
درباره زندگی دانشجویی و خوابگاهها، سخنان زیادی گفته و نوشتهاند. اما آنچه در این میان جای خالیاش به وضوح احساس میشود، عدم پرداخت به روابط میان خوابگاه و دانشگاه است. در حقیقت این طور میتوان گفت که خوابگاه دانشجویی، جزیرهای جداگانه از دانشگاه نیست که قوانین و مقررات مخصوص به خودش را داشته باشد. در واقع خوابگاه به دلیل ویژگیهایی همچون زمان مقطعی آن برای دانشجویان، کوچک بودن، جمعیت زیاد و تنوع فرهنگ و زبان، مذهب ساکنانش، سیستم خاصی است. در این سیستم، در صورتی که مسؤولان آن متخصص و باتجربه و قوانین و مقرراتش انعطافپذیر و کارآمد نباشند، به راحتی آمادگی ایجاد فضایی سرشار از بیاعتمادی و عدم اطمینان نسبت به یکدیگر و مسؤولان را در میان دانشجویان دارد. چنین سیستم بستهای با برخوردهای دفعی و واکنشی، استفاده از ابزارهای فشاری همچون محرومیت دانشجویان از تسهیلات رفاهی و خوابگاه، تأکید و اصرار بر مقرراتی که لزوم اجرایش برای دانشجو مشخص نیست فقط باعث ضربه زدن به دانشجو، شخصیت و هویت وی شده و منجر به افزایش فشارها و استرسهای ناشی از زندگی در خوابگاه میشوند.
دانشجویان در اکثر کشورهای دنیا، به عنوان آینده سازان و سرمایههای انسانی از تسهیلات و امکانات رفاهی بسیاری برخوردارند و سیستمهای حمایتی سعی در فراهم آوردن فضایی برای آرامش و امکاناتی برای پیشرفت و خلاقیت حداکثری دانشجویان دارند. خصوصاً دانشجویان غیربومی که نیازمند تسهیلات خوابگاهی هستند. دانشجویان در اکثر کشورها دارای ارزش و احترام بوده و برخورداری از امکانات حق مسلمشان محسوب میشود.
در کشور ما که مسیر دانشگاه از غول کنکور میگذرد و دانش آموزان نخبه پس از گزینش علمی از میان هزاران داوطلب با انواع استرسها و اضطرابهای ناشی از کنکور به دانشگاه راه مییابند، این راهیابی برای دانشجویان شهرستانی شروع دیگری است.
شروع دیگری برای دانشجویانی که پس از ورود به سرزمین رؤیاها و تصوراتی که سالها در خیالشان پروراندهاند، با اتاقی کوچک و چند دانشجوی دیگر و فضایی کاملاً متفاوت روبهرو میشوند. با این تفاسیر دانشجویان پس از گذشت چند ترم، همین اتاقها را با امکانات حداقلی و محدودش غنیمت میدانند اما باید پذیرفت دانشجوی خوابگاهی درکی متفاوت از سوی معاشرانش میخواهد. آنها نیازمند درکی متفاوت هستند که ایشان را از دانشجویان بومی که کنار خانواده زندگی میکنند، جدا میکند.
عواملی مانند دوری از خانواده و دوستان و شهری که در آن بزرگ شدهاند و حضور ناگهانی در شهری چون تهران، کلانشهری بزرگ و رنگارنگ که هر لحظهاش به رنگی در میآید، خود مرارتی است بر دوش دانشجویان شهرستانی که حالا باید با امکانات خوابگاهی روبه رو شوند.
در این میان، رفتارهای مسؤولان خوابگاه، تأثیر بسیار زیادی بر این دانشجویان دارد. آنچه واضح است، در صورت عدم برخوداری از محیط مناسب و رفتاری درخور شأن دانشجویان، ساکنان خوابگاه، تنها برای استراحت و به سر بردن شب، به چهاردیواری خوابگاه وارد میشوند و در این صورت حس و حال حضور در خوابگاه را از دست خواهند داد. ناگفته پیداست در صورت بروز چنین رویدادهایی، دانشگاه محیطی جدا از خوابگاه شده و ساکنان این مجتمعها، تخت خود را به عنوان جزیرهای در نظرمی آورند که فقط شبها برای خوابیدن و خواب دیدن به سمت آن جذب میشوند.