
سلیمان جعفرزاده، رئیس کمیسیون اجتماعی
توسعه سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و صنعتی در هر جامعه بدون داشتن توسعه اجتماعی ناقص است، زیرا در چنین جامعهای فرهنگ پذیرش توسعه وجود ندارد. از طرف دیگر وجود فقر، آسیب و کمبود، مانع رسیدن جوامع به توسعه مطلوب میشود. اینها معادلاتی است که در ایران رعایت نمیشوند. کشورهای دنیا ابتدا توسعه اجتماعی را بالا میبرند، بعد مسائل اجتماعی در فرهنگشان حل میشود و در آخر پس از آمادهسازی بستر ذهنی مردم به رشد در زمینههای دیگر کمر همت میبندند. زمانی که در کشوری از نظر اجتماعی حمایت، پذیرش و احترام وجود داشته باشد،خود به خود زمینههای تشویق برای سرمایهگذاری در آن کشور به وجود میآید. رسیدن به چنین مطلوبی را توسعهیافتگی در یک جامعه میخوانند.
چنانچه مجموعه عواملی که توسعه اجتماعی را تشکیل میدهند، اعم از آداب،سنن، فرهنگ، تمدن، برخوردها، اخلاقیات،خصوصیات و رفتارهای فردی و اجتماعی به یک اندازه رشد کنند، میتوان ادعا کرد جامعه به توسعه اجتماعی رسیده است.
توسعه اجتماعی به دنبال رفاه اجتماعی و رفاه اجتماعی در پی حذف آسیبها و تهدیدهای اجتماعی پدید میآید. در حال حاضر در کشور ما چیزی بیش از 50 آسیب اجتماعی وجود دارد. در حالی که این رقم در کشور سوئیس 2 آسیب و در آمریکا 5 آسیب است. این آمار در کشورهای مختلف، متفاوت است. در برخی کشورها این رقم به صفر رسیده است. از کشوری که در آن آسیبهای اجتماعی به صفر رسیده با عنوان امنترین کشور دنیا یاد میشود.
خشونتهایی که در طول روز در جامعه شاهدیم، همگی آسیب اجتماعی این خشونتها، از عصبانیت سرچشمه میگیرند و دلیل عصبانیتها، افسردگی است و افسردگی در میان افراد جامعه ریشه در فقر اقتصادی و فرهنگی خانوادهها دارد. بیپولی خانوادهها در تأمین هزینههایشان یک آسیب اجتماعی است.
علاوه بر این، میانگین سن ابتلا به سکته قلبی به طور چشمگیری در ایران کاهش یافته است که علل آن را میتوان در میان آسیبها و معضلات اجتماعی و اقتصادی جست. در ایران محور اصلی و اولویت مهم آسیبهای اجتماعی، فقر اقتصادی است. طبق برآوردها، هم اکنون 70 درصد آسیبهای اجتماعی در کشور به تهدید اجتماعی تبدیل میشوند و سپس امنیت اجتماعی را از بین میبرند. وقتی این اتفاق افتاد، رفاه اجتماعی حاصل نمیشود. رفاه و امنیت اجتماعی از جامعهای که در آن فقر وجود داشته باشد، گریزانند. وقتی هم امنیت اجتماعی وجود نداشته باشد اعتماد سرمایهگذار برای سرمایهگذاری جلب نمیشود.
بهداشت و سلامت اجتماعی در کلام، رفتار و گفتار در کشور ما حلقه مفقوده است و امنیت روانی وجود ندارد. خلاصه این مطالب اینکه متولی برای توسعه اجتماعی وجود ندارد. به عبارتی جای دستگاهی که در مقابل اشتغال، بیکاری، فقر و ... پاسخگو باشد، خالی است.
در حال حاضر کدام وزارتخانه مسؤول تولید کار است. سیاستگذار اصلی کدام دستگاه است؟ در این زمینه، وزارت کار و امور اجتماعی خود را متولی تولید کار نمیداند بلکه تنها مسؤولیت خود را مرتبط با حفظ قوانین کار و کارگر عنوان میکند. همچنین در مورد آمار طلاق کدام نهاد پاسخگو است؟ در حالی که طلاق از آسیبهای جدی است، در جامعه ما متولی ندارد. امروزه 80 درصد طلاقها در ایران به فقر اقتصادی و نداشتن درآمد و مابقی به نحوه انتخاب باز میگردد.
راهکار جلوگیری از روند موجود، تشکیل وزارت امور اجتماعی است. تا این کار صورت نگیرد کسی پاسخگو نیست. تشکیل چنین وزارتخانهای به تمرکز تمام نهادهای اجتماعی کمک میکند. علاوه بر این، با این کار میتوان سیاستگذاریها، برنامهها، چشمانداز و استراتژی اجتماعی، پاسخگویی و تدوین دکترین اجتماعی و ارائه آن به جامعه را ازاین نهاد انتظار داشت.