
حکایت تنازع بقا در قرن بیست و یکم، همان حکایت پیش از تاریخ است. بازارچههای مرزی و ورود کالاهای معروف به ته لنجی به داخل ایران در تبعیت از قانون تنازع بقاء نان ساکنان مناطق مرزی و حاشیهای را به قیمت تعطیلی کارخانهها و ورشکستگی کارگران شاغل در آنها تامین کرده است.
این در زمانی است که کارفرمایان صنعت نساجی اعلام می کنند بیش از 30 درصد نیروی کار صنعت نساجی خود را در نیمه نخست امسال تعدیل (بخوانید اخراج) کرده اند.
آنها می گویند وقتی کارفرمایان نساجی که از نظر اقتصادی در مرتبههای بالاتر از کارگران خود هستند دچار نافرجامی اقتصادی شدهاند، آیا کارگران می توانند نسبت به بهبود وضع خود امیدوار باشند؟
تعدیل نیروی برای کارگران نساجی به مرور امری عادی شده درست مانند اظهار نظرهای ناخوشایندی که کارفرمایان این صنعت در سال 85 نسبت به افزایش مزدها داشتند، معمول و هر روزه تلقی می شود.
با این همه نیمه نخست این سال برای کارگران نساجی به لحاظ سختی نسبت به سالهای گذشته متفاوت بود، آنطور که علی مروج حسینی از فعالان کارفرمایی این صنعت می گوید نیمه نخست سال 88 با تعدیل 25 تا 30 درصدی کارگران نساج سپری شده و انتظار نمی رود با تداوم وضعیت موجود، اتفاق خاصی برای برون رفت از بن بستهای فعلی لبخند را به لب فعالان این عرصه بازگرداند.
آنها می گویند شرایط کار در نیمه نخست هر سال نسبت به نیمه دوم سخت تر است اما سختی سال 88 با سالهای گذشته متفاوت بوده است. از نظر آنها واردات و قاچاق منسوجات امسال باعث زمین خوردن پتوبافان شد که خود در قیاس با گذشته امری بیسابقه محسوب میشود.
چندی پیش 50 مدیر از نزدیک به 30 کارخانه نساجی کشور زمانی در ساختمان شماره 2 وزارت صنایع و معادن واقع در خیابان شهید کلانتری حاضر شدند تا به گفته خود برای چندمین بار برای حل مشکلات عاجل خود از مسئولان این وزارتخانه کمک بخواهند.
بنا به اظهارت برخی از این مدیران، شرکتهای نساجی آرینجین، شیراز پوپلین، غنچه، منصوران، فردوس باف، بچههای ایران، فرش نگین مشهد، پاسارد، مخمل، برک، میچکا، دونای البرز، جامهگران، جامه دوز و تولیدی پارس ایران به همراه 15 شرکت نساجی دیگر با وجود وضعیت فعلی بازار، قادر به اداره امور خود نیستند و در آستانه تعطیلی قریب الوقوع قرار دارند.
آنها می گویند نساجی مدرن در ایران تقریبا قدمتی به اندازه چند قرن دارد که هم اکنون در سال هشتاد و هشتمین سال آن با مشکلات بی شماری دست و پنجه نرم می کنند.
کارشناسان صنعت نساجی اعلام می دارند از آن زمان که برای این صنعت استراتژی نوشتند سالها می گذرد، کارخانههای نساجی در شهرها و روستاها پشت سر هم ایجادشدند و آنها را توسعه دادند حتی در برخی موارد کارخانههای نساجی قبل از شهرها ایجاد شدند مانند قائم شهر که به برکت فعالیت نساجی به همین نام در گروه شهرهای ایران جای گرفت، کیفیت منسوجات ایرانی آنقدر مرغب بود که در کشوری مانند انگلستان فرماندهان نظامی لباسهایی را از جنس پارچه ایرانی بپوشند و ندانسته بگویند که این کار بافت بریتانیاست.
اکنون مدتهاست از آن دوران دیگر خبری نیست و کارخانههای نساجی دیگر شلوغی ایام جنگ را نمیبینند صنعت نساجی به دلیل بافت فرسوده تراکم نیروی انسانی و واردات و قاچاق منسوجات خارجی که همان ته لنجیهای خانمان برانداز هستند، "صنایع ورشکسته" نامیده میشود اما با این حال هنوز 280 هزاز نفر از چرخش ماشینهای نساجی نان خود را تامین می کنند.