کد خبر: 200941
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ۰۰:۴۰
نگاهی به سطح نشاط در خانواده‌های ایرانی
بابک رحیمی - نگاهی به پیامک طنز می‌کند و لبخندی محو روی لبانش نقش می‌بندد. آخرین بار که از ته دل خندید، به شوخی‌های برادرش در شب یلدا بود و تا به امروز هنوز بهانه‌‌ای برای شادی پیدا نشده است.
نه آنکه تلخی‌ها فرصت شادمانی ندهند، زمانی برای خندیدن نیست واگر وقت اجازه دهد به کارهای واجب‌تر باید رسید.
هر چند لبخند تنها نشان شادمانی نیست، اما همان نیم دایره نصفه ونیمه نیز کمتر روی صورتمان نقش می‌بندد وجایش را به خط صاف همیشگی می‌دهد. شاد بودن سخت نیست، اگر خود بخواهیم یا دیگران ما را سطل زباله‌‌ای برای دور ریختن غم‌ها و مشکلاتشان نکنند.
فرهاد غلامی، روانپزشک درباره سطح شادی در خانواده‌های ایرانی به «جوان» می‌گوید: گرایش کلی هر انسانی به سوی شادی است مگر آنکه غم‌های بزرگ و شکست‌های پی در پی فرد را دچار مشکلات روحی کرده باشد.
او ادامه می‌دهد: سطح شادی در جامعه به خانواده‌ها نیز نفوذ پیدا می‌کند. مثلاً در زمان جنگ یا وقوع زلزله‌‌ای مثل بم ناگهان سطح نشاط اجتماعی و در نتیجه سطح شادی در خانواد‌ه‌ها کاهش پیدا می‌کند.
این استاد دانشگاه ادامه می‌دهد: حتی نشاط و شادمانی دراستقبال از برنامه‌های طنز و فیلم‌های سینمایی مفرح مشخص می‌شود. در دوره‌‌ای تمام نود قسمتی‌های تلویزیون محوریت طنز دارند و همان افراد در سینما هم مخاطب پیدا می‌کنند. اما در حال حاضر درام‌های خانوادگی فیلم‌های اجتماعی فروش بهتری دارند.
غلامی تأکید می‌کند: رسانه‌ها به خصوص تلویزیون نباید همیشه بر اساس گرایش مخاطب دست به برنامه سازی بزنند بلکه باید با ساخت برنامه‌های طنز کمک به افزایش شادمانی در خانواده‌ها کنند.
گوش به سخنان آن سوی خط دارد و نم اشکی هم در گوشه چشمانش نشسته است. چند لحظه پیش شادمانه تلفن را برداشت تا به همکارش بگوید که بالاخره موفق شده و گواهینامه بگیرد اما آن سو از خوشحالی خبری نبود و دوستش شرح درگیری با همسرش را می‌گوید و او نیز می‌شود شریک غم‌های او.
شب که همسرش به خانه می‌آید هنوزتلخ است و لبخندش را بی پاسخ می‌گذارد.
فرهاد غلامی در این باره توصیه می‌کند: برای آنکه بتوانیم شاد باشیم خود را سطل زباله احساسات منفی دیگران نکنیم.
او ادامه می‌دهد: این سخنان بی آنکه بخواهیم روحیه ما را کسل خواهد کرد و ناخود‌آگاه کسالتمان را به دیگر اعضای خانواده نیز منتقل می‌کنیم. این روانشناس پیشنهاد می‌کند: حتی اگر احساسات منفی بر شما غلبه کرده است به خود تلقین کنید که چه روز خوبی، در آینه به خود لبخند بزنید و سعی کنید با موسیقی شاد فضای خانه را پر جنب و جوش و شاد کنید.
غلامی تأکید می‌کند: ارتباط با خدا و دعا و نیایش نیز در آرامش و شادمانی عمیق اعضای خانواده تأثیر دارد.
این استاد دانشگاه از چشم و همچشمی و زیاده‌خواهی به عنوان دیگر عوامل ضد شادمانی خانواده نام می‌برد.
آخرهفته است و همه در خانه‌اند، پدربزرگ مثل همیشه خاطرات شکست‌های پی در پی برادرش را می‌گوید و همه با صدا می‌خندند.
جوان‌ترها آخرین لطیف‌هایی که شنیده‌اند را تعریف می‌کنند و بچه‌ها نیز بی دلیل با هر افتادن و بلند شدنی از ته دل می‌خندند. همیشه جمع‌های خانوادگی و دور هم بودن روحیه را شاد می‌کند و انرژی می‌دهد برای فعالیت‌های هفتگی.
به قول رضا بهرامی، معلم حق التدریس مدرسه‌‌ای غیرانتفاعی اگر غم نان نبود دیگر لبخند از لبانش محو نمی‌شد.
این معلم که در انتهای دوران جوانی است ادامه می‌دهد: چگونه می‌توان با دغدغه کار و اجاره خانه و هزار مشکل دیگر با لبخند به خانه آمد.
اما محسن عابدی، معلم همان مدرسه زیاد با نگاه دوستش موافق نیست. او می‌گوید: من وهمسرم وضعیت مشابهی از نظر سطح درآمد با دوستم داریم ولی همیشه سعی کرده‌ایم زندگی شادی داشته باشیم.
در آشپزخانه ما لیستی از غذا‌هایی وجود دارد که قرار است وقتی پولدار شدیم هر روز یکی از آنها را بپزیم و همین لیست بهانه‌‌ای برای خنده هر روزه ماست.
او ادامه می‌دهد: همسرم با وجود اینکه به کار سخت پرستاری مشغول است وقتی به خانه می‌آید، لبخند به لب دارد و از حوادث تلخ محل کارش چیزی در خانه نمی‌گوید.
به اعتقاد او می‌توان شاد بود، حتی به بهانه‌های کوچک به شرط آنکه خودمان نخواهیم که مشکلات بر ما غلبه کنند.
عابدی اضافه می‌کند: نبود شادی در خانه موجب افسردگی و انزوا می‌شود با این همه برخی از خانواده‌ها احساس می‌کنند ثروت و درآمد بالا فضای خانه را شاد و پرانرژی می‌کند به طوری که بعضی مواقع خانواده شاداب را خانواده مرفه در جامعه می‌دانند این در حالی‌است که درآمد مناسب فقط ممکن است انگیزه‌‌ای برای شاد بودن باشد، اما شادی واقعی نمی‌تواند با معیارهای مالی سنجیده شود.
زن روزنامه را ورق می‌زند و بعد ازخواندن قیمت سکه و مرورستون بورس می‌رود به سراغ داستان‌های جنایی صفحه حوادث. ترس از اوضاع نا‌امن جامعه ساعتی با اوست. همراه دوستش سری به بازار می‌زند و خرید مفصل و نداشته‌های خودش پکرش می‌کند. ناراحتی‌ها را نگه می‌دارد تا شب که مرد به خانه بیاید. آن سو مرد خانه‌اش با شادمانی خانه را ترک کرده و پشت ترافیک مانده و دیر به سر کارش رسیده است. انتهای ماه است و برگه حضور و غیاب با دو سه روزی کسری کار به اضافه برگه تذکر را به دستش می‌دهند. تا غروب ناراحت است و هنگام برگشت نیزماندن پشت ترافیک و صدای بوق‌های کشدار و تماشای دعواهای پی در پی خیابانی و تنفس هوایی که مزه سرب می‌دهد، رمقی برایش نمی‌گذارد. آیا این دو خط وقتی به هم می‌رسند می‌توانند شادمانه به هم لبخند زنند.
غلامی اعتقاد دارد: می‌توان با تمام مشکلات لبخند زد اگر دلایل شادمانی‌مان تنها مادی نباشد و بتوانیم زندگی را جور دیگری ببینیم و چشمانمان از نوک انگشت فراتر را ببیند. منصور بهرامی، روان‌شناس هم لازمه شاد بودن را ایجاد تعادل در زندگی می‌داند و می‌گوید: کسی که زندگی متعادلی دارد چه از نظر مالی و چه از نظر روانی، در نهایت می‌تواند آدم شادی نیز باشد. هرکسی برای شاد بودن آستانه‌‌ای دارد. ممکن است عاملی باعث شادی من شود اما شما را شاد نکند. ممکن است عاملی شما را ‌اندوهگین کند اما باعث شادی من شود. این نوع شادی، شادی کاذب است. شادی واقعی آن نوع شادی است که مکان و زمان در آن تأثیری نداشته باشد و بهترین مثالی که می‌تواند نشان دهنده این نوع شادی باشد، ارتباط شادمانه کودکان با یکدیگر است.
شب است و اتوبوس سنگین و کشدار به سوی خانه حرکت می‌کند. صورت‌های خسته و فکور روی شیشه ردیف شده‌اند.
یکی آن انتها با انرژی اول صبح دارد برای همراهش از خاطرات امروزش می‌گوید و می‌توان نگاه حسرت بارآدم‌های کسل اتوبوس را بر روی صورتش حس کرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار