در روزهای اخیر به بهانه اقدام نافرجام فردی به نام عمر فاروق عبدالمطلب جوان 23 ساله نیجریهای برای انفجار پرواز آمستردام – دیترویت، بار دیگر تهدیدات تروریستی به موضوع داغ رسانههای آمریکا، اروپا و کنفرانسهای خبری مقامات دولت اوباما تبدیل شده است. هر چند اقدامات تروریستی در شکل نوین آن در طول چند دهه گذشته توجه جامعه بینالمللی را به خود جلب کرده است، اما در پی وقوع حوادث یازدهم سپتامبر 2001 بود که مقامات آمریکایی با بهرهگیری از ظرفیت همپیمانان اروپایی و آسیایی و به همت تبلیغات پرحجم رسانهای موفق شدند تروریسم را به عنوان بزرگترین تهدید علیه صلح و امنیت جهانی معرفی کنند و سطح اهمیت آن را تا حد جنگ در مباحث حقوق بینالملل ارتقا بخشند؛ موضوعی که با انتقاد کوفی عنان دبیرکل وقت سازمان ملل متحد نیز روبهرو شد تا جایی که وی اعلام داشت تمرکز بیش از حد بر تروریسم نبایستی ما را از توجه به سایر تهدیدات نظیر چالشهای زیست محیطی، فقر و ایدز غافل سازد. جورج دبلیو بوش البته بدون توجه به این گونه موضعگیری مقامات سایر کشورها و سازمانهای بینالمللی از فرصت پیش آمده نهایت استفاده را به عمل آورد تا با امنیتی جلوه دادن فضای حاکم بر نظام بینالملل، اهداف و سیاستهای خود را پیش ببرد. بوش و نئومحافظهکاران با استفاده و بازی با برگ تهدیدات تروریستی نه تنها موفق به پیروزی در انتخابات 2004 شدند که حمله به عراق و افغانستان و افزایش سرسامآور بودجه نظامی آمریکا را نیز توجیه کردند. با روی کارآمدن اوباما چنین تصور میشد که تکنیک بازی با برگ تهدیدات تروریستی، تاریخ مصرف خود را از دست داده است اما تمرکز بیش از حد مقامات آمریکایی نسبت به حادثه بیرون پرواز آمتردام – دیترویت و برگزاری نشستهای فوقالعاده اوباما با حضور لئون پانتا رئیس سیا، جیمی جونز مشاور امنیت ملی، دنیس بلر مدیر دستگاههای اطلاعاتی، رابرت گیتس وزیر دفاع و هیلاری کلینتون وزیر خارجه شاخصهایی هستند که نشان میدهند راهبرد کلی آمریکا مبنی بر زنده نگه داشتن تهدیدات تروریستی تغییری نکرده است و واشنگتن درصدد است همچنان با برگ تهدیدات تروریستی برای تحقق اهداف فرامرزی خود استفاده کند. با توجه به چنین موضوعی به نظر میرسد واشنگتن در مقطع فعلی چند هدف را دنبال میکند که عبارتند از:
1- توجیه ادامه حضور نظامی در افغانستان و عراق و حتی افزایش بودجه برای اعزام نیروهای تازه نفس به افغانستان
2- مشروع جلوه دادن بمباران مناطقی از کشور یمن به بهانه مبارزه با القاعده و اعتراف عمر فاروق به اینکه دوره آموزشی خود را در اردوگاههای القاعده در یمن گذرانده است.
3- امنیتی نگاه داشتن فضای حاکم بر نظام بینالملل.
4- ترویج اسلام هراسی با توجه به اینکه از 14 کشور اعلام شده که اتباع آنها بایستی از فرودگاهها مورد بازرس ویژه قرار گیرند، جز کوبا همگی از کشورهای اسلامی هستند.
5- سرپوش گذاشتن بر برخی مشکلات و نارساییهای داخلی آمریکا به بهانه در اولویت قرار داشتن مبارزه با تهدیدات تروریستی.
با توجه به این اهداف به نظر میرسد مجتمعهای نظامی - صنعتی که زمانی نقش محوری آنها در ترسیم سیاستگذاریهای فرامرزی و داخلی آمریکا در زمان آیزنهاور افشا شد، همچنان در پشت پرده، کارگردانی سیاستهای راهبردی آمریکا را عهدهدار هستند تا با تصویب بودجههای کلان نظامی به بهانه مبارزه با تروریسم بخشهایی از جهان اسلام نظیر عراق، افغانستان پاکستان و یمن را آماج حملات هوایی و موشکی خود قرار دهند و این همه در حالی است که تجربه مبارزه یکجانبه و بیتوجهی به توصیههای بینالمللی مبنی بر ضرورت شناسایی ریشههای تروریسم و مبارزه دسته جمعی با آنها از 2001 تا کنون تنها به ترویج تروریسم و استفاده ابزاری از این پدیده منجر شده است.