با فرونشستن غبارها و کنار رفتن حجابها از حوادث اخیر، ابعاد فتنه و ماهیتش برای عموم بویژه خواص دیرباور روشن و وضوح بیشتری یافته است. ماجرای این فتنه گرچه پیچیده بود اما رصد گفتهها و ناگفتههای پیدا و پنهان سران آن، خطوط کلی تحرکاتشان را به خوبی نمایان میساخت. خط اصلی و دقیق این فتنه را از یک نگاه متفاوت میتوان یک «سنگرسازی» و یک «عادی سازی» در عمق دل نیروهای انقلاب ارزیابی کرد. وقتی اظهاراتی ساختارشکن و دشمنپسند بیان و اصول اولیه انقلاب شکسته شد و نخبگان سکوت کردند، فتنهگران چند گامی سنگر خود را به جلو راندند، زمانی که شعار علیه ولی فقیه ابراز شد، عدم موضعگیری نخبگان آنان را چند قدم به جلوتر راند تا اینکه کار به ضدیت با اصل ولایت فقیه و سرانجام حوادث عاشورا انجامید. این سنگرسازی و عادی سازی هنجار شکنی، قرین و همنشین با شکستن قبح بسیاری از ارزشهای مسلط، هنجارها و اصولی شد که 30 سال مجاهدت، شهادت و مرارت انبانش بود. این شکستنها و زخمزدنها تنها برای به پیشراندن مواضع و اهداف فتنهگران بود؛ مواضعی که سران فتنه با عدم شفافسازی مواضع خود آن را تعمیق بخشیدند و برخی نخبگان با سکوت خود آن را. دراین میان اما خروش، غیرت و بهنگامیعملی ملت در 9 دی ماه سند ماندگاری شد ازتبلور بصیرت وآمادگی برای فداکاری. در این میان گرچه برخی از خواص دیر باور نیز سرانجام به میدان آمده و با ملت همگام و همنوا شدند، اما خاطره سکوت آنها گلایههای به حقی را هنوز برجای گذاشته است. گلایههایی که بیگمان میتواند با جبران خطاها وجان دادگی به پیام ملت و ولایت اندکی ازآن آزردگیها را بکاهد. آغاز این جبران اما از همان 9 دی ماه میتواند رقم بخورد. چرا که اینک نخبگان ونیروهای انقلاب به وضوح از ملت دریافته اند که باید «فرزندان زمانه خود باشند». اینان اینک باوردارند که نباید اجازه داد که کسی وارد حریم اعتقادات ملت شده و اصولشان را به سخره و بازی بگیرد. در حقیقت میتوان گفت که حماسه ماندگار9 دی ماه یک «فرجام» و یک «آغازی دیگر» بود. «فرجام» اما برای دو طیف است. از یک سو برای جریان فتنه که عاقبت خویشتن را در آینه ملت نگریسته و از«خیالواره»های خود دست کشیده و از مسیر قهر ملت دوری گزینند. ملتی که در 9 دی ماه چه زیبا «شناخت» را به منصه ظهور رسانیده و سره را از ناسره تشخیص دادند و چه مقتدرانه در برابر دست اندازی به مرام و اصول خود چشمها را به خیل جمعیت خود خیره ساختند. این ملت کنه تحرکات و آشوبهای اخیر فتنهگران را دریافتند و باور داشتند که «اینان در طلب حقی هستند که خود آن را ترک کردهاند و خواهان خونی که خود آن را ریختهاند.»اما سوی دیگر این فرجام برخی خواص را نشانه رفته است. خواصی که گرد «کلام واره» ها بیتوته کرده و همین پناه گرفتن پشت کلامهای نگفته و گفته شده آفت نخبگی آنان شد و مسؤول تمامی خلطها و اشتباهاتشان. چهره دیگر گفته شده اما «آغازی» دیگر است.آغاز شنیدن صدای واقعی ملت، دل سپردن به نوا و نغمه واحد آنها. ملتی که گرچه معضلات و مشکلاتی دارد و گلهمند از شتاب نگرفتن از تدبیر لازم برای حل آنها، اما در هر حالتی قداست کانونهای ارزشی، هنجاری و معرفتی و ساخت جامعه خود را محفوظ داشته و اجازه هجمههای شالودهشکن و براندازانه را نمیدهد. این ملت درانتخابهای خود و در دفاع از هویت دینی – انقلابی خود به چهرهها نمینگرد و رختش را در تشت بیگانه نمیشوید، بنا را بر لجاجت سیاسی و حب نفس نمیگذارد. برای او دفاع از آنچه که ساخته و به پایش قربانیها داده از جلوس بر بسیاری از پستها آرامشبخشتر است. این آموزههای نمایان شده ملت و سپس همراهی نخبگان آغاز راهی دیگر است.آغاز به هم پیوستن دستهای جدا شده و شکلگیری حلقههای دوستی برای صیانت یادگار آن پیر فرزانه و این مراد امروز نسل جوان. آغاز گردهمایی یاران انقلاب با نگاهی توام با بصیرت و حفظ سرمایههای اجتماعی و نخبگانی به سلامت بیرون آمده از موج فتنهها. آغاز سینه گشادن بر روی دوستان نادم و یاران نام آشنا.ملت اینک منتظر کامل شدن حلقه یاران انقلابی است که هم اکنون فتنه را بیش از پیش لمس و باور دارند.پس اینک وظیفه این یاران انقلابی است که :1- دست در دست همدیگر دگر باره با بصیرت کامل وحتی حفظ شئون انتقادی و دیدگاه خود حریم ملت، مملکت و ولایت را پاس بدارند.2- با اتکا به خواست ملت و فریاد آنان، به گرهگشایی فکری – تبیینی در خصوص ابعاد فتنه پرداخته و فتنهانگیزیها را به تیغ رصد و آگاهسازی پاسخ دهند.3- با تکیه برحرکت و حماسه 9 دیماه اتمام حجت ملت را در دستور کار خود قرار داده به وظایف شئونی و کارکردی خود در این زمینه بپردازند.4- حماسه 9 دی ملت را پیوند عمیق ملت و حاکمیت دانسته و باور داشته باشند واقعیت فریادهای ملت است، اینان اگرچه مشکل نیز داشته باشند اما بصیرتشان مانع از بهرهبرداری تقاضاهایشان توسط دشمنان و افراد فرصتطلب است.5- باور داشته باشند که پناه گرفتن پشت کلاموارهها برای عدم موضعگیری و شفافیت با ابتکار مردمی و حضور در صحنه ملت پاسخ داده خواهد شد. مردم برای پاسداری از اصولشان به نخبگان موقعیتگرا و مصلحتاندیش بیجا دلخوش نکرده و فارغ از اقتضائات پراگماتیستی و با منطق به وظایف خود عمل خواهد کرد.و نکته آخر اینکه وقتی خداوند به سبب اتحاد و وحدت، لباس کرامت بر تن دوستان و یاران انقلاب کرده شایسته نیست که اینان با اما و اگرها که آفت «عمل» است،این جامه را از تن خود برون آورده و این برکت را از کف بدهند. تاریخ گواه بزرگی بر این مدعاست. هنوز این بانگ تاریخ به گوش میرسد که دستان جدای از هم جایی برای سیادت و سروری ملتها باقی نمیگذارد. بیشک «بالا بردن آستانه نقد و تحمل» و «عزم جدی برای ادامه راه ملت» از ضروریترین عناصر برای این مهم است.