
آقای مدیر پا روی پا انداخته، لحظهای به ساعت گرانقیمت خود نگاه میکند، یقه پیراهن خود را کمی این طرف و آن طرف میکند تا بلکه از فشار پیراهن برگردن ستبرش بکاهد. تلفن داخلی را برمیدارد و خطاب به آقای رئیس دفتر، یکی از کارکنان را فرا میخواند.
***
کارمند جوان 2 سالی هست که به مجموعه پیوسته است. مثل خیلی از آدم های عادی مجموعه از قرارداد استخدام، بیمه، مزایا و ...بیبهره است. البته آقای مدیر در بدو امر به او گفته بود که استخدام در اداره مدتهاست که متوقف مانده، بیمه هم در صورتی برقرار میشود که رضایت مجموعه حاصل شود.
حالا دو سالی است که مشغول به کار شده، در این مدت همیشه زودتر از بقیه سر کار حاضر شده و تا دیروقت با جدیت کار کرده است، حتی از مجموعه تقدیرنامه گرفته و کمکم خود را آماده میکند تا مدیر ارشد به قول خود وفا کند؛ برقراری بیمه به همین هم راضی است.
***
آقای مدیر به اقای کارمند اجازه نشستن میدهد. سکوتی آزاردهنده بر فضای اتاق حاکم شده، مدیر که تلاش میکند لحن مظلومانهای به صدای خود بدهد، سرانجام سکوت را میشکند.
همکار عزیز قبلاً هم به شما گفته بودیم که استخدام نداریم و اینکه به اینکار به چشم یک شغل دائم نگاه نکنید. البته در این دوره و زمانه مردم عقل معاش پیدا کردهاند. مطمئن هستم که شما بیکار نمیمانید. خلاصه اینکه از خدمات صادقانه شما تشکر میکنیم و امیدواریم که در زندگی موفق باشید. تقدیر این بود که در جای دیگری غیر از این مؤسسه فعالیت داشته باشید و البته از خدا بخواهید شغل مناسبی به شما اعطا کند.
***
آقای مدیر ارشد که ظاهراً مرد دوم مجموعه است اما ردپای او در بسیاری از تصمیمات مؤسسه دیده میشود، سرانجام نفس راحتی میکشد، تلفن را برمیدارد به آقای رئیس دفتر میگوید که به مسؤول کارگزینی ارتباط دهد. لختی بعد رئیس کارگزینی پشت خط است. مدیر میگوید: عضو نامطلوب از مجموعه حذف شد. انتظار ما همین است که مسائل را بدون لکنت به ما منتقل کنید. همانطور که قبلاً صحبت کردیم به جای ایشان میتوانید بگویید دخترتان از فردا کارش را شروع کند.
بهداشت محیط کار، گم شده ادارهها و مؤسسهها
یکی از شاخصهای مدیریت موفق ایجاد روحیه همدلی و همت جمعی در کارکنان برای رسیدن به اهداف مجموعه است. این موضوع البته در نزد صاحبنظران علم مدیریت یک شاقول و سنجه کاربردی در تمایز کشورهای توسعهیافته و جهان سومی محسوب میشود، چرا که هرچقدر در جوامع نخست شایستهسالاری، تخصص و کارایی فاکتور لازم برای ارتقای افراد محسوب میشود، در جوامع توسعهنیافته این پارامترها کمتر مورد توجه واقع میشود و عوامل دیگری همچون رابطه، توصیه، چاپلوسی، تخریب دیگران، زیرآبزنی و... کاربرد دارد.
با نگاهی اجمالی به وضعیت ادارات، مؤسسات و مجموعههای عمومی و حتی خصوصی کشورمان متأسفانه باید اذعان کرد که پارامترهایی لازم برای برخورداری از بهداشت محیط کار و سلامت روانی کارکنان کمتر به چشم میخورد و در عوض عوامل حاشیهساز و برخی رذیلتهای اخلاقی رواج گستردهای در محیطهای کاری پیدا کرده است.
«احمد – ح» فارغالتحصیل کارشناسی ارشد ارتباطات از جمله جوانانی است که به قول خودش چندین بار طعم تلخ زیرآبزنی را تجربه کرده است.
او میگوید: متأسفانه زیرآبزنی یکی از کاربردیترین شیوهها برای حفظ موقعیت یا ارتقا در مجموعهکاری است. این فارغالتحصیل دانشگاه به گزارشگر ما میگوید: متأسفانه بسیاری از مدیران ادارات براساس شایستگی، تخصص و تجربه صندلی مدیریت را احراز نکردهاند. بنابراین تصور میکنند که اگر در مجموعه چند نفر وفادار به خود داشته باشند که اخبار مجموعه را به آنها برساند میتوانند به مدیریت خود ادامه دهند در نتیجه ارتباط آنان با مجموعه کانالیزه میشود و عدهای سودجو و فرصتطلب که خود را از شایستگی تهی میبینند برای رشد و پیشرفت به شیوههای مذمومی همچون زیرآبزنی متوسل میشوند.
او میگوید: اگر مدیران افرادی متخصص و با تجربه باشند که پلههای موفقیت را به تدریج طی کرده باشند و به اصطلاح ره صد ساله را یک شبه طی نکرده باشند، خیلی از مشکلات کنونی به خودی خود از میان میرود اما افسوس که مدیریت شیرین است و بعضیها برای رسیدن به آن به هر کاری تن میدهند.
عیب از ساختار اجتماعی است
در این میان برخی کارشناسان و صاحبنظران اصرار دارند که برخی آسیبهای کاری را در یک افق گستردهتر مورد واکاوی قرار دهند. آنها میگویند مشکلات و دشواریهای کاری به علت معایبی است که در سطح گستردهتر در اجتماع وجود دارد و بروز و ظهورات آن در محیطهای دیگر از جمله محیطهای کاری دیده میشود.
دکتر مسعود غفاری، روانشناس و متخصص علوم رفتاری به گزارشگر «جوان» میگوید: زمانی که ساختار اجتماعی منطقی باشد رفتار انسانها نیز در هر سازمانی منطقی میشود. اگر در سازمانها و ادارات انتخاب و ارتقای افراد براساس تواناییها و شایستگیها باشد به عبارت دیگر هر کس در جای خود قرار بگیرد، بسیاری از مشکلات مرتفع میشود.
این روانشناس معتقد است که باید جو سازمانها را براساس رقابت سالم تنظیم کنیم، یعنی فرد براساس شایستگی، توانمندی، هنرمندی و کارآمدی موقعیتهای خود را بهبود ببخشد و رقابتهای ناسالم فردی که عاری از امتیازات لازم و بدون احراز توانمندیهای منطقی باشد از ادارات و مؤسسهها رخت بربندد.
دکتر غفاری در ادامه دیدگاههای کارشناسی خود اضافه میکند که بخشی از مشکلات به ضعف مدیران و بخش دیگری به ساختارهای اجتماعی باز میگردد.
اگر بخواهیم کار درستی انجام بگیرد باید برای هر شغل تعریف مشخصی داشته باشیم، سپس آن شغل تجزیه و تحلیل شود و در نهایت برپایه آن تجزیه و تحلیل شرح وظایف مشخص از شغل صورت بگیرد. آنگاه برپایه تجزیه و تحلیل و شرح وظایف افراد مناسب براساس پارامترهای شخصیتی و تخصصی برای کار شخص گمارده شوند. مثلاً برای برخی کارها اشخاص برونگرا مناسبند مثل تدریس، کارهای تبلیغاتی و ... برای برخی کارها به اشخاص درونگرا نیاز هست و...
این مدرس دانشگاه میگوید: افراد جامعه حتی برای حفظ موقعیت خود گاهی به زیرآبزنی رو میآورند به خاطر اینکه ایمنی شغلی کاهش یافته است و یادمان باشد مهمترین نیاز روانی انسانها نیاز به امنیت است.
امنیت جانی نخستین نیاز است و بعد امنیت مالی، امنیت خانوادگی، امنیت شغلی، امنیت اجتماعی و امنیت سیاسی که پشت سر هم میآید.
هرگاه مسأله امنیت در شخص دچار خدشه شود و فرد نگران ایمنی خود باشد آن گاه به راههایی متوسل میشود تا ضریب ایمنی خود را بالا ببرد و متأسفانه برخی افراد از راههای ناسالم برای این امر استفاده میکنند.
ریشه زیرآبزنی در سوءمدیریت
در گفتوگو با صاحب نظران و کارشناسان در حوزههای مختلف بسیاری از آنان در ریشهیابی عوامل تکثیر آسیبهای کاری بر سوء مدیریت و عدم شایستگی مدیران تأکید داشتند.
دکتر محمد زاهدی اصل، استاد برجسته گروه مددکاری دانشگاه علامه طباطبایی در این مورد به «جوان» میگوید: زیرآبزنی یک آسیب مدیریتی است که به بروکراسی حاکم در سازمانها باز میگردد و ریشه آن را باید در سیستم مدیریت جستوجو کرد. مدیران ما فضایی را ایجاد کرده و فرصتی را به غلط فراهم میکنند که کارگزارانشان به خوش خدمتی کردن رو بیاورند و این مسأله به فضاهای کاری آسیب وارد کرده و فضایی بیمارگونه را در مؤسسات و ادارهها حاکم میکند.
این استاد دانشگاه میافزاید: در چنین فضایی کارکنان یک سازمان احساس میکنند برای بقای خود و استفاده از رانتها و فرصتهایی که ممکن است برایشان فراهم شود، باید خبر چینی کنند در نتیجه یک رفتار ضد سازمانی در مقابل رفتار سالم سازمانی شکل میگیرد و ادارات را از نیل به اهداف دور میسازد.
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی میافزاید: برخی مدیران برای رسیدن به جایگاه بالاتر از کارگزاران به عنوان ابزار استفاده میکنند. در این میان افراد سست عنصر و ضعیف در معرض خطر بیشتری هستند و به ارحتی بازیچه دست مدیران میشوند. در مبحث روانشناسی اجتماعی فرد و اجتماع جدا از هم نیستند و تعامل متقابل بین آنها وجود دارد. اگر آسیبهای یاد شده در محیطهای کاری، آموزشی و ... ادامه یابد در درازمدت منجر به تخریب آن سازمان شده و در نهایت جامعه ناسالمی را خواهد ساخت؛ جامعهای که افراد برای بقای خود رفتارهای غیرانسانی و غیراسلامی انجام میدهند.