
در یکی از اتوبوسهای شرکت واحد که مملو از مسافر بود، پیرمردی ایستاده و جوانی نشسته بود. هنوز اتوبوس حرکت نکرده بود که پیرمرد شروع به صحبت کرد. نقل زندگی سیاسی- اجتماعی گذشته، همراهی با بسیاری از بزرگان و سخن گفتن از هر دری، محورهای سخنانی بود که پیرمرد بدون وقفه، آن هم با صدایی ضعیف، بریده بریده و نامفهوم همراه با کفدهان برای جوان ابراز میداشت. در چند دقیقه اول تا حدودی به احترام سن پیرمرد و بعضاً جذابیت خاطرات گذشته او، جوان بدون نگاه به لب ودهان پیرمرد به سخنانش گوش میداد، ولی پس از چندی، جوان از صندلی بلند شد و پیرمرد بلافاصله دست روی شانه او گذاشت و گفت: «نه پسرم! بفرما بنشین. من ایستاده راحتترم» و به صحبتهای آزاردهنده خود ادامه داد. جوان بعد از مدتی دوباره بلند شد و باز پیرمرد با تشکر، او را دعوت به نشستن کرد و این ماجرا چندینبار تکرار شد. سرانجام جوان بلند شد و با عصبانیت گفت: «این چه رفتاری است؟ من اصلاً به حرفهای شما کاری ندارم! من چند ایستگاه قبل میخواستم پیاده شوم که شما بارها مانع شدید و...!»
رفتار سران موسوم به سبز در چند ماه گذشته، بهویژه در حوادث 13آبان، 16 آذر و روز عاشورا نشان میدهد بین حرکت و رفتار این افراد و مطالبات و خواستهای جامعه جوان و دیندار ایرانی تفاوتهای فاحشی وجود داشته است.
آنها با اصرار و بدون توجه به بیزاری مردم از رفتارها و سخنان ساختارشکنانه جماعتی اندک و بیهویت، همواره در صدد القای تفکرات و رفتارهای غیرمنطقی خود به جامعه به خصوص در بین نسل جوان فاقد خاطره از انقلاب و امام (ره) بودند و انتظار داشتند با سپری شدن زمان، مردم نیز بدون بررسی رفتار آنها، آنی را انجام دهند که سران فتنه خواهان آن بودند. این در حالی است که مردم خداجو و ولایتمدار ایران اسلامی بارها انزجار خویش از چنین رفتارهایی - که متعارض با آموزههای دینی و اندیشهها و آرمانهای امام راحل است- را ابراز داشتهاند و راهپیماییهای بینظیر مردمی پس از حادثه سخیف فتنهگران در روز عاشورا مصداق بارز آن است. در میان رفتارهای ساختارشکنانه بروز یافته سران فتنه در گام اول، آنکه بیش از همه تعجب اصحاب سیاست و نخبگان جامعه را برمیانگیخت، رفتار کسی بود که در روزگاری نهچندان دور بر یکی از صندلیهای مسؤولیت این کشور تکیه زده بود و از انقلاب و نظام برگرفته آن ارتزاق مینمود. به صراحت میتوان گفت کروبی بیش از آنکه سهمی از این انقلاب به واسطه خدمات گذشته خود داشته باشد، از امکانات مادی و معنوی آن بهره برده است و انقلاب اسلامی به هیچ وجه مدیون او نخواهد بود. سؤال اساسی اینجاست؛ امروز کروبی در کجای این نظام قرار گرفته است و رویکرد امروز مردم در برخورد با کسی که شش سال پیش بر کرسی ریاست مجلس تکیه زده بود، چگونه است. برای تنویر افکار عمومی به دو نمونه از رفتار کروبی و موضعگیری مردم و هم حزبیهای او که در روزهای پایانی هفته گذشته شاهد آن بودیم، اشاره میشود:
1- سهشنبه گذشته اعضای حزب اعتماد ملی کردستان که بارها کروبی در دوران تبلیغات انتخاباتی خود تأکید مینمود رأی او در میان اقلیتهای قومی و مذهبی کشور است، رسماً استعفای خود را از حزب مزبور اعلام کردند و مسؤول شاخه اعتماد ملی کردستان در مصاحبه با خبرگزاریها، دلیل استعفای اعضای این حزب در کردستان را تندروی و حرکت خارج از چارچوب قانون اساسی سران حزب مذکور در حوادث پس از انتخابات اعلام کرد. این در حالی بود که همین آرای اندک کروبی نیز از میان همین استانهای قومی کشور بوده است. بلافاصله پس از استعفای اعضای حزب اعتمادملی کردستان، شاخه دیگر این حزب در استان قزوین، کروبی را تهدید کردند در صورت عدم موضعگیری دبیر کل این حزب در زمینه حوادث روز عاشورا و رفتارهای ساختارشکنانه جریان موسوم به سبز، در زمینه ادامه فعالیت حزب اعتماد ملی این استان تصمیم دیگری اتخاذ خواهند کرد. در چرایی سلسله استعفاها و انحلال دفاتر حزب اعتماد ملی در استانهای کشور، آقای کروبی باید به این سؤال پاسخ دهد حزبی که در کمتر از پنج سال توانسته بود دفاتر خویش را در همه مراکز استانها و در بسیاری از شهرستانهای بزرگ کشور دایر کند، چرا به مرحلهای رسیده است که ناچار به تعطیلی آن شده است.
2- تلختر از تعطیلی دفاتر حزب اعتمادملی در استانهای کشور، تحقیر کروبی در زمان حضورچند ساعته او در استان قزوین بود. او که به دعوت سیدناصر قوامی نماینده دوم خردادی مجلس ششم و برای ترمیم حزب خود و به بهانه شرکت در مراسم عزاداری به قزوین رفته بود، حضورش آنچنان واکنش مردم را برانگیخت که در کمتر از چند ساعت ناچار به ترک این شهرستان شد. آنهایی که کروبی را دعوت کرده بودند تا بتوانند از فروپاشی شاخه این حزب در استان قزوین جلوگیری کنند، حتی نتوانستند یک عده را به عنوان سیاهی لشکر برای استقبال از کروبی سازماندهی کنند و از آبروریزی و فضاحتی تا این حد جلوگیری نمایند.
این برخورد و رفتارها را تنها میتوان محصول عملکرد چند ماه گذشته کروبی دانست و دلیل آن را در خروج از مسیر انقلاب، امام (ره) و رهبری دانست. طبیعی است مردم عهد اخوت با کسی نبستهاند و هر کسی که نتواند یا نخواهد خویش را در چارچوب نظام، امام (ره) و انقلاب تعریف کند، از گردونه همراهی با انقلاب خارج شده و به ورطه فراموشی سپرده خواهد شد.