
احمد طالقانی
اختلاف شهرداری و دولت در موضوع حساس حمل و نقل عمومی، موضوعی نیست که بر کسی پوشیده باشد.
رسانهها و جراید شاهد خوبی برای اثبات مدعای ماست، به ویژه آن هنگام که دو طرف برای اثبات دیدگاههایشان خود همه امکانات رسانهای خود را فرا میخوانند.
این در حالی است که کارشناسان ردپای ملاحظات سیاسی و برخی ترجیحات جناحی را در تشدید این اختلاف نظرها پررنگ ارزیابی میکنند.
آنها معتقدند رقابتهای برخی افراد سیاسی که سکان مدیریت کلانشهر تهران را بر عهده دارند بر کیفیت پروژهها که ارتباط مستقیم و ملموس با زندگی مردم دارد، تأثیر گذاشته و در مواردی آنها را تا حد پروژههای تبلیغاتی فرو کاسته است.
او طرفی مشی دولت نیز به گونهای است که تمایل به فربه شدن در تمام سطوح آن مشهود است.
با این حال این واقعیت که در ورای مناقشات و هیاهوی رقابتهای سیاسی نوعی اختلاف سلیقه و تفاوت نگاه به مسائل شهری وجود دارد، کتمان ناشدنی است.
یک نگاه برای خروج از کلاف سردرگم مشکلات شهری، پروژههای کوتاه مدت و زودبازده را راهگشا میداند. این نوع نگرش مشکلات روزمره شهروندان را وجهه همت خود قرار داده است. سلیقه دیگر به پروژههای زمانبر اما پردوام باورمند است. این نوع نگرش که بیشتر در میان مدیران باسابقه و به اصطلاح تکنوکراتها دیده میشود، معتقد است که مشکلات شهری به ویژه در کلانشهر تهران ناشی از نگاه روزمره و اولویت پروژههای زودبازده است.
این دو نوع نگاه در حوزه مدیریت شهری وجود داشته و دارد و هر یک ضرر یا مشکلاتی دارد که کمتر مورد توجه واقع شده است.
برای مثال در حوزه حمل و نقل عمومی در کلانشهر تهران در حالی که گروهی بر تقویت پروژه قطار شهری به عنوان یک پروژه قابل اتکا و دراز مدت در حل معضل ترافیک، کاهش آلودگی هوا،کاهش مصرف سوخت و ... پافشاری میکند، گروه دیگر پروژههایی نظیر منوریل که بسیار زودبازدهتر از مترو است را پیش میکشد و حتی تلاش میکند که بسط و تجهیز پروژه قطار شهری را به چالش بکشد.
یا هنگامی که گروه کلاننگر برای حل معضل ترافیک، پروژههایی همچون تونلهای شهری را پیش میکشد گروه مقابل با پروژههایی همچون دوربرگردان در برابر آنها صفآرایی میکند یا آن زمان که شهرداری به زعم خود برای کاهش هزینههای خود موضوع خصوصیسازی «شرکت واحد اتوبوسرانی» را پیش میکشد و اتوبوسهای ریالی را جایگزین اتوبوسهای بلیتی میکند در پاسخ به نارضایتیهای گسترده همان تفاوت دیدگاه را مطرح میکند این نمونهها بیانگر این حقیقت است که برای خروج از کلاف سردرگم معضلات شهری هر دو نگاه باید مجال پیدا کند تا در فضایی منصفانه و کارشناسی هر دو گروه بتوانند برای مشکلات شهر چارهاندیشی کنند. این کار بدون شک مستلزم به فراموشی سپردن پارهای ملاحظات حزبی و گروهی است که البته گمان نمیرود به این زودیها تحقق یابد.