
این روزها درهر فروشگاه یا مغازهای در سطح شهرهای کشور حداقل یک کالای چینی موجود است، از لوازم آشپزخانه گرفته تا کیف و کفش و لوازمالتحریر همه محصول کشور چین است، اجناس چینی در چند سال گذشته با سرعت باور نکردنی وارد بازار ایران شد و در حال حاضر هم به نوعی بازار ایران را به تسخیر خود درآورده است. علاوه بر این دولت چین در چند سال اخیر در روابط سیاسی خود با ایران به نوعی روابط شفاف و منطقی را دنبال نكرده است.سیاستهای دوگانه چین در قبال بحث هستهای ایران از یك طرف و نبود یك موضع مشخص از جانب این كشور سؤالات فراوانی را در رابطه با سیاست چین در قبال ایران مطرح كرده است. برای بررسی سیاستهای چین در قبال صادرات کالا به ایران و تأثیرات این نوع کالاها در بازار داخلی کشور گفتوگوی چند ساعته با دکتر جواد منصوری سفیرسابق ایران در چین انجام دادهایم. چند سالی است که کالاهای چینی بازار ایران را به تسخیر خود در آوردهاند و این روند با شتاب زیادی در حال افزایش است به نظر شما زمینه آن چگونه به وجود آمد،تمایل بازار ایران یا اشتیاق چینیها؟ کشور چین با توجه به وسعت و جمعیتی که دارد و سیاست جدیدی که در راستای تبدیل شدن به کارخانه بزرگ دنیا از سال گذشته پیش گرفته برای فتح بازارهای دنیا تلاش زیادی را آغاز کرده است و در این راستا در سالهای گذشته از هیچ فعالیتی دریغ نکرده و با برنامهریزیهای منسجم درصدد تسخیر بازارهای کشورهای مختلف است. کشور چین برای رسیدن به این هدف از تجربیات متخصصان برجسته و کارکشتهای در شرکتهای خود استفاده میکند و تا به امروز هم به بخش زیادی از این هدف خود رسیده است و بازارهای بسیاری از مناطق دنیا امروزه در دست این كشور است.سیاست دولت چین عبارت است از تولید همه کالاها بدون استثنا و با کمترین هزینه تمام شده و همچنین کمترین سود و به این ترتیب بسیاری از تولیدکنندگان رقیب را در دنیا از صحنه خارج کرده و در حال حاضر هم با این رویه و سیاست، تولیدکنندگان را یکی پس از دیگری از صحنه خارج میکند. در رابطه با ایران به دلیل مشکلات جدی و اساسی که در راه تولید کالا داریم، به طور طبیعی کالاهای چینی میتواند جایگزین عدم تولید کالاهای ایرانی و گرانقیمت بودن این کالاها باشد. به نظر من ادامه یافتن این وضعیت و تسخیر بازارهای ایران توسط کالاهای چینی میتواند باعث مشکلات بسیار زیادی شود و در آینده با یک موج بسیار بزرگی از لشکرهای بیکار و سرمایههای راکد و بازارهای که در اختیار کالاهای چینی است مواجه خواهیم شد. با توجه به این موضع فکر میکنید بهترین روش در این شرایط برای مقابله با این وضعیت چیست؟ کاهش واردات کالاهای چینی یا مذاکره و رایزنی؟ من معتقدم برای مقابله با این وضعیت نیازی به مذاکره با طرف چینی نداریم، به طور معمولی شرکتهای چینی عرضهکننده کالاها هستند. مشکل از طرف کشور ماست دولت هم میداند که برای مقابله با این وضعیت چه اقدامی انجام دهد اما متأسفانه تا به امروز هیچ اقدامی در این زمینه انجام نداده است! شما این كمكاریها و عدم توجه را متوجه چه بخشی میدانید؟بخشی از بدنه دولت كه مستقیماً با این موضوع سر و كار داشته در چند سال گذشته اقدامات لازم را به درستی انجام نداده است و به نوعی سهلانگاری داشته است.به نظر شما با توجه به وضعیت موجود چرا اقدامی از طرف سازمانهای مسؤول صورت نگرفته است؟ سازمانهای مختلفی میتوانند در این زمینه نقش داشته باشند، وزارت بازرگانی، گمرک، نیروی انتظامی، سازمان استاندارد وزارت صنایع و دستگاه قضائی نقش دارند و در حال حاضر شاهد نوعی سهلانگاری از طرف این سازمانها هستیم. متأسفانه تعدادی از این سازمانها با توجه به قوانین خاص خود در این زمینه همکاری لازم را با یکدیگر ندارند و این موضوع یکی از علتهای اصلی تسخیر بازارهای ایران توسط کالاهای چینی است. بهطور قطع باید مردم را به سمت خرید اجناس ایرانی و ساخت داخل ترغیب و تشویق کنیم اما برای همیشه نمیتوانیم از مصرفکننده ایرانی توقع داشته باشیم که از جنس چینی با کیفیت و نسبتاً زیبا صرفنظر کند و به سمت اجناس ایرانی برود و این از نکات مهمی است که باید سیاستمداران و دستاندرکاران بازار ایران مد نظر داشته باشند. کشور چین تمام بازارهای دنیا را هدف گرفته است، در سال 2008 چین در حدود 330 میلیارد دلار به کشور آمریکا جنس صادر کرده است که این اجناس قطعاً با کیفیت و استاندارد بالا بوده است که مورد قبول مصرفکننده آمریکایی قرارگرفته است. همچنین مازاد تجاری چین و آمریکا در سال 2008 برابر با 210 میلیارد دلار بوده که این موضوع میتواند برای کشور ما هم به نوعی مشکلات مختلفی در بازار و تسخیر آن توسط کالاهای چینی به وجود آورد. باید از دستگاهی همانند نیروی انتظامی و گمرك سؤال كرد كه چرا اجازه میدهند تعداد زیادی از كالاهای چینی به صورت قاچاق وارد كشور شود.شما از یک طرف به این موضوع اشاره میکنید و از طرف دیگر منتقد بعضی ازبرنامهها و عدم هماهنگی سازمانهای مسؤول هستید اما خود شما در سالهایی که در کشور چین به عنوان سفیر ایران فعالیت داشتید،برای جلوگیری از تسخیر بازار ایران توسط چینیها و ترویج استفاده از کالای ایرانی چه اقداماتی انجام دادید؟ من بارها این مطلب را مطرح کردم که به جای اینکه به طور مستقیم جنس چینی وارد کنید با تولیدکنندگان چینی وارد مذاکره شوید که در داخل ایران سرمایهگذاری داشته باشند و به صورت مشترک جنس تولید شود که هم در بازارهای ایران و هم در بازارهای جهانی مصرف شود. چینیها بارها از این پیشنهاد استقبال کرده اما طرف ایرانی تاکنون نتوانسته در این زمینه موفق باشد چرا که مکانیزم اجرایی را ندارد، باید موانع سرمایهگذاری خارجی در ایران به کلی برداشته شود و تمام شرایط برای تولید در ایران فراهم باشد. اگر این موضوع تحقق پیدا کند تولیدکنندگان چینی حاضرند که کالاهای خود را در ایران تولید و عرضه کنند و علاوه بر آن تولیدات مازاد بر نیاز را هم در بازار ایران را به بازارهای منطقه عرضه کنند. به عنوان شخصی که سالها در چین زندگی کرده درحال حاضر برای خود و فرزندانتان بیشتر از کالاهای چینی استفاده میکنید یا ایرانی؟ به طور معمول هر فردی که به بازار مراجعه میکند به دنبال کالای با کیفیت و دارای قیمت مناسب است و در اینجا بحث کالای چینی و غیرچینی مطرح نیست و افراد با توجه به نیازشان و قیمت و خصوصیات کالای مورد نظر را خریداری میکنند. البته كالاهای چینی هم درجهبندیهای خاص خودش را دارد. اصطلاحی است که میگوید خریداران از بازارهای بینالمللی خرید میکنند نه از کشور خاصی؛ به این صورت که اجناس در بازارها عرضه میشود و افراد با توجه به سه ویژگی قیمت، کیفیت و علاقه خریداری میکنند، كالاهای چینی هم درجهبندی خاص خودش را دارد. در چند سال گذشته چینیها به صورت گسترده در صنعت نفت و گاز و پروژههای پتروشیمی ایران وارد شدهاند، فکر میکنید ورود چینیها به این عرصه در راستای همان سیاست تسخیر بازارها باشد یا اهداف دیگری در پشت این مشارکتهای صنعتی است؟ کشور چین به عنوان یکی از بزرگترین مصرف کنندههای انرژی به طورطبیعی نیاز به تأمین سوخت و نفت و فرآوردههای نفتی دارد و به این منظور درسالهای گذشته میزان خرید انرژی از بازار ایران را افزایش داده است که در صنعت نفت و گاز ایران سرمایهگذاری کند تا اینکه بخشی از نیازهای خودش را از ایران تأمین کند و در واقع به نوعی تضمینی برای تداوم تأمین انرژی مورد نیازش داشته باشد. در سالهایی که من به عنوان سفیر ایران در چین حضور داشتم، مذاکرات و قراردادهای متعددی بین دو کشور انجام شد. البته تعدادی از این قراردادها در پیچ و خم دستگاههای اجرایی نتوانست موفقیت لازم را داشته باشد و یک مقدار هم با مسائل سیاسی و بینالمللی گره خورد. اما با این وجود دولت چین تمایل دارد که در این زمینه مذاکرات و قراردادهای مختلفی با ایران داشته باشد. در حال حاضر کشور چین روزانه در حدود 400 هزار بشکه نفت ودر واقع معادل 13 درصد از مصرف داخلی خود را از ایران تأمین میکند و در کل سالانه حدود 15 میلیون دلار از ایران نفت و مشتقات نفتی خریداری میکند. بنابراین اگر چنانچه بحث اجرای پروژهها فعال شود در حدود 40 هزار میلیارد تومان قرارداد داریم که در صنعت نفت و گاز و پتروشیمی به صورت مشترک با طرف چینی اجرا خواهیم کرد. طرف چینی آماده انجام سرمایهگذاریهای مشترك در این زمینه است؛ البته بستگی به آن دارد كه مدیریت طرف ایرانی چقدر بتواند از این موقعیت به نحو احسن در جهت ارتقای دانش فنی، انتقال تكنولوژی و سرمایه استفاده و به خود اتكایی بیشتر برسد. پس معتقدید که باید سازوکارهای قرار دادها و پروژهها به درستی انجام شود؟ در حال حاضر مقداری در جزئیات و شکل اجرای کار مشکل داریم و از طرفی دولت چین هم منتظر این است که روابط ایران با کشورهای منطقه در شرایط بهترباشد تا اینکه مذاکرات خود را بهتر و در شرایط ایدهآلتری با ایران انجام دهد. دولت چین میخواهد با اتكا بر شرایط ثبات و طولانی ایران سرمایهگذاری خودش را انجام دهد.به نظر شما روابط و مسائلی که بین ایران و گروه 1+5 وجود دارد در روابط ایران و چین هم تأثیراتی خواهد داشت؟ این مسائل و مناقشاتی که بین ایران و گروه 1+5 شکل میگیرد در روابط كشور ما با چین بیتأثیر نیست، دولت چین به منافع خودش در سطح بینالمللی و در بلندمدت فکر میکند و تنها به رابطه با ایران فکر نمیکند که یکطرفه تصمیمگیری کند. بنابراین در رابطه با ایران با احتیاط رفتار میکند تا اینکه زیانهای سنگین از جهات مختلف متوجه چین نشود. دولت چین در موضوع هستهای ایران سیاست دوگانهای را دنبال میکند، نه از ایران دفاع میکند و نه بر ضد ایران با کشورهای مخالف همراهی میکند، دلیل این نوع سیاست وعدم شفافیت در مواضع چین را چگونه ارزیابی میکنید؟ دولت چین در روابط خارجی خود با تمام دولتهای جهان به دنبال یک رابطه آرام، بدون تشنج و دوستانه است و به همین جهت هم در برابر ایران نظرات کشورهای مخالف را دنبال نمیکند اما در عین حال منافع بلندمدت خود را هم در نظر میگیرد و در این شرایط با حفظ روابط دوستانه با ایران با کشورهای دیگر و سازمان ملل هم ارتباطی مؤثر و دوستانه دارد. مسأله هستهای ایران به یك عامل یا موضوع سوم در روابط چین و آمریكا تبدیل شده است. مشكل از زمانی آغاز شد كه آمریكا تحریمهایی را علیه شركتهای چینی اعمال كرد و این امر به یك موضوع مهم تأثیرگذار بر روابط دو كشور تبدیل شد. چین و آمریكا از دستوركارهای متفاوتی در تعامل با مسأله هستهای ایران برخوردارند اما در عین حال دارای زمینههای مشتركی نیز هستند.سناریوهای مختلف در خصوص مسأله هستهای ایران به انحای مختلف بر روابط چین وآمریكا تأثیر میگذارند. البته در چند وقت اخیر شاهد موضعگیری جدیدی از چینیها بودیم که به نظر میرسد تحت فشار سایر کشورهای شورای امنیت بوده است، کشور چین به نفع قطعنامههای پیشنهادی رای مثبت داد و به نوعی به سمت کشورهای مخالف تمایل بیشتری پیدا کرده است. به نظر من این اقدام چین با توجه به فشارهای جامعه بینالملل علیه ایران انجام شده است و ناشی از احساس دولت چین بوده که با ادامه یافتن رفتار گذشته بخشی از منافع خود را از دست بدهد. باید توجه داشته باشیم که در شرایط کنونی آمریکا و اروپا به دنبال تشدید فشارها و تحریمها علیه ایران هستند و کشور چین هم به دنبال این است که این کشورها را متقاعد به رفتارهای بهتری بکند. اما به نظر میرسد که در حال حاضر چنین تغیری دیده نمیشود و عملکرد گذشته چین نشان میدهد که اگر منافع ملی چین در هماهنگی با آمریکا و اروپا باشد به طور طبیعی در راستای سیاستهای آنها حرکت میکند. کشور چین در حال حاضر یک دورهگذار را بعد از درگیریهای داخلی در منطقه ترکستان شرقی سپری میکند به نظر شما این درگیریها تا چه حد در سیاست داخلی کشور چین و روابط بینالملل این کشور تأثیر داشت؟ منطقه مورد درگیری یک بخش کوچک و کم جمعیت در منتهاالیه شمال غربی کشور چین است و تأثیر چندانی بر تمامی این کشور و کلیت حاکمیت و اقتدار چین ندارد. آمریکاییها برای فشار بر دولت چین و اینکه قدرت اول شدن این کشور را به عقب بیندارند به طور مرتب در 4 منطقه به این کشور فشار میآورند كه دولت را درگیر كنند و حركتش به سمت جلو و پیشرفت كمتر شود.در منطقه تبت توسط بوداییها، در منطقه سین کیان با عنوان مسلمانان، در مغولستان داخلی توسط مغولها و در منطقه تایبات توسط گروه حاکم قبلی به طور مرتب برای کشور چین مسألهسازی میکند تا قدرت اول شدن این کشور را به عقب بیندازند. آمریکا با حمایت از این درگیریها به دنبال وارد کردن ضربه از این طریق به کشور چین است. آمریكا نمیخواهد كه هیچ كشوری در زمینههای مختلف صنعتی، دفاعی و اقتصادی از آن كشور جلوتر باشد.درسالهای اخیر حکومت چین با آزادی مذهب در این کشور موافقت کرده است، با توجه به این موضوع فکر میکنید اسلام و مذاهب مختلف تا چه حد در بین مردم چین گسترش پیدا کرده است؟ در سالهای گذشته سیاست دولت چین در رابطه با مذهب تغییر كرده به این معنا كه با پذیرفته شدن آزادی مذهب دولت چین بودجهای را برای کمک به مراکز مذهبی و ساخت بناها و آموزش مذهبی در نظر گرفت. دولت چین مذهب را به نوعی یک عامل مثبت برای مقابله با تهاجم فرهنگی، فساد و برای نشان دادن آزادی در کشور پذیرفته است و به همین علت وضعیت مسلمانان، مسیحیان و بوداییان نسبت به گذشته بهتر شده است، به طور طبیعی تعداد مسلمانان در چین روبه افزایش است و در حال حاضر مسلمانان در چین میدانی برای نشان دادن خود پیدا کردهاند. در حال حاضر بیش از 50 تا 70 میلیون نفر مسلمان در آن كشور وجود دارد و نكته مهم هم این است كه مسلمانان چین، اسلام خود را از ایران میدانند و حكیمی مانند سعدی در آنجا بسیار سرشناس است و گلستان سعدی از كتب دائمی مورد تدریس در مدارس مسلمانان است و چند كتاب دیگر فارسی نیز جزو منابع درسی آنهاست. از دیگر نشانههای گسترش اسلام در چین میتوان به افزایش هر ساله تعداد مسلمانان اعزامی از چین به حج اشاره کرد، یک زمانی چهار هزار نفر از چین به حج اعزام میشدند اما امسال 12 هزار نفر اعزام شدند. از سوی دیگر صنعت غذایی حلال در چین روند رو به رشدی را درسالهای اخیر داشته است و انتظار میرود که این صنعت نقش خود را در بازار جهانی بیش از این توسعه دهد. یکی از مزیتهای این صنعت غذایی در چین دسترسی به نیروی کار ارزان است. چین چند سال پیش یادداشت تفاهمی با کمیسیون اروپا امضا کرد و بسیاری از کمپانیهای مورد قبول این کمیسیون آماده هستند محصولات حلال این کشور پهناور آسیایی را به بازار اروپا صادر کنند. در سالهای اخیر همچنین تعداد بسیاری کتب و مقالات دینی و ادبی به زبان چینی چاپ و منتشر شده است که زمینه آشنایی مسلمانان چینی با تاریخ و تمدن ایران زمین و افکار و اندیشههای امام راحل را فراهم کرده است. ایرانیان مقیم کشورهای خارجی به طور طبیعی با مشکلاتی مواجه هستند، به نظر شما از یک طرف ایرانیان مقیم چین و از طرف دیگر چینیهای مقیم ایران در حال حاضر با چه مشکلاتی مواجه هستند؟ برای افرادی که به صورت موقت حضور دارند مشکل زبان و سختی زبان چینی مهمترین مشکلی است که با آن مواجه میشوند اما افرادی که اقامت دائم دارند، مشکل خاصی وجود ندارد. مشكل خاصی از طرف دولت یا مردم چین متوجه ایرانیان مقیم این كشور نیست. چینیها ایرانیان را مردمی متمدن و بافرهنگ و انقلابی میدانند چرا که بسیاری از جنبههای فرهنگی و تمدنی امروزه در چین به نوعی از ایران وارد این کشور شده است. مردمان چین نسبت به ایرانیان رفتاری با احترام و برادرانهای دارند و به عقیده آنها كشور ایران مهد تمدن و اصالت فرهنگی است.از آن طرف هم چینیها در ایران مردمانی کم حاشیه هستند و با مشکل جدی و اساسی در کشور مواجه نیستند، چنانچه روابط بینالملل و سیاستهای کشورهای دیگر اجازه دهد دو کشور ایران و چین میتوانند روابط بهتری نسبت به گذشته با یکدیگر داشته باشند.یادداشت همراه با جواد منصوری از ایران تا پكنعلی تهرانیفرددر کارنامه فعالیتهای دکتر جواد منصوری از همراهی با امام(ره) در زمان مبارزات و حضور فعال در مبارزات آن دوران تا سفیری ایران در پکن و چاپ کتابها و مقالات مختلف پیرامون انقلاب دیده میشود. منصوری از بنیانگذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نخستین فرمانده كل این ارگان انقلابی به شمار میرود. همچنین از اعضای شورای مركزی حزب جمهوری اسلامی بوده و از فروردین 1360 به وزارت امور خارجه منتقل شد. وی بعدها در سمت معاونت فرهنگی و كنسولی اشتغال یافت و در 1368 به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در پاكستان به مدت چهار سال خدمت كرد. از مهر ماه سال 1372 به عنوان معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی منصوب و از مهر 1374 در سمت مشاور وزیر امور خارجه و از دیماه 1384هم با حفظ سمت به ریاست اداره كل اسناد وتاریخ دیپلماسی منصوب شد. وی مدرك لیسانس اقتصاد، فوق لیسانس علوم سیاسی و دكترای تاریخ دارد و بعد از پایان دوره مأموریت فریدون وردینژاد سفیر سابق ایران در چین، به عنوان سفیر ایران در چین منتصب میشود.
منصوری؛ بازمانده فاجعه هفت تیر منصوری یکی ازچند بازمانده فاجعه هفت تیر و انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید بهشتی و 72 تن از یارانش است. در رابطه با انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی میگوید: درروز هفت تیر حزب دو جلسه داشت یکی قبل از نماز که مربوط به شورای مرکزی حزب بود و یک جلسه هم بعد از نماز که متأسفانه ناتمام ماند برای شناسایی و معرفی افراد مدیر برای بخشهای مختلف کشور تشکیل شده بود. من برای یک مأموریت خارج از کشور زودتر از حزب خارج شدم ودر جلسه دوم حضور نداشتم و زمانی که به خانه برای برداشتن لوازم سفر مراجعه کردم تماس گرفتند و گفتند که در جلسه حزب بمبگذاری شده است.
اولین فرمانده سپاه یکی از مسؤولیتهای اصلی و در حقیقت حساسترین مسؤولیتی که جواد منصوری از ابتدای انقلاب بر عهده داشته فرماندهی کل سپاه است. سپاه در اوایل تشکیل خود با مشکلات مختلفی ازجمله درگیریهای داخلی، سرکوب منافقین در کردستان و تشکیل و سازماندهی یک نیروی نظامی، مردمی مواجه بود که این مشکلات حساسیت کاری سپاه در آن زمان دو چندان افزایش داده بود. اولین فرمانده سپاه در رابطه با مشکلات روزهای اول تشکیل سپاه میگوید: در سال 58 و درروزهای اول تشکیل سپاه به عنوان یک نیروی نظامی و مردمی به شدت دچار کمبود امکانات بودیم. این کمبود امکانات به حدی بود که درماههای اول برای پرداخت حداقل حقوق ماهانه پاسداران از بازاریان پول قرض میکردیم و نیروها در بعضی از شهرها به ویژه شهرهای مرزی در چند وعده غذایی فقط نان و پنیر استفاده میکردند. از طرف دیگر در آن زمان همیشه با ارتش در بحث سلاح و فشنگ مشکل داشتیم، ارتش به بهانههای مختلف اعم از سلاح سازمانی در ماههای اول هیچ سلاحی به سپاه واگذار نمیکرد. اولین فرمانده سپاه با اشاره به دیدار فرماندهان و بزرگان کشور درروزهای اول تشکیل سپاه با امام خمینی(ره) گفت: در روزهای اول دیداری با حضرت امام داشتیم که ایشان تأكید کردند که کار را با جدیت و پشتکار ادامه دهید چرا که این کمبودها باعث رشد و پیشرفت شما خواهد شد.
منصوری و کتاب خاطراتتا به امروز 14 کتاب در مباحث مختلف فرهنگی، سیاسی و خاطرات مختلف از وی به چاپ رسیده است که آخرین آن کتاب استعمار فرانو است که توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده است. در این کتاب آخرین سیاستهای غرب برای سلطه بر جهان را مورد تحلیل قرار داده است، و این کتاب در ابعاد سیاسی، فرهنگی بینالمللی و اقتصادی اهداف غرب برای اهداف سلطهجویانه را بیان کرده است. منصوری با بیان این مطلب که كتاب 15 خرداد به روایت اسناد در بین دیگر آثارش از جایگاه ویژهای برخوردار است میگوید: قیام 15 خرداد به روایت اسناد كه پس از بررسی و خلاصهگیری از دهها هزار سند تدوین و پس از انتشار یكی از كتب مرجع شد، هر چند كه قرار بود برای یك مقطع 25 ساله نوشته شود ولی شرایط اجازه انجام آن را نداد.وی در زمینه راههای تقویت علم تاریخنگاری در كشور میگوید: تولید فیلم از زندگی و مبارزات شخصیتها و مردم مبارز، رمان، نمایشنامه و كتابهای كم حجم و به زبان ساده و مفید و تأثیرگذار است. آشنایی با انقلاب اسلامی هم از آخرین آثار جواد منصوری است که در حال حاضر در دانشگاهها به عنوان یک واحد درسی تدریس میشود. منصوری در رابطه با استقبال نسل جوان از این کتاب با بیان این مطلب که تدریس این درس میتوانست بهتر انجام شود اظهار داشت: برای ارائه این کتاب به دانشجویان میتوانستیم از قبل زمینهسازیهای مختلفی انجام دهیم، اما متأسفانه این درس و دروس دفاع مقدس و به تازگی هم درس جدید تحت عنوان نهجالبلاغه به صورت غیرکارشناسی در دانشگاهها و برای دانشجویان مختلف ارائه و تدریس میشود. وی معتقد است این نوع از دروس باید در دوران دبیرستان و برای دانش آموزان مقاطع پایینتر تدریس شود تا بازدهی بیشتری داشته باشد چرا که در دانشگاهها دانشجویان با دروس تخصصی خود بیشتر ارتباط برقرار میکنند. جواد منصوری به ضعف كادر آموزشی در كشور اشاره كرد و گفت: در مراكز آموزشی مهمتر از ضعف منابع آموزشی تاریخ معاصر، ضعف كادر آموزشی و استادان هستند كه در مواردی واقعاً غیر علمی و ضعیف عمل میکنند، متأسفانه در مواردی استادان با دیدگاههای انحرافی و مغرضانه به تدریس تاریخ میپردازند كه نگرانكننده است.سفیر سابق ایران در چین در ادامه گفت: تاریخنویسان عالم و متعهد در عرصه تاریخنویسی معاصر چندان فعال نبودهاند، زیرا انگیزهای برای پرداختن و صرف وقت در این زمینه نداشتهاند. اما متأسفانه مراكز آموزشی و تحقیقاتی قدرتهای استعماری برای انحراف افكار و تحریف وقایع سرمایهگذاری زیادی داشتهاند. کتابهای قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواك، هویت سیاسی و نهادهای اجتماعی، خاطرات جواد منصوری، قیام 15 خرداد تاریخ تحلیلی نهضت اسلامی و چالشهای ایران و آمریكا از جمله کتابهای پرفروش و معروف جواد منصوری است.