
یک دختر دانشجو، شهرستانی، ناآشنا به امور پایتخت، با پدر یا برادرش وارد تهران میشود و از قضا میتواند در یک خوابگاه دانشجویی دخترانه برای خود تختی دست و پا کند. فکر میکنید چه اتفاقی میافتد؟ دانشجوی خوابگاهی درکی متفاوت از دانشجویان بومی میخواهد. آن هم در شهری چون تهران؛ کلانشهر بزرگ و گرانی که وقتی وارد آن میشوی تازه اهمیت داشتن سقفی برای خوابیدن را درک میکنی. تهران به دلیل تجمیع همه امکانات فرهنگی، آموزشی، بهداشتی، تفریحی و نهادهای سیاسی و تصمیمگیری جمعیت زیادی را جذب خود میکند اما در این میان دانشجویان شهرستانی اوضاع خوبی ندارند. سالها شب بیداری و درس خواندن در رؤیای دانشگاههای تهران، ذهنیتی برایشان ساخته متفاوت از آنچه میآیند و میبینند، چه از لحاظ امکانات رفاهی و چه از لحاظ برخورد مسؤولان اداره خوابگاه. اگر تجربه زیستن در خوابگاه را نداشته باشی، با حضور در خوابگاه حتماً شگفتزده خواهی شد. از دیدن زندگی 800 دختر دانشجو در یک یا چند ساختمان کنار هم که هر یک از شهری هستند و زبانی و مذهبی متفاوت دارند. زندگی در خوابگاه به خودی خود، استرس آور و تنشزاست. گرچه مرور زمان همزیستی و کنار آمدن با فرهنگهای گوناگون را به دانشجویان یاد میدهد، اما نمیتوان انتظار داشت صدها دانشجو در اتاقهای چندین نفره و امکاناتی محدود در کنار هم زندگی کنند و برخورد و درگیری بین آنها پیش نیاید.
اکثر دختران دانشجو معتقدند همه این مشکلات زندگی دانشجویی قابل اغماض و کنار آمدن است چرا که اساس زندگی در خوابگاه، کنار هم بودن است و تحمل و گذشت و مدارا. حتی گروهی از دانشجویان با نگاهی خوشبینانه خوابگاه را دانشگاه دیگری میدانند برای یادگیری درس زندگی، احترام به تفاوتهای بین افراد، تساهل و مدارا و کاستن از خودخواهی فردی.
در واقع دانشجویانی که به فکر زندگی در شهر دیگری هستند، در صورت نداشتن خانه شخصی یا امکان زندگی با اقوام، به زندگی در خوابگاه میاندیشند. خصوصاً دختران که به دلیل دختر بودن و نگرانی خانوادهها از امنیت و سرگردانیشان در شهرهای بزرگ، حتی در صورت داشتن تمکن مالی برای گرفتن خانهای استیجاری با قیمتهای گزاف و سرسام آور، باز هم ترجیح میدهند در خوابگاه زندگی کنند.
ولی موضوع به همین جا ختم نمیشود. مشکلات فراوان رفتن مسیر بین خوابگاه تا دانشگاه، اختصاص اکثر ساعات شبانه روز برای مطالعه، تحقیق و حضور در کلاسها، باعث میشود دختران خوابگاهی نتوانند آنطور که باید و شاید به مسائل تغذیه و بهداشت خود رسیدگی کنند. همین عدم دقت در شرایط زندگی یکی از دلایل مخالفت خانوادههای سنتیتر شهرستانی با حضور جگرگوشه خود در تهران است. آنها میگویند زمانی که فرزند ما برای تحصیل به تهران آمد، سر و وضع دیگری داشت و اکنون به دلیل زندگی در خوابگاه و محیط پایتخت، دچار تغییراتی شده که از نظرشان ناپسند است. زندگی خوابگاهی برای دختران، بیش از آنکه آموزنده باشد و آنها را وا دارد تا در زندگی واقعی تجربیات واقعی کسب کنند، تغییر دهنده و سازنده نگرشهای آنها نسبت به جامعه، دانشگاه و در یک کلام فلسفه زندگی است.