ترجمه: سیدحسن روتن
«اگر ما دست آنها را از این تجارت دور نگه داریم، قاهره و مکه به طور کامل نابود خواهند شد»: آفونسو دی آلبوکوئرکو، فرمانده پرتغالی. زمانی که اوباما رئیس جمهور آمریکا دستور حمله نیروهای هوایی آمریکا به یمنیها را صادر کرد و در اثر آن هزاران شهروند یمنی از جمله تعداد زیادی زن و کودک جان خود را از دست دادند، در واقع این نخستین بار نبود که یک قدرت خارجی تلاش میکرد بر یکی از کشورهای شبهجزیره عربستان از لحاظ سیاسی و نظامی تسلط پیدا کند. در اوایل قرن شانزدهم میلادی فرمانده نیروی دریایی پرتغال آفونسو دی آلبوکوئرکو که رؤیای توسعه پادشاهی و قدرت خود و همچنین و دستیابی به ثروت و قدرت فراوان مسلمانان را در سر میپروراند، تصمیم گرفت بر حاکمان مسلمانان که کنترل بخش مهمی از اقیانوس هند را که از نظر اقتصادی و فضای تجاری بسیار غنی بود غلبه کند و کنترل این بخش بسیار مهم را به دست گیرد.
اما آلبوکوئرکو به منظور تأسیس یک امپراتوری اقتصادی و تبدیل اقیانوس هند به یک دریای متعلق به کشور پرتغال (آن گونه که خودش ادعا میکرد) در ابتدا باید بر شبهجزیره عربستان و آبهای پیرامون این شبهجزیره استیلا پیدا میکرد. نیروهای پرتغالی از شاخ آفریقا گرفته تا دریای سرخ و شبهجزیره عربستان، خلیجفارس و تنگه هرمز، کشور هند و ایالت مالاکا در مالزی، بسیاری از شهرها را به اشغال خود درآورد، هزاران نفر از ساکنان این شهرها را به قتل رساند و اموال آنان را به غارت برد. زمانی که که نیروهای پرتغالی در شهرها برای خود قلعه ساختند و بسیاری از اماکن از جمله مساجد را تخریب کردند، مردم متوجه شدند که مهاجمان قصد دارند به طور دائمی در شهرها بمانند. باوجود اینکه آلبوکوئرکو در آواره کردن عربها از شهرهای خودشان موفق عمل کرد، اما میزان نابودی و تخریب شهرهای ساحلی در شبهجزیره، به حد وحشتناکی افزایش پیدا کرد. زمانی که پرتغالیها ساکنان مسلمان خلیج عدن که دروازه ورود به دریای سرخ و تنگه هرمز بود، قتل عام کردند، نفرت و هراسی از اروپاییان به شدت در میان مسلمانان افزایش پیدا کرد. علاوه بر این عملکرد کشتیهای جنگی پرتغال که در راه مکه کشتیهای زیارتی مسلمانان را نابود کردند نیز باعث شد که این احساس تنفر و خشم مسلمانان نسبت به غربیها افزایش پیدا کند.
مقامات پرتغالی خیلی زود دریافتند که بیش از توان نظامی خود عمل کردهاند. آنها قدرت نظامی یا منابع نظامی و انسانی کافی برای استیلا بر چنین منطقه وسیعی را در اختیار نداشتند. ثروت و دارایی به دست آمده از این جنگها باعث شد که پرتغالیها اشباع شوند. علاوه بر این دیگر قدرتهای اروپایی نیز با اقدامات امپراتوری پرتغالی مخالفت کردند و در نهایت رقابت برای به دست آوردن قدرت تسلط بر مناطق تجاری به رقابتی برای جلوگیری از سقوط جامعه پرتغال تبدیل شد.
پس از جنگ جهانی اول بریتانیا یمن را به استعمار خود درآورد و کنترل بندرهای مهم آن را در دست گرفت و بندر عدن به عنوان یک مرکز تجاری بسیار مهم مطرح شد، در همین حال افزایش حس ملیگرایی در عربها با مشکلات اقتصادی و شهری آنها ادغام و باعث شد که مخالفان بریتانیا مبارزه خود را با ارتش این کشور آغاز کنند. زمانی که بریتانیا از خلیج عدن عقبنشینی کرد، اختلاف داخلی و بینالمللی بر سر شبهجزیره عربستان و بندر عدن افزایش پیدا کرد. اگرچه جنگ داخلی یمن در دهه 90 باعث اجرای نخستین انتخابات در این کشور در سال 1993 میلادی شد، اما همچنان این کشور با اختلافات سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی، مذهبی و قومی فراوانی دست و پنجه نرم میکند.
زمان تنها مانع آمریکا برای دخالت دوباره در امور داخلی یمن بود. آمریکا نهتنها در زمان جنگ سرد، تلاش کرد کنترل یمن را در دست بگیرد، بلکه به دلیل اینکه یمن زادگاه اسامه بن لادن است، آمریکا سالها پس از جنگ سرد، به این بهانه تصمیم گرفت به یمن حمله کند.
در واقع در پشت پرده دلایل حمله به یمن مانند تهدید آمریکا از سوی نیروهای القاعده و جنبشهای افراطی، مسائلی مهم دیگری مانند به دست گرفتن کنترل منابع غنی موجود در یمن مانند نفت و تسلط بر اقتصاد، منابع انسانی و مذاهب موجود در منطقه خاورمیانه مطرح است.
در پایان، جنگ بینالمللی برضد تروریسم در واقع نوعی نیرنگ از سوی قدرتهای غربی است که قرنهاست رؤیای تسلط بر شبهجزیره عربستان را در سر میپرورانند. هزاران یمنی معترض به اعمال وحشیانه و غیرانسانی ارتش ائتلافی که به دستور اوباما انجام میشود، به خوبی به این امر واقف هستند. آیا یمن براساس ادعای یکی از مقامات نظامی آمریکا در حال تبدیل شدن به مکانی برای حضور نیروهای القاعده است یا اینکه برخلاف این ادعا، این کشور عربی به مرور به یک پایگاه نظامی و اقتصادی مناسب برای امپراطوری آمریکا تبدیل خواهد شد؟ اگرچه آلبوکوئرکو ادعا کرد که وی و کشور متبوعش پرتغال در تلاش برای ایجاد صلح هستند، اما زمانی که شهر مورد هجوم قرار گرفته توسط او در برابر سربازانش مقاومت کرد. براساس شواهد عینی مطرح شده در آن زمان، این شهر با بمباران شدید نیروهای این فرمانده پرتغالی مواجه شد. توپهای جنگی مانند باران بر سر مردم میریختند و صدای غرش توپها نیز مانند صدای رعد و برق و تندر به گوش مردم بیدفاع میرسید و شعلههای آتش توپخانه مانند نور رعد و برق در آسمان بود. 175 هزار آواره یمنی و آنهایی که بهتازگی در یورشهای آمریکا و عربستان به یمن اعضای خانواده خود را از دست دادهاند، بهخوبی میتوانند در مورد صحت و درستی این مسأله شهادت دهند.