بالاخره بردیم، فرقی هم نمیکند که چه تیمی رو بردیم، مهم اینکه بعد از اینکه داور سوتش را زد عدد گلهای ما توی دروازه حریف بیشتر از توپهایی بود که آنها به تور ما چسباندند. حالا چه فرقی میکند که سنگاپور را ببریم یا کرهجنوبی؟ ندیدید که بعد از گل سوم چطور نیمکتنشینان ما بالا و پایین میپریدند؟بله؛ سنگاپور را بردیم و به جام ملتهای آسیا رسیدیم. جامی که انگار قرار بود به آن نرسیم. جداً که شاهکار کردیم. یک وقت فکر نکنید که در سال 2006 زندگی میکنیم و درخشش در جامجهانی را میطلبیم؛ نه خیر، بردن سنگاپور هم آنقدر برایمان مهم شده که باید لیگ را تعطیل کنیم و به قطر برویم تا پس از حضور در تورنمنت چهارجانبه، با آمادگی کامل به مصاف سنگاپور برویم. حالا شما فرض کنید قرار باشد در یک دیدار رسمی استرالیا را ملاقات کنیم لابد برای چنین مسابقهای باید شش ماه لیگ را بلاتکلیف رها کنیم!هر چه باشد سال سال 2010 است و تا چند ماه دیگر 33 کشور در آفریقای جنوبی، جامجهانی برگزار میکنند. چرا ما نباید هیجان را در فوتبالمان شاهد باشیم. جامجهانی نرفتیم که نرفتیم، سنگاپور را که میتوانیم ببریم، یعنی فعلاً میتوانیم به این جور تیمها سه تا گل بزنیم و بالا و پایین بپریم، پس این حداقل کار را انجام میدهیم!تازه الان وضعمان خوب است، کسی چه میداند شاید چند سال دیگر بابت گل زدن به «مالدیو» مربیان تیم ملی از خوشحالی غش کنند. گذشت آن زمانی که میگفتیم میتوانیم به مرحله دوم جامجهانی صعود کنیم. حالا همینقدر که به جام ملتهای آسیا برسیم شاهکار کردیم.من نمیدانم چرا بعضیها اینقدر ناشکر شدهاند؛ اصلاً از بردن سنگاپور آن هم در خاک حریف خوشحال نیستند! الان باید جشن بگیریم و برای قطبی و تیمش فرش قرمز پهن کنیم. تا جام ملتها و تیمهای جدیتر هم فعلاً وقت زیاد است. شاید تا آن وقت معجزهای، چیزی شد و استرالیا، ژاپن، کرهجنوبی و... آنقدر دست و پا بسته شدند که آنها را هم بردیم. آدمیزاد به امید زنده است، خب طبق آخرین اطلاعات ما هم آدمیزادیم و باید امیدوار باشیم.راستی اگر در آن رقابتها نکونام و یکی دوتای دیگر از نفرات شاخص تیم ملی مصدوم بشوند چکار میتوانیم انجام بدهیم؟ای بابا، بیخود به دلمان بد راه ندهیم، گفتم که باید امیدوار باشیم. این جناب امید خودش همه کارها را درست میکند.