سینا تکاور - صدور بیانیه هفدهم میرحسین موسوی که کارشناسان زیادی آن را از موضع ضعف و ناشی از سرخوردگی شدید رهبران این فرقه از حضور میلیونی مردم در راهپیمایی روز چهارشنبه قلمداد میکنند، اگرچه تکرار همان سخنان ساختارشکنانه وی از زمان پایان رقابتهای انتخاباتی است اما در بخشهایی تلاش میکند که با مظلومنمایی دالانی برای فرار خود ایجاد کند؛ دالانی که برخی دیگر از چهرهها نیز که به ظاهر علاقهای به میرحسین ندارند، عملاً در ایجاد آن به وی کمک میکنند. میرحسین موسوی در بیانیه هفدهم خود در حالی سخن از آشتی ملی به میان میرود و به اصطلاح خودش راهکار برای برونرفت از این وضعیت ارائه میکند که تا قبل از برگزاری راهپیمایی با شکوه چهارشنبه هیچ موضعگیری خاصی در خصوص وقایع اسفبار عاشورای حسینی در تهران نداشت و حتی پس از مرگ مشکوک خواهرزادهاش در این حوادث، در برخی از رسانهها از جانب وی نقل شد که در خصوص این وقایع بیانیهای نخواهد داد اما پس از حضور حماسی و میلیونی مردم در راهپیمایی عاشوراییان، وی سراسیمه اقدام به صدور بیانیه هفدهم خود کرد که سرشار از تناقضاتی فاحش است. بیانیهای که در آن به رغم افول شدید نگارشی از سوی نگارنده، فضایی از بیم و امید در آن ترسیم شده است. بیم از آن جهت که وی علی رغم قبول این مطلب که هوادارانش در روز عاشورا به خیابانها آمدهاند اما از به دوش کشیدن بار مسؤولیت دعوت آنها به کف خیابانها شانه خالی کرده است و جنجالآفرینیهای عاشورا را خودجوش نامیده است و پس از آن با ترسیم فضایی بحرانی از کشور سعی دارد تا امید را همچنان در دل حامیان خود زنده نگه دارد. البته وی در این بیانیه هیچ اشارهای به موضوع تقلب در انتخابات که به کرات در بیانیههای قبلی خود بر روی آن پافشاری کرده بود، نداشته و حتی با به رسمیت شناختن دولت دهم خواستار عمل کردن مجلس و قوه قضائیه به وظایف قانونی خود در قبال پاسخگو کردن دولت شده است. اما آیا میتوان این بیانیه میرحسین را یک عقب نشینی استراتژیک برای فرار وی از پاسخگویی دانست؟بدون شک سخنان میرحسین در بیانیه هفدهم خود در خصوص آشتی ملی و طرح موضوع وحدت، بحثی است که از مدتها قبل و از زمان شعلهور شدن آتش تفرقه، از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شده و ایشان همه را به وحدت دعوت کردهاند. جذب حداکثری و دفع حداقلی بحثی است که ایشان هم در نماز جمعه روشنگرانه 29 خرداد و هم در دیدار طلاب و روحانیون بر روی آن تأکید کردند در همین راستا بود اما میرحسین موسوی و حامیان پشت پرده و کف خیابانی وی تا چه حد به این بحث توجه کردند؟ آن چیز که مسلم است و همگان بر روی آن اتفاق نظر دارند، روشن شدن و شعلهور شدن آتش فتنه توسط جماعت شکستخورده در انتخابات بود؛ انتخاباتی که با حضور 85 درصد از مردم، یک رفراندوم واقعی برای نظام محسوب میشود و میتوانست بهترین پشتیبان برای انجام هرچه بهتر امور داخلی کشور باشد و به کمک آن در مقابل بسیاری از بحرانهای بینالمللی ایستاد؛ اما همین انتخابات ابزار دستی برای فتنهانگیزان شد تا آتش فتنه را در کشور شعلهور کنند. فتنهای که به برکت بصیرت بالای مردم به یک فرصت برای شناخت پیروان راستین انقلاب و تمییز شعارهای دروغین از واقعی مدعیان تبدیل شد. بنابراین آنچه که موسوی در بیانیه خود از آن با نام بحران نام میبرد آتش همان فتنهای است که به دست خود و حامیانش در کشور افروخته شده است. از این رو موسوی در بخشهای پایانی بیانیه خود سعی کرده است، با ارائه راهکارهای خروج از بحران ضمن تغییر جای قاضی و مجرم برای کتمان وقایعی که به نام او در سطح کشور ثبت شده است، این اتفاقات را به یک دعوای ساده سیاسی میان خود و دولت تبدیل کند. این در حالی است که ذهن تاریخی ملت ایران به خوبی شعارهای ساختارشکنانه حامیان آقای موسوی را علیه نظام، انقلاب، اصل مترقی ولایت فقیه و حتی اعتقادات مذهبی مردم به یاد دارند. از این رو موسوی با صدور این بیانیه پس از حضور میلیونی مردم در راهپیمایی پرشکوه 9دی و قبول شکست در غیاب مشاوران و نزدیکان خود سعی در ایجاد دالانی برای گریز و فرار از پاسخگویی دارد تا در دادگاه صالحه پاسخگوی جنایاتی که در طول این 6 ماه علیه ملت ایران رواداشته است، نباشد. اما صدور این بیانیه تنها یک بخش از ساخت دالان فرار میرحسین است چراکه در کنار این بیانیه، برخی دیگر از چهرههای به ظاهر موجه که خود را مخالف این جریانات و وقایع میدانند، سعی در کمک به میرحسین موسوی برای تکمیل این دالان و فرار از طریق آن دارند. افرادی که با فراموش کردن تمامی ماجراها و هتک حرمتها تلاش دارند نظر هر دو جناح سیاسی را برای رسیدن به قدرت جلب کنند. آن چیز که در این میان مسلم است، حرکت مردم ایران در روز 9 دی و فریادهای آنان نشان از لبریز شدن کاسه صبر این امت انقلابی است و قطعاً خواسته این ملت محاکمه سران و عواملی است که طی ماههای اخیر احساسات انقلابی آنها را جریحه دار کردهاند. بدون شک آشتی ملی در روز 9دی اتفاق افتاد که ملت ایران با هر سلیقهای در راهپیمایی با شکوه آن روز حضور پیدا کردند و برای تکمیل این آشتی ملی باید مسببان حوادث اخیر ضمن حضور در دادگاه صالحه و رسیدگی به جرمشان، به صورت علنی از محضر مقام معظم رهبری و ملت ایران عذرخواهی کنند و مسؤولیت تمامی این وقایع را بپذیرند.