در پی فروکش نسبی درگیریها در مناطق شمالی یمن بین دولت این کشور و عربستان از یکسو و الحوثیهای طالب حقوق مدنی از دیگرسو که به نظر میرسد تمایل دولت یمن و عربستان را به حل بحران از طریق گفتوگو و مذاکره افزایش داده است، ضرورت مقابله با القاعده در یمن که پیش از این در حاشیه قرار گرفته بود در روزهای اخیر برجستهتر شده و در پی ارائه کمکهای نظامی و اطلاعاتی آمریکا به دولت یمن، دفتر نخستوزیری انگلیس از پیشنهاد براون برای برگزاری اجلاس بینالمللی درباره تحولات یمن همزمان با برگزاری کنفرانس بینالمللی افغانستان در لندن در 28 ژانویه برابر با 7 بهمن ماه اینده خبر داده است. آنچه موجب شده گوردون براون، برگزاری کنفرانس بینالمللی درباره تحولات یمن و تقویت دولت این کشور در مبارزه با تروریسم را پیشنهاد کند، اذعان عمر فاروق عبدالمطلب عامل عملیات تروریستی نافرجام در خط هوایی آمستردام- دیترویت به داشتن ارتباط با القاعده یمن است.
اما از آنجا که شواهد موجود نشان میدهد خود این عملیات، همانند واقعه 11 سپتامبر سال 2001 طرحی مدیریت شده از سوی دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی غرب بوده است، از این رو به نظر میرسد ارائه پیشنهاد برگزاری کنفرانس بینالمللی درباره تحولات یمن با تعقیب اهدافی از سوی کشورهای غربی از جمله انگلیس همراه است. یک بررسی تطبیقی نشان میدهد همان مدیریت امنیتی که در خصوص واقعه 11 سپتامبر سال 2001 بهخصوص از ناحیه سهلانگاری دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی وجود داشت، به نوعی در عملیات تروریستی نافرجام اخیر در مسیر هواپیمایی آمستردام - دیترویت تکرار شده است.
زیرا بهرغم اینکه پدر عمر فاروق عبدالمطلب جوان 23 ساله نیجریهای که عامل این عملیات نافرجام اعلام شده است، قبلاً درباره گرایشات افراطی و ارتباط وی با القاعده به ماموران امنیتی اطلاع داده بود اما با اغماض آنها روبهرو شده بود. نکته قابل تأمل در این زمینه این است که دستگاههای اطلاعاتی انگلیس نیز درباره گرایشات و ارتباطات وی به لحاظ اینکه دانشآموخته دانشکده لندن بود، آگاهی داشت.
بنابراین از آنجا که عمر فاروق عبدالمطلب عامل اقدام تروریستی نافرجام اخیر به داشتن ارتباط با القاعده یمن اذعان کرده است از این رو پیشنهاد برگزاری کنفرانس بینالمللی درباره تحولات یمن از این جهت نیز قابل تأمل است که دستهای پنهان قدرتهای فرامنطقهای را در آغاز و ادامه این بحران آشکار میکند و نشان میدهد که چرا این کشورها جلوی جنگ دولت یمن و عربستان با ساکنان استانهای شمالی یمن را که تنها خواستار حقوق برابر و رفع تبعیضهای اجتماعی و سیاسی بودند، نگرفتند و به این حملات و اقدامات سرکوبگرانه چراغ سبز نشان دادند.
همچنین به نظر میرسد منحرف کردن افکار عمومی در آمریکا و در دیگر کشورهای غربی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی ناشی از بحران اقتصادی با توجه به آغاز سال جدید میلادی از دیگر اهداف اعلام نشده از مدیریت اقدام تروریستی نافرجام اخیر در آمریکا باشد.
البته باید به این واقعیت نیز توجه داشت که هر چند کشورهای غربی در مبارزه با تروریسم و مقابله با گسترش تفکر القاعده در بین جوانان اهل سنت هدف واحدی را دنبال میکنند اما در خصوص منافع و حوزههای نفوذی که در پوشش این مبارزه تعقیب میکنند به شدت با یکدیگر رقابت میکنند و از این لحاظ پیشنهاد میزبانی کنفرانس بینالمللی درباره تحولات یمن از سوی گوردون براون که بلافاصله پس از اقدام آمریکا در اعزام نیرو به یمن و ارائه کمکهای آموزشی و اطلاعاتی به دولت این کشور همراه بود، نوعی رقابت مخفی را بین انگلیس و آمریکا در خصوص تسلط بر یمن آشکار میکند، بخصوص آنکه اهمیت ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک این کشور پس از ظهور پدیده مشکوک دزدی دریایی که آنهم بهانهای شد برای گسترش سلطه دریایی قدرتهای غربی در آبهای سومالی و تنگه استراتژیک باب المندب، اهمیت مضاعف یافته است.
از این رو با توجه به تضاد منافعی که بین قدرتهای غربی در خصوص گسترش تسلط خود بر مناطق استراتژیک وجود دارد، بینالمللی شدن بحران یمن، میتواند دخالتهای قدرتهای فرامنطقهای را بیشتر کند و از این لحاظ نیز به نظر نمیرسد عملی شدن پیشنهاد براون بتواند به حل این بحران کمک کند و لذا گفتوگوهای فراگیر داخلی همچنان کم هزینهترین و کارآمدترین شیوه و راهکار حل بحران محسوب میشود.