کد خبر: 200479
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۶
پیمان زمانی

جوان: شاید تا به حال نظریه «مارپیچ سکوت» به گوشتان خورده باشد. بر اساس مباحث جامعه‌شناختی، «مارپیچ سکوت» زمانی در یک جامعه انسانی رخ می‌دهد که ارزش‌ها و هنجارهای مورد قبول اکثریت بر فضای کلی جامعه حاکم باشد و هنجارها و ارزش‌های اقلیت در حاشیه قرار گیرد. الیزابت نوئل نیومن در نظریه مارپیچ سکوت تلاش دارد تا نشان دهد که مردم وقتی فکر کنند در اقلیت قرار دارند تمایلی به بیان عقایدشان ندارند. نظریه مارپیچ سکوت به تشریح فشار فزآینده‌ای می‌پردازد که به گمان مردمی که فکر می‌کنند در اقلیت هستند، برای پنهان کردن عقایدشان بر آنها وارد می‌شود. این نظریه بر اساس سه فرضیه زیر طراحی شده‌ است:
- مردم از نوعی توانایی شبه آماری یا همان حس ششم برخوردارند که به آنها امکان می‌دهد افکار و عقاید حاکم بر فضای عمومی جامعه راحتی بدون مراجعه یه نتایج نظرسنجی‌ها تشخیص دهند.
- مردم از قرار‌گرفتن در انزوا بیم دارند و می‌دانند بیشتر چه نوع رفتارهایی ممکن است آنها را از نظر اجتماعی منزوی کند.
- مردم عمدتاً به دلیل ترس از انزوای اجتماعی از ابراز آن دسته از افکار و عقایدشان که در اقلیت است، خودداری می‌کنند.
بر مبنای این سه فرضیه، هر چه شخص افکار و نظرات خود را به افکار و آرای غالب در جامعه نزدیک‌تر ببیند تمایل بیشتری به ابراز آزادانه و علنی نظراتش در ملأ عام نشان خواهد داد. اما اگر گرایشات عمومی تغییر پیدا کنند همین شخص نیز درمی‌یابد که دیگر نظراتش از نظر جمع مطلوب نیست و در نتیجه تمایل کمتری به بیان علنی آنها خواهد داشت. هر چه فاصله بین افکار عمومی و نظرات شخصی انسان افزایش یابد به همان اندازه نیز تمایل او برای بیان عقایدش کاهش می‌یابد.

وارونگی مارپیچ سکوت در جامعه ایران و بغض اکثریت

طی چند ماه اخیر و پس از تجربه انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران، افرادی که ابتدا به نتیجه انتخابات معترض بودند و سپس سر از وادی هنجارشکنی و عبور از ارزش‌های جامعه درآوردند، نظریه مارپیچ سکوت را نقض کرده و آن را وارونه کردند! این افراد که عبورشان از ارزش‌ها در جریان عزاداری روز عاشورا به اوج خود رسید، با آنکه ‌در اقلیت بودند اما از ارزش‌ها و باورهای مورد قبول جامعه در حوزه اعتقاد به اصل امامت و احترام ویژه به امام حسین(ع) عبور کرده و این ارزش‌های اکثریتی را با جسارت اقلیتی خود مورد بی‌احترامی قرار دادند. به طور طبیعی، زمانی که نابهنجاری‌های اقلیت به هنجارها و ارزش‌های اکثریت بی‌احترامی و دهن‌کجی کند، اکثریت واکنش جدی نشان می‌دهد. حال اگر اقلیت به ارزش‌های دینی، بنیادی و اصیل اکثریت به طرز شوک‌آوری بی‌احترا‌می‌ کند، واکنش اکثریت شدیدتر خواهد بود که می‌توان از آن با عنوان «بغض اکثریت» یاد کرد. البته ناگفته نماند که زمانی بغض اکثریت در واکنش به جسارت اقلیت می‌شکند که روح نشاط اجتماعی و مشارکت جمعی در هسته زیستی افراد وجود داشته باشد.
راهپیمایی چشمگیر مردم ایران (بخوانید اکثریت) در اعتراض به حرمت‌شکنی عده‌ای در روز عاشورا (بخوانید اقلیت) نمونه بارزی از شکسته شدن بغض اکثریت بود؛ اکثریتی که طی چند ماه اخیر برای دامن نزدن به تنش‌های اجتماعی و کش‌دار نشدن مسائل، از ورود بی‌پرده به گود خودداری کردند و تمام هنجارشکنی‌های اقلیت را در خود نگه داشتند اما با عبور عریان اقلیت از خط قرمزهای ارزشی و دینی‌شان، سکوت را روا ندانستند.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار