد واداشت و عموم را، این بار هوشیارانه، به قیامهای اجتماعی وادار کرد. این حرکتهای اجتماعی از اولین ساعات اسارت آغاز شد و تا مرگ یزید بن معاویه، لحظهای آرام نیافت، ابن خلدون در این باره میگوید: «موجی از تنفر علیه دستگاه حکومتی و عاملان آنها ایجاد شد و شیعیان به خود آمدند و از این که فرزند پیامبر خدا صلیالله علیه و آله را یاری نکرده بودند، به شدت پشیمان شدند و به تدریج موج بیداری سراسر جامعه اسلامی را فرا گرفت و زمینه نهضت توّابین، قیام حرّه و سایر قیامها فراهم شد.» استاد شهید مرتضی مطهری نیز درباره این تاثیر اجتماعی میگوید: «امویها شخصیت ملت مسلمان را له کرده و کوبیده بودند و دیگر کسی از آن احساسهای اسلامی در خودش نمیدید. اما همین کوفه بعد از مدت سه سال انقلاب کرد و پنج هزار توّاب از همین کوفه پیدا شد و سر قبر حسین بن علی (ع) رفتند و در آن جا عزاداری کردند و به درگاه الهی از تقصیری که کرده بودند توبه کردند و گفتند: ما تا انتقام خون حسین بن علی (ع) را نگیریم از پای نمینشینیم و عمل کردند و قتله کربلا را همینها کشتند و شروع این نهضت از همان عصر عاشورا و از روز دوازدهم محرم بود. چه کسى این کار را کرد؟ حسین بنعلى. شخصیت دادن به یک ملت به این است که به آنها عشق و ایدهآل داده شود و اگر عشقها و ایدهآلهایى دارند که رویش را غبار گرفته است، آن گرد و غبار را زدود و دومرتبه آن را زنده کرد. »
2- احیای اسلام ناب و معرفی گروه باطل قیام کربلا، نه تنها، شروع حرکتهای اجتماعی در جامعه مرده اسلامی بود، بلکه توانست با تفکیک میان گروه حق و باطل، حرکتهای اجتماعی را به صورت «هدفمند» به تلاش برای استقرار حکومت اسلامی، به معنای حکومت نبوی هدایت کند، امام حسین(ع) نیز در مقدمات آغازین قیام خود، هدف خود را «احیای حکومت نبوی و علوی» و «امر به معروف و نهی از منکر» اعلام کرد و در میان جامعه مسلمین، خطبه میخواند که «آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل دوری نمیگردد؟» ایشان حتی ساعاتی قبل از شهادت نیز به تفکیک میان حکومت دینی و حکومت «به ظاهر دینی» میپردازد، «هان ای مردم، به سخنم گوش کنید و در پیکارم تعجیل ننمایید تا حق اندرز شما که بر من است ادا کرده، عذر آمدن خود را بیان کنم. . . به درستی که ولی من خدایی است که قرآن را نازل و صالحان را سرپرستی میکند... اگر در آنچه میگویم حق است، تصدیقم میکنید و اگر باور ندارید از کسانی که میدانید بپرسید. از جابر بن عبدالله انصاری، ابوسعید خدری، سهل بن سعد ساعدی، زید بن ارقم، انس بن مالک بپرسید»، مسؤولیت ادامه این روشنگری، با شهادت حضرت و خاندان او (ع)، بر دوش به ظاهر اسیرانی قرار گرفت که پایههای حکومت اموی را متزلزل ساختند، استاد مطهری در این باره نیز میگویند: «بعد از شهادت اباعبداللَّه علیهالسلام اهل بیت بزرگوار آن حضرت، از بعد از روز عاشورا، از همان روز یازدهم و حداقل از روز دوازدهم به عنوان یک گروه امر به معروف و نهى از منکر درآمدند و تا پایان این ماجرا هر جا که بودند امر به معروف و نهى از منکر کردند. آنها هرگز به صورت یک جمعیت شکست خورده درنیامدند. . . نه، آنها دنبال همان هدف حسینى بودند. . . . . تا آخرین لحظه تبلیغ کردند، نهی از منکر و امر به معروف کردند، دعوت به اسلام کردند. محبت و بلکه معرفت على (ع) و اهل بیت پیغمبر اساساً در همه شام وجود نداشت؛ یعنى کسى آنها را نمىشناخت، و اگر هم مىشناختند به صورتهاى بسیار زشتى مىشناختند. ولى ببینید اهل بیت پیغمبر چه کردند؟!» کمترین تاثیر این حرکتهای «جامعه ساز» این بود که مردم جامعه، میان آنچه به عنوان دین توسط بنی امیه انجام میشود و آنچه در دین ناب محمدی (ص) وجود دارد تفاوت قائل شدند و هر کجا اختلافی در این دو یافتند، به نقد حکومت پرداختند.
3- تشکیل انسجام اجتماعی با محوریت دین وجود دشمن مشترک، بالا بردن سطح آگاهی عمومی و گسترش دین باوری، همواره به عنوان یکی از مهمترین محورهای ایجاد و تداوم انسجام اجتماعی شمرده میشود، اعمال زور و قدرت نیز اگر چه در کوتاه مدت میتواند عامل انسجام اجتماعی باشد، اما در میان مدت، خود یکی از عوامل گسیختگی در اجتماع است، بنابر این اگر عنصر یا عناصری به عنوان محور انسجام اجتماعی معرفی میشوند که تاثیرات بلندمدت مطلوبی بر جامعه داشته باشند، قیام عاشورا توانست با بالابردن سطح آگاهی عمومی، با معرفی اسلام ناب محمدی (ع)، دین باوری در جامعه را گسترش دهد و با معرفی یزید، به عنوان دشمن مشترک این جامعه الهی، انسجام اجتماعی را با محوریت قراردادن اسلام اصیل ایجاد و تقویت نماید، محوریت این انسجام، در دهههای نخستین بعد از این حرکت، در قالب قیامهای خونین توابین و فخ شکل گرفت ولی در قرنهای بعد و تاکنون، در قالب عزاداریها هویت یافت، این انسجام اجتماعی، نه تنها در میان شیعیان یافت میشود، بلکه اهل سنت و پیروان دیگر ادیان الهی نیز فراوان دیده میشود، تاثیرگذاری حرکت عاشورا در ایجاد انسجام در جوامع، به میزانی است که تقریبا تمامی قیامهای اسلامی از بعد از این واقعه، تحت تاثیر این واقعه قرار داشته است و کمتر قیامی را میتوان یافت که به حقیقت یا مجاز، خود را وامدار این قیام نخواند، حتی برخی از گروههای مارکسیستی نیز تلاش کردند با این محور، اتحادی میان خود و جامعه مسلمین ایجاد کنند و از این هدف متعالی برای گسترش اهداف گروهی استفاده کنند.
4- احیای فرهنگ نظارت همگانی اگر چه بعد از رحلت رسول اکرم (ص)، در عنصر هدایتگر جامعه، انحراف به وجود آمد ولی توجه به امر بهمعروف و نهی از منکر، در همین جامعه نیز به روشنی وجود داشت اما با حرکت جامعه به سوی زراندوزی و قدرت طلبی، این عنصر تاثیرگذار اجتماعی به فراموشی سپرده شد و حتی کسانی مانند ابوذر نیز به جرم انجام این واجب شرعی، به تبعیدگاه رفتند، جامعه اسلامی به مرور این عنصر به فراموشی سپرد و حاکمان جور نیز با استفاده ابزاری از این ارزش دینی پرداختند تا پایههای حکومت خویش را تقویت نمایند ولی امام حسین(ع) توانست با حرکت خود این فرهنگ را احیا نماید، استاد مطهری در مورد این ویژگی امام حسین (ع) نیز میفرماید: «عامل سوم- که این را هم مثل دو عامل دیگر، تاریخ بیان مىکند- عامل امر به معروف و نهى از منکر بود که از روز اولى که امام حسین (ع) از مدینه حرکت کرد، با این شعار حرکت کرد. . . مسأله این بود که دنیاى اسلام را منکرات فراگرفته است؛ من به حکم وظیفه دینى، به حکم مسؤولیت شرعى و الهى خود قیام مىکنم. . . عنصر امر به معروف و نهى از منکر به نهضت حسینى ارزش داد، امّا حسین هم به امر به معروف و نهى از منکر ارزش داد. امر به معروف و نهى از منکر، نهضت حسینى را بالا برد ولى حسین (ع) این اصل را به نحوى اجرا کرد که شأن این اصل بالا رفت؛ یک تاج افتخار به سر اصل امر به معروف و نهى از منکر نهاد. خیلیها مىگویند امر به معروف و نهى از منکر مىکنیم. حسین هم اول مثل دیگران فقط یک کلمه حرف زد، گفت: «اریدُ انْ امُرَ بِالْمَعْروفِ وَ انْهى عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اسیرَ بِسیَرةِ جَدّى وَ ابى.»در مورد حسین بن على بحق مىشود گفت که به اصل امر به معروف و نهى از منکر ارزش و اعتبار داد؛ آبرو داد به این اصلى که آبروى مسلمین است.
5- افزایش جایگاه شیعه با وقایع بعد از شهادت امام علی و امام حسن (ع)، شیعه در جایگاه ضعیف شدهای قرار گرفته بود، عدم انسجام میان شیعیان، بیش از هر چیز، به علت عدم توجه به محور امامت، به عنوان اصلیترین محور وحدت بود، پروفسور براوون در این زمینه میگوید: «گروه شیعه یا طرفداران علی علیهالسلام به قدر کافی هیجان و از خود گذشتگی نداشتند، اما پس از رخداد عاشورا کار دگرگون شد، تذکار زمین کربلا که به خون فرزند پیامبر آغشته بود و یادآوری عطش سخت وی و پیکرهای نزدیکانش که در اطراف او روی زمین ریخته بودند کافی بود که عواطف سستترین مردم را به هیجان درآورد و روحها را غمگین کند، چنان که نسبت به رنج و خطر حتی مرگ بی اعتنا شوند.»پس از قیام عاشورا، بسیاری از جنبشهای اجتماعی با شعار «الرضا من آل محمد» آغاز شد تا محور قرار گرفتن امام را یادآور شود، بعد از این واقعه بود که شیعه هیچگاه از مبارزان با حاکمان جور بازنایستاد و شیعیان همیشه به عنوان عناصری انقلابی شناخته شدند. آنچه در این مقاله، به عنوان تاثیرات اجتماعی قیام عاشورا، ارائه شده است، صرفا اشاره به برخی از این آثار است که به گمان نگارنده بیشترین تاثیرات را داشته است، روشن است که به این مجموعه میتوان موارد بسیاری را افزود که در این نوشته کوتاه نمیتوان به آن پرداخت، زنده کردن ارزشهای دینی مانند شهادتطلبی و تاکید بر ولایت به عنوان مرجع هدایت اجتماعی برخی دیگر از این آثار میتواند باشد، اما آنچه در این میان مهم است توجه به این نکته است که قیام عاشورا توانست نمادی از حرکتهای اجتماعی اصلاحطلبانه باشد، این حرکت ماندگار ثابت کرد که اصول یک جنبش اجتماعی مطلوب چیست و هر جامعهای برای حرکت به سمت سعادت نیازمند توجه و تاکید بر چه عناصری است.